چالش جدید ناتو: ایران، روسیه و جبهه جهانی
این متن شامل بخشهایی از یک مصاحبه ویدئویی با پروفسور محمد مرندی است که نگرانیها در مورد شکلگیری یک پیمان دفاعی پیشنهادی بین روسیه و ایران و دیگر «کشورهای همفکر» علیه ناتو را بررسی میکند.
مرندی بیان میکند که حملات علیه ایران، از جمله حمایت غرب از اسرائیل، کشورها را وادار به همکاری نظامی نزدیکتر برای دفاع از خود در برابر اقدامات تحریکآمیز فزاینده آمریکا و ناتو کرده است.
در این مصاحبه همچنین به دورنمای مذاکرات ایران با آمریکا پرداخته میشود و مرندی معتقد است که ایران در حال حاضر دلیلی برای مذاکره ندارد، زیرا تحریمها و خواستههای غیرمنطقی آمریکا باعث شده تا هیچ پیشرفت مفیدی مورد انتظار نباشد.
علاوه بر این، بحثی در مورد تبلیغات غرب مبنی بر «اسلامیسازی» و تلاش برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان و مسیحیان مطرح شده، و به نقش مقاومت در حمایت از مسیحیان منطقه در مقابل گروههای تکفیری اشاره میشود.
چگونه همکاری های دفاعی نوظهور ایران و روسیه توازن قدرت جهانی را تغییر می دهد؟
همکاریهای دفاعی نوظهور بین ایران و روسیه پتانسیل قابل توجهی برای تغییر توازن قدرت جهانی دارند، عمدتاً از طریق ایجاد یک مکانیسم دفاعی برای «اکثریت جهانی» در مقابل آنچه که رفتار فزاینده تحریکآمیز آمریکا و ائتلاف ناتو تلقی میشود.
بر اساس منابع، تغییرات و پویاییهای کلیدی این همکاری که بر توازن جهانی تأثیر میگذارد، شامل موارد زیر است:
۱. تشکیل جبههای در مقابل ناتو
- سفیر ایران در روسیه اعلام کرده است که روسیه یک پیمان دفاعی بین ایران و «کشورهای همفکر» در برابر ناتو پیشنهاد داده است.
- این پیشنهادها هنوز در مراحل اولیه مذاکرات قرار دارند.
- این همکاریها در واکنش به تغییر طرز فکر ایران و روسیه نسبت به ناتو شکل میگیرد.
- به گفته پروفسور مرندی، انتظار میرود که ایران، روسیه و دیگران همکاری نزدیکتری را در قالب یک رابطه نظامی ساختاری آغاز کنند، هرچند مشخص نیست که آیا میتوان آن را در نهایت «اتحاد» نامید یا خیر.
۲. پاسخ به ائتلاف عظیم غربی
انگیزه اصلی این همکاری، رویارویی با ائتلافهایی است که علیه ایران عمل میکنند:
- حمله اخیر به ایران تنها یک حمله اسرائیلی نبود، بلکه تمام غرب در آن از اسرائیل حمایت کرد.
- این عملیات توسط ناتو انجام شد و شامل استفاده از تأسیسات، فضای هوایی و رادارهای ترکیه میشد.
- جمهوری آذربایجان، شمال عراق (با استفاده از داراییهای آمریکا در آنجا) و قلمرو سوریه نیز عمیقاً درگیر بودند.
- پایگاهها و تأسیسات راداری آمریکا در کشورهای پادشاهی خلیج فارس نیز در این ائتلاف بزرگ مورد استفاده قرار گرفتند.
- به دلیل رفتار تهاجمی آمریکا در سطح جهانی (مانند ونزوئلا یا حمایت از درگیریها در غزه و لبنان)، کشورها باید مکانیزمی برای محافظت از خود پیدا کنند.
۳. توانمندسازی «اکثریت جهانی»
- در این «دوران بسیار خطرناک»، مهم است که اکثریت جهانی توانایی دفاع از خود را داشته باشد.
- با توجه به رفتار احمقانه آمریکا و رژیم اسرائیل که باعث متحد شدن ایرانیان شده است، عمیقتر شدن روابط نظامی با روسیه احتمالاً با مخالفت کمتری در داخل ایران نسبت به چند ماه قبل روبرو خواهد شد.
- ایالات متحده با خصومت ورزیدن با روسیه، ایران و دیگران، خود را به حاشیه میراند و احتمال هرگونه نزدیکی در آینده را کمتر میکند.
۴. انتقال دانش مقاومت در برابر تحریمها
اگرچه این همکاریها در حوزه نظامی است، اما انتقال تجربیات ایران در حوزه تحریمها به روسیه نیز یک جنبه مهم از توانمندسازی متقابل است که توازن قوا را تغییر میدهد:
- ایران به دلیل تحریمها مجبور شد صنایع نظامی خود را بسازد و امروزه برای دفاع از خود کاملاً مستقل از غرب است.
