پیامدهای اقتصادی انسداد تنگه هرمز برای بازارهای جهانی چیست؟
بر اساس منابع ارائه شده، که سناریویی احتمالی در سال ۲۰۲۶ را توصیف میکنند، انسداد تنگه هرمز پیامدهای اقتصادی ویرانگر و فوری برای بازارهای جهانی خواهد داشت.
این تنگه محل عبور روزانه ۱۳ میلیون بشکه نفت خام است که ۳۱ درصد از کل محمولههای نفتی دریایی جهان را تشکیل میدهد و هیچ خط لوله یا مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد.
پیامدهای اقتصادی کلیدی عبارتند از:
۱. جهش ناگهانی قیمت انرژی در صورت بسته شدن تنگه حتی برای یک هفته، قیمت نفت بلافاصله به سمت ۱۵۰ دلار در هر بشکه جهش خواهد کرد و پتانسیل رسیدن به ۲۰۰ دلار یا بالاتر را دارد.
قیمت بنزین در ایالات متحده میتواند طی چند هفته از حدود ۳.۳۰ دلار به ۷ یا ۸ دلار در هر گالن برسد (دو یا سه برابر شود).
۲. سقوط بازارهای مالی بازارهای بورس واکنشی سریع نشان خواهند داد. شاخص S&P 500 ممکن است تنها طی چند روز پس از حمله نظامی یا انسداد، ۲۰ تا ۳۰ درصد سقوط کند.
این امر میتواند منجر به از بین رفتن دهها هزار دلار از پساندازهای بازنشستگی افراد در مدتزمانی کوتاه شود.
۳. فروپاشی زنجیره تامین و افزایش تورم اختلال در زنجیره تامین جهانی به حدی خواهد بود که اختلالات دوران کووید-۱۹ در مقایسه با آن خفیف به نظر میرسد.
افزایش قیمت سوخت بر هزینه حملونقل همه کالاها تأثیر میگذارد؛ از جمله مواد غذایی (به دلیل وابستگی تجهیزات کشاورزی به گازوئیل) و کالاهای تولیدی که قطعات آنها از آسیا میآید، که منجر به گرانی یا نایاب شدن کالاها میشود.
۴. ضربه سنگین به اقتصادهای آسیایی کشورهای آسیایی شامل چین، ژاپن، کره جنوبی و هند حتی بیش از ایالات متحده به تنگه هرمز وابستهاند و اقتصاد آنها ویران خواهد شد.
چین به تنهایی روزانه ۵ میلیون بشکه نفت از این مسیر دریافت میکند.
۵. رکود اقتصاد جهانی در بدترین سناریو، اگر درگیری طولانی شود، اقتصاد جهانی وارد یک رکود شدید (Recession) خواهد شد.
۶. فروپاشی اقتصاد ایران نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود این است که ۸۵ درصد از صادرات نفت خود ایران و همچنین واردات آن از همین تنگه عبور میکند.
بستن تنگه یا مینگذاری آن به معنای مسدود کردن اقتصاد خود ایران است که باعث سقوط سریع درآمدهای دولت و ارزش پول ملی خواهد شد.
تفاوت مواضع هستهای ایران و آمریکا در همه چیز چیست؟
بر اساس منابع ارائهشده که مربوط به وضعیت فوریه ۲۰۲۶ (بهمن/اسفند ۱۴۰۴) است، تفاوت مواضع ایران و ایالات متحده (دولت ترامپ) نه تنها تاکتیکی نیست، بلکه یک شکاف بنیادین و پرنشدنی است که طرفین را در آستانه جنگ قرار داده است.
در حالی که مذاکرات ژنو در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ برگزار شد، مواضع دو طرف کاملاً متضاد گزارش شده است.
