چگونه پیروزی سریع در جنگ میتواند بر محبوبیت سیاسی یک رئیسجمهور تاثیر بگذارد؟
پیروزی سریع و قاطع در جنگ میتواند تاثیرات بسیار مثبت و چشمگیری بر محبوبیت سیاسی یک رئیسجمهور داشته باشد و جایگاه او را به شدت تقویت کند.
این تاثیرات از چند جنبه قابل بررسی است:
- تبدیل شدن به یک «قهرمان فاتح»: یک پیروزی بیسابقه و سریع باعث میشود که مردم به دور رئیسجمهور متحد شوند و او را به عنوان یک قهرمان بپذیرند.
- در چنین شرایطی، رئیسجمهور ممکن است به یکی از محبوبترین روسای جمهور در تاریخ تبدیل شود.
- از بین رفتن مخالفتهای سیاسی اولیه: حتی اگر پیش از شروع جنگ مخالفتهای گستردهای در میان مردم یا سیاستمداران وجود داشته باشد، یک پیروزی قاطع تمام مشکلات و موانع سیاسی مرتبط با تصمیمِ ورود به جنگ را از بین میبرد و ثابت میکند که منتقدان اشتباه میکردند.
- به عنوان مثال، پیش از آغاز عملیات طوفان صحرا (جنگ خلیج فارس)، احساسات عمومی در آمریکا بر پایه شعار «نه به جنگ برای نفت» بود، اما پس از پیروزی سریع، این مخالفتها جای خود را به جشنها و رژههای خیابانی داد و مشکلات سیاسی جورج اچ. دبلیو. بوش (بوش پدر) در این زمینه برطرف شد.
- برانگیختن احساسات هیجانی (نگاه ورزشی به جنگ): جامعه آمریکا اغلب با پیروزی در جنگ مانند پیروزی در یک رویداد بزرگ ورزشی برخورد میکند.
- یک پیروزی سریع باعث ایجاد جشنهای خیابانی و شعارهای میهنپرستانه در حمایت از کشور میشود (مشابه جشنهای خیابانی پس از اعلام کشته شدن اسامه بنلادن).
- این واکنشهای احساسی و سادهانگارانه به شدت محبوبیت رئیسجمهور را در لحظه افزایش میدهد.
بر اساس همین الگوها، رئیسجمهوری مانند دونالد ترامپ معتقد است که یک جنگ سریع (مثلاً ۷ تا ۱۲ روزه) که با تغییر رژیم، با حداقل تلفات و بدون نیاز به پیادهکردن نیروی زمینی همراه باشد، میتواند او را به «بزرگترین رئیسجمهور تاریخ» تبدیل کند.
شرط اصلی موفقیت: باید توجه داشت که این پیامدهای مثبت سیاسی تنها در گرو یک پیروزی بسیار سریع و بیدردسر است.
اگر معادلات طبق برنامه پیش نرود و جنگ فرسایشی و طولانی شود، یا به کشته شدن سربازان آمریکایی بینجامد، نتیجه کاملاً برعکس خواهد بود و چنین جنگی برای جایگاه سیاسی رئیسجمهور به شدت ویرانگر خواهد بود.
تفاوت بین منابع نظامی و پایداری در بمباران از دیدگاه ژنرالها چیست؟
از دیدگاه ژنرالهای آمریکایی، تفاوت اصلی میان عملکرد نظامی و پایداری در جنگ، به مسئله منابع و کمبود مهمات مربوط میشود.
ژنرالها معتقدند که از نظر توانمندی و عملکرد نظامی، ارتش آمریکا قدرت و مهارت لازم برای غلبه بر ایران را دارد و هرگز نگفتهاند که قادر به انجام این کار نیستند.
اما هشدار اصلی آنها درباره «پایداری» (Sustainability) در طول جنگ است.
آنها تاکید میکنند که آمریکا بمبها و موشکهای کروز کافی برای ادامه دادن به یک کمپین بمباران طولانیمدت را در اختیار ندارد.
نگرانی بزرگ فرماندهان نظامی این است که ارتش در صورت آغاز درگیری، پیش از آنکه اهداف مورد نظر تمام شوند، با اتمام مهمات روبهرو شود.
این کمبود منابع تا حدودی به این دلیل است که آمریکا حجم عظیمی از بمبهای خود را به اسرائیل داده تا در غزه استفاده شوند.
بنابراین، از دیدگاه ژنرالها، مشکل پیشرو یک ضعف عملکردی در نیروی نظامی نیست، بلکه یک مشکل جدی در تامین منابع است که اگر مهمات به پایان برسد، ایران فرصت ضربه زدن پیدا کرده و میتواند آمریکا را وارد یک جنگ طولانی و آسیبزا کند.
نقش تفکر جناحی و سیستم نظارتی قانون اساسی در سیاست خارجی آمریکا چگونه توصیف شده است؟