- رژیم تحریمها باعث سختی میشود، اما کشور را به سوی خلاقیت، خودکفایی و یافتن مشارکتهای جدید سوق میدهد.
- تجربیات ایران در دور زدن تحریمها و توسعه زیرساخت صنعتیاش و همچنین عضویت در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، تأثیر تحریمها را به تدریج کاهش داده است.
- پس از جنگ اوکراین، هیئتهای روسی متعددی به ایران سفر کردند تا تجربه ایران را بیاموزند و بتوانند به سرعت بر مشکلات تحمیل شده غلبه کنند.
۵. تضعیف و فرسایش غرب
در نهایت، این همکاریها در بستری از ضعف فزاینده غرب صورت میگیرد که خود به تغییر توازن قوا کمک میکند:
- غرب در حال حاضر در حال فرسایش خود است.
- جنگ در اوکراین در حال رسیدن به نتیجهای است که پیشبینی میشد.
- غرب ضعیف بودن خود را نشان داده و درگیر جنگهای متعدد، جنگهای کثیف و جنگهای تجاری شده و در حال خسته کردن خود است.
- هرچه این درگیریهای غرب با موجودیتهای سراسر جهان طولانیتر شود، ضعیفتر خواهند شد.
- بنابراین، زمان به نفع رژیمهایی نیست که غرب از آنها حمایت میکند (مانند رژیم اسرائیل).
تحریم های غرب چه تاثیری بر خودکفایی و صنعتی ایران و روسیه داشته اند؟
تحریمهای غرب تأثیر عمیقی بر خودکفایی نظامی و صنعتی ایران داشته و تجربیات ایران در این زمینه به روسیه نیز منتقل شده است.
تأثیر تحریمها بر خودکفایی ایران:
- استقلال کامل صنعتی و نظامی: تحریمها باعث شدهاند که ایرانِ امروز کاملاً از غرب مستقل باشد. در حالی که قبل از انقلاب، رژیم وقت تحت حمایت و نظامیسازی غرب بود و همه چیز در ایران از غرب تأمین میشد. شاه انواع سلاحها را خریداری میکرد، اما ایران چیزی تولید نمیکرد و تمام سلاحهای مورد استفاده وارداتی بودند.
- تولید داخلی نظامی: ایران به تدریج به دلیل تحریمها، شروع به ساخت صنایع نظامی خود کرد. امروزه، آنچه آمریکا میخواهد محدود کند – برنامه هستهای و سیستم موشکی ایران – هر دو محصول همین تحریمها هستند.
- خوداتکایی و فناوری پیشرفته: تحریمها ایران را بسیار خوداتکاتر، بسیار پیشرفتهتر از نظر فناوری (high-tech)، و بسیار توانمندتر برای مقاومت در برابر ایالات متحده کرده است.
- توسعه پایگاه صنعتی: ایران پایگاه صنعتی خود را توسعه داده و در سالهای اخیر توانایی بیشتری برای دور زدن تحریمها پیدا کرده است. عضویت در بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز به تدریج تأثیر تحریمها را کاهش داده است.
- منطق تحریم: منطق تحریمها این است که جنگ را بدون بمباران کشور انجام دهند. هدف همواره ایجاد درد و رنج و در هم شکستن بافت جامعه بوده است
- . اما رژیم تحریمها کشور را وادار به خلاقیت، خودکفایی و خوداتکایی میکند و در نهایت، یک خسارت دائمی برای غرب ایجاد مینماید. با این اقدامات، کشورهایی مانند ایران آنقدر از غرب دور میشوند که هرگز باز نخواهند گشت.
انتقال تجربیات به روسیه:
تحریمهای غرب علیه ایران، منبع یادگیری برای دیگر کشورها شد.
هنگامی که ایالات متحده پس از جنگ اوکراین شروع به اعمال تحریمهای مشابه علیه روسیه کرد، هیئتهای متعدد روسی به ایران آمدند تا درباره تجربه ایران بیاموزند.
هدف این بود که روسیه بتواند به سرعت بر بسیاری از مشکلاتی که بر آنها تحمیل شده بود، غلبه کند.
چگونه روایتهای غرب درباره جنگ و درگیری، در مقابل واقعیتهای میدانی، مشروعیت خود را از دست دادهاند؟
این موضوع که چگونه روایتهای غرب درباره جنگ و درگیری در مقابل واقعیتهای میدانی مقاومت مشروعیت خود را از دست داده است، در منابع موجود بهطور مشروح مورد بحث قرار گرفته است.
این کاهش مشروعیت عمدتاً نتیجه شفاف شدن جنایات میدانی و همچنین ناکارآمدی اقدامات غرب (مانند تحریمها و جنگهای نیابتی) در تضعیف محور مقاومت است.
۱. نمایش واقعیت در برابر روایتهای ساختگی:
مهمترین عامل در از دست دادن مشروعیت، این است که دیگر نمیتوان واقعیت را پنهان کرد.