در اینجا تفکیک کامل تفاوتها در همه ابعاد آمده است:
۱. غنیسازی اورانیوم: «صفر» در برابر «غیرقابل مذاکره»
- موضع آمریکا: دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو صراحتاً خواستار «غنیسازی صفر» هستند. این به معنای غنیسازی محدود یا نظارتشده نیست، بلکه توقف کامل آن است.
- موضع ایران: آیتالله خامنهای در روز مذاکرات اعلام کرد که غنیسازی «غیرقابل مذاکره» است. او درخواست آمریکا را «بیمعنی» خواند و تأکید کرد که متوقف کردن دانشمندان هستهای ایران باعث ناامیدی آنها میشود. رهبری ایران صراحتاً اعلام کرد: «آنها هیچ غلطی نمیتوانند بکنند».
- نتیجه: هیچ حد وسطی بین این دو موضع وجود ندارد.
۲. زیرساختهای هستهای: «تخریب» در برابر «ساخت مخفیانه»
- موضع آمریکا: خواسته آمریکا این است که برنامه هستهای ایران باید برچیده شود؛ سانتریفیوژها باید نابود شوند، نه اینکه صرفاً خاموش یا انبار شوند (Mothballed).
- موضع ایران: ایران نه تنها برنامه را متوقف نکرده، بلکه در حال ساخت تأسیسات جدید در اعماق کوهی به نام «کوه قزلا» (Pickaxe Mountain) در نزدیکی نطنز است. این تأسیسات در عمقی ساخته میشود که حتی بمبهای سنگرشکنی آمریکا (Bunker Busters) به آن نمیرسد. ایران معتقد است برای بقای برنامه هستهای در برابر حملات هوایی آمریکا (مشابه حملات ژوئن ۲۰۲۵)، باید به زیر زمین رفت.
۳. دیپلماسی و اهرم فشار: «ضربالاجل» در برابر «دیپلماسی اجبار»
- موضع آمریکا: آمریکا مذاکرات را نوعی اتمام حجت میداند. تیم ترامپ به ایران دو هفته فرصت داده تا با پیشنهادات واقعی بازگردد و اعلام کرده که «رئیس (ترامپ) خسته شده است»،. مشاوران ترامپ احتمال اقدام نظامی در هفتههای آتی را ۹۰ درصد ارزیابی میکنند.
- موضع ایران: ایران استراتژی «دیپلماسی اجبار» (Coercive Diplomacy) را در پیش گرفته است. دقیقاً در روز مذاکرات ژنو، سپاه پاسداران برای اولین بار در ۴۰ سال گذشته تنگه هرمز را بست و مانور نظامی با شلیک موشک واقعی انجام داد تا نشان دهد که زیر بار فشار مذاکره نمیکند،.
۴. مسائل منطقهای و موشکی
- موضع آمریکا: آمریکا خواستار محدود شدن برنامه موشکی بالستیک ایران و پایان دادن به حمایت از گروههایی مانند حماس و حزبالله است.
- موضع ایران: ایران با بستن تنگه هرمز نشان داد که حاضر است کل اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد. منطق تندروها در تهران این است که اگر قرار است رژیم با تحریمها خفه شود، بهتر است اقتصاد جهان را هم با خود به پایین بکشد،.
۵. هدف نهایی: «تغییر رژیم» در برابر «بقای هستهای»
- موضع آمریکا: ترامپ در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ اظهار داشت که «تغییر رژیم» در ایران بهترین اتفاق ممکن خواهد بود و کاخ سفید تیمی را برای آمادهسازی دولت موقت احتمالی تشکیل داده است. این نشان میدهد هدف فراتر از صرفاً برنامه هستهای است.
- موضع ایران: ایران این نبرد را وجودی میبیند. اگر ایران احساس کند که حمله آمریکا برای تغییر رژیم قطعی است، ممکن است به سمت تولید سلاح هستهای (Breakout) برود. ایران اورانیوم ۶۰ درصد کافی دارد که میتواند ظرف چند هفته آن را به ۹۰ درصد (درجه تسلیحاتی) برساند.
خلاