بر اساس گفتگوهای موجود در منابع ارسالی (به ویژه تحلیلهای سرهنگ داگلاس مکگرگور)، حمله احتمالی به ایران پیامدهای استراتژیک عمیق و خطرناکی برای ثبات منطقه و جهان خواهد داشت.
این پیامدها را میتوان در چند محور اصلی دستهبندی کرد:
۱. پاسخ نظامی گسترده و عدم خویشتنداری ایران بر خلاف گذشته، تحلیلها نشان میدهد که ایران در صورت حمله، هیچگونه خویشتنداری نشان نخواهد داد.
ایران با استفاده از زرادخانه موشکهای بالستیک خود، به اهداف متعددی حمله خواهد کرد، از جمله:
- پایگاههای محل استقرار هواپیماها، رادارها و سامانههای دفاع موشکی آمریکا در منطقه.
- مراکز فرماندهی و کنترل (بهطور مشخص در قطر و سایر نقاط خلیج فارس).
- کشتیهای جنگی آمریکا در صورتی که در برد باشند.
- حمله سنگین به اسرائیل که خسارات عظیمی به آن وارد خواهد کرد.
این پاسخ نظامی به قدری شدید پیشبینی شده که مکگرگور معتقد است آمریکا ممکن است در تبادل آتش، پیش از ایران دچار کمبود موشک شود.
۲. تسریع اشاعه سلاحهای هستهای در منطقه و جهان یکی از مهمترین پیامدهای استراتژیک این حمله، ارسال پیامی خطرناک به جهان است: «اگر سلاح هستهای نداشته باشید، حاکمیت ملی ندارید».
- این حمله به کشورهایی در آسیا، خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین نشان میدهد که تنها راه بازدارندگی در برابر تغییر رژیم توسط آمریکا، دستیابی به سلاح هستهای است.
- در نتیجه، این اقدام به جای توقف اشاعه هستهای، باعث شتاب گرفتن آن خواهد شد، زیرا کشورها برای بقای خود به سمت بمب اتم خواهند رفت.
۳. مداخله قدرتهای بزرگ و گسترش ابعاد جنگ این تصور که ایران تنها خواهد ماند، اشتباه ارزیابی شده است. روسیه و چین اجازه نخواهند داد ایران نابود شود یا فروبپاشد:
- اگر این قدرتها احساس کنند ایران در خطر فروپاشی است، احتمالاً برای متوقف کردن آن مداخله خواهند کرد.
- همچنین ترکیه نیز به دلیل نگرانی از سرازیر شدن سیل پناهندگان به سمت مرزهای خود و اروپا (مشابه سوریه)، تمایلی به فروپاشی ایران و بیثباتی ناشی از آن ندارد.
۴. آسیبپذیری نیروی دریایی آمریکا و تغییر توازن نظامی حمله به ایران میتواند محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کند. اگر موشکهای ایرانی موفق شوند حتی آسیب جزئی به عرشه پرواز ناوهای هواپیمابر وارد کنند، این ناوها کارایی خود را از دست میدهند.
- نیروی دریایی آمریکا برای جلوگیری از این آسیبپذیری ممکن است مجبور شود کشتیها را تا ۱۴۰۰ کیلومتر دورتر از خلیج فارس نگه دارد که این امر کارایی عملیاتی آنها را به شدت کاهش میدهد.
۵. هدفگذاری برای تغییر رژیم و خطر جنگ طولانی منابع اشاره میکنند که هدف اصلی این عملیات صرفاً یک حمله محدود نیست، بلکه یک کمپین جامع با هدف «فروپاشی رژیم» است که با همکاری اسرائیل و آمریکا انجام میشود.
با این حال، همانطور که در مورد جنگهای گذشته (مثل چین و کوبا) هشدار داده شده، این رویکرد میتواند آمریکا را درگیر یک جنگ طولانی و غیرقابل کنترل کند که خروج از آن دشوار خواهد بود.
به طور خلاصه، منابع شما استدلال میکنند که چنین حملهای نه تنها منطقه را امنتر نمیکند، بلکه با ایجاد هرجومرج، مداخله قدرتهای جهانی و تشویق رقابت هستهای، ثبات استراتژیک منطقه را برای سالهای طولانی از بین خواهد برد.
توان دفاعی و واکنش احتمالی ایران در برابر هوایی چگونه توصیف شده است؟
بر اساس متن منابع ارائه شده، توان دفاعی و واکنش احتمالی ایران در برابر حمله هوایی آمریکا با جدیت و شدت بالا توصیف شده است.
سرهنگ مکگرگور و دنیل دیویس این واکنش را در چند سطح تحلیل کردهاند:
۱. عدم خویشتنداری و پاسخ همهجانبه تحلیلگران تأکید میکنند که برخلاف گذشته، ایران در صورت حمله، هیچگونه خویشتنداری از خود نشان نخواهد داد.
- ایران با استفاده از تمام امکانات خود (به جز سلاح هستهای) پاسخ خواهد داد و «هر چیزی که روی میز باشد مورد استفاده قرار خواهد گرفت».
- ایران هر هدفی را که در برد تسلیحاتش باشد، هدف قرار خواهد داد.
۲. اهداف مشخص در واکنش ایران واکنش ایران شامل استفاده گسترده از زرادخانه موشکهای بالستیک علیه اهداف زیر خواهد بود:
- پایگاههایی که محل استقرار هواپیماها، رادارها و سامانههای دفاع موشکی آمریکا هستند.
- مراکز فرماندهی و کنترل آمریکا، به ویژه در قطر و سایر نقاط خلیج فارس.