- نقش جوانان و رسانههای غیررسمی: تلاش برای تحمیل روایتهای ساختگی در برابر واقعیت، موفق نخواهد شد. نسل جوان امروز، واقعیتها را مشاهده کردهاند و دیگر این روایتها را نمیپذیرند. به عنوان مثال، یکی از نویسندگان سابق سخنرانی اوباما اعتراف کرده است که کودکان یهودی در مدرسه وقتی واقعیت را در تلفنهای همراه خود میبینند، دیگر روایتهای غربی را باور نمیکنند و راهحل را گرفتن تلفنهای همراهشان دانستهاند.
- تصویر مخدوش رژیم اسرائیل: رژیم اسرائیل اکنون در سراسر جهان مورد تنفر است. هر روز که این رژیم مرتکب جنایت میشود (در لبنان، غزه یا کرانه باختری)، این اخبار از طریق شبکههای غیررسمی در سراسر جهان منتشر میشود. تصویری که رژیم اسرائیل دو سال پیش از طریق دستگاه تبلیغاتی خود در غرب داشت، اکنون بهطور کامل تخریب شده است.
- نسلکشی و نقض آتشبس: تداوم نسلکشی در غزه و نقض روزانه آتشبس توسط رژیم اسرائیل، همواره به مردم جهان یادآوری میکند که این هولوکاست ادامه دارد و این رژیم همچنان خونتشنه است. این رژیم عمداً با جلوگیری از رسیدن غذا و تجهیزات، میخواهد کودکان همچنان بمیرند و مردم فلسطین را از بین ببرد.
- رسانههای غربی به عنوان گزارشنویسان: رسانههای بزرگی مانند بیبیسی، سیانان، نیویورک تایمز و گاردین به دلیل سکوت در برابر این جنایات، به عنوان “گزارشنویسان” (stenographers) توصیف شدهاند که شرافت و عزتی ندارند.
۲. افشای ریاکاری در مورد ارزشها و حقوق بشر:
روایتهای غرب درباره ارزشهای اخلاقی و حقوق بشر، در مقابل اقدامات مقاومت و اقدامات غرب، بیاعتبار شده است:
- تناقض در حقوق بشر: غرب ایران را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم میکند، در حالی که خود در حال کمک به رژیم اسرائیل برای انجام نسلکشی در غزه است. این نشاندهنده فقدان شرافت در دولتهای غربی است.
- پوشش محافظتی مقاومت برای اقلیتها: در حالی که ناتو و شرکای منطقهای آن از گروههای تکفیری حمایت میکردند، مقاومت (مانند نیروهای بسیج مردمی عراق و حزبالله) از مسیحیان و سایر اقلیتها در منطقه محافظت کردند و در کنار آنها جنگیدند.
- تلاش برای تفرقه مذهبی: صهیونیستها تلاش میکنند تا با ایجاد روایتهای ساختگی، بین مسیحیان و مسلمانان تفرقه و خصومت عمیق ایجاد کنند. این در حالی است که در ایران، که مرکز محور مقاومت است، یهودیان و مسیحیان نماینده پارلمان دارند و برای ما طبیعی است که نام ایستگاه مترویی به نام مریم مقدس (مادر عیسی مسیح) وجود داشته باشد.
۳. ناکارآمدی تحریمها و اقدامات نظامی غرب در برابر خوداتکایی مقاومت:
اقدامات خصمانه غرب که با هدف تضعیف انجام شد، بهطور متناقضی به تقویت مقاومت و محوریت ایران منجر شده است:
- تحریمها به عنوان موتور خودکفایی: منطق تحریمها انجام جنگ بدون بمباران کشورها است. اما تحریمهای گسترده علیه ایران، این کشور را وادار کرد تا پایگاه صنعتی و نظامی خود را ایجاد کرده و به خودکفایی کامل در دفاع از خود برسد. ایران کاملاً از غرب مستقل شده است، در حالی که قبل از انقلاب رژیم مورد حمایت غرب بود و تمام تجهیزات نظامی خود را وارد میکرد. تجربیات ایران در دور زدن تحریمها حتی به روسیه منتقل شده است.
- تقویت حزبالله: ترورها و حملات اسرائیل که از سر استیصال انجام میشود، نمیتواند قدرت سیاسی یا نظامی حزبالله در لبنان را از بین ببرد. حزبالله پس از جنگها، در حال بازسازی ساختار نظامی خود و آماده شدن برای جنگهای با فناوری بالا است.
بهطور خلاصه، مشروعیت روایتهای غرب در مورد جنگها در حال فروپاشی است، زیرا زمان به نفع رژیم اسرائیل نیست و غرب با درگیر کردن خود در جنگهای متعدد و کثیف (مانند اوکراین)، در حال تضعیف و به حاشیه راندن خود است.
مقاومت در منطقه، با وجود درد و رنج ناشی از کشتارها و حملات، توانسته است واقعیت میدانی خود را به جهان نشان دهد و تصویری را که غرب میخواست از آن ارائه دهد، کاملاً از بین ببرد.