- کشتیهای جنگی آمریکا (در صورت امکان هدفگیری).
- حمله سنگین به اسرائیل که منجر به «خسارات عظیم» خواهد شد، زیرا ایران اسرائیل را مقصر اصلی این عملیات میداند.
۳. حجم آتش و پایداری تسلیحاتی یکی از نکات کلیدی مطرح شده در متن، حجم بالای موشکهای ایران است. مکگرگور پیشبینی میکند که در یک تبادل آتش طولانی، آمریکا ممکن است پیش از ایران دچار کمبود موشک شود.
۴. توانایی تهدید نیروی دریایی آمریکا منابع به آسیبپذیری ناوهای هواپیمابر آمریکا در برابر توان دفاعی ایران اشاره دارند:
- برای از کار انداختن یک ناو هواپیمابر نیازی به غرق کردن آن نیست؛ ایجاد یک حفره بزرگ در عرشه پرواز کافی است تا ناو «تمام شود» و کارایی خود را از دست بدهد.
- نیروی دریایی آمریکا با آگاهی از این خطر، کشتیهای خود را در فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از خلیج فارس نگه داشته است. اگرچه این کار امنیت آنها را افزایش میدهد، اما کارایی عملیاتی آنها را محدود میکند.
- این آسیبپذیری به حدی جدی تلقی میشود که در گذشته (مانند جنگ کوزوو) حتی پیشنهاد شده بود هواپیماها از روی ناو به پایگاههای زمینی منتقل شوند تا از خطر دور بمانند.
۵. پشتیبانی راهبردی خارجی در سطح کلان دفاعی، منابع اشاره میکنند که ایران تنها نیست.
روسیه و چین اجازه نخواهند داد ایران نابود شود و اگر احساس کنند ایران در آستانه فروپاشی است، احتمالاً مداخله خواهند کرد. همچنین ترکیه نیز به دلیل نگرانی از سیل پناهجویان، تمایلی به فروپاشی دفاعی ایران ندارد.
چالشهای لجستیکی و محدودیتهای ناوهای هواپیمابر درگیریهای طولانی چیست؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده در منابع (به ویژه سخنان سرهنگ مکگرگور)، ناوهای هواپیمابر و کشتیهای جنگی آمریکا در صورت بروز یک درگیری طولانیمدت با چالشهای لجستیکی و محدودیتهای عملیاتی جدی روبرو هستند.
این چالشها عبارتند از:
۱. نیاز به بازگشت به بندر برای بارگیری مجدد (لجستیک زمانبر) یکی از مهمترین چالشهای لجستیکی در یک جنگ ادامهدار، مسئله تأمین مهمات است.
مکگرگور اشاره میکند که کشتیهای جنگی برای «بارگیری مجدد موشکها» (Reload) با محدودیت مواجهاند.
- اغلب کشتیها برای پر کردن خشابهای موشکی خود مجبورند منطقه نبرد را ترک کرده و به بندر بازگردند. این مسئله باعث میشود که در صورت تداوم درگیری، بخشی از ناوگان عملاً از صحنه نبرد خارج شود.
۲. خطر اتمام ذخایر موشکی پیش از دشمن در یک سناریوی درگیری طولانی با کشوری مانند ایران که زرادخانه بزرگی دارد، این نگرانی وجود دارد که آمریکا در تبادل آتش، «خیلی زودتر از ایران دچار کمبود موشک شود».
این عدم توازن در پایداری ذخایر (Sustainment)، توانایی ناوگروه را برای ادامه عملیات درازمدت زیر سوال میبرد.
۳. آسیبپذیری عرشه پرواز و توقف کامل عملیات آسیبپذیری فیزیکی ناوهای هواپیمابر یک محدودیت عمده است.
برای خنثی کردن یک ناو هواپیمابر نیازی به غرق کردن آن نیست.
- مکگرگور توضیح میدهد که اگر موشکی بتواند «حفرهای به اندازه کافی بزرگ در عرشه پرواز» ایجاد کند، کار آن ناو تمام است (The aircraft carrier’s finished). در چنین شرایطی، حتی اگر کشتی غرق نشود، کارایی عملیاتی خود را برای پرواز و فرود جنگندهها به طور کامل از دست میدهد.
۴. تضاد بین امنیت و کارایی (فاصله عملیاتی) نیروی دریایی برای محافظت از ناوها در برابر حملات موشکی، آنها را به فاصلهای حدود ۱۴۰۰ کیلومتر دورتر از خلیج فارس منتقل کرده است.
- اگرچه این اقدام «حرکتی هوشمندانه» برای حفظ امنیت محسوب میشود، اما «کارایی عملیاتی» (Effectiveness) ناوها را محدود میکند. دور شدن از صحنه نبرد به معنی افزایش زمان پرواز جنگندهها، نیاز بیشتر به سوختگیری هوایی و کاهش تعداد سورتیهای پرواز است.
۵. محدودیتهای ذاتی ناو در برابر پایگاههای زمینی منابع به سوابق تاریخی (مانند جنگ کوزوو) اشاره میکنند که در آن زمان به دلیل محدودیتها و آسیبپذیری ناوها، پیشنهاد شده بود هواپیماها از روی ناو به پایگاههای زمینی (مثلاً در ایتالیا) منتقل شوند.
اگرچه نیروی دریایی با این ایده مخالف است زیرا نشاندهنده محدودیتهای ناو است، اما این واقعیت که هواپیماها در دریا محدودتر از خشکی هستند، به عنوان یک چالش ذاتی مطرح شده است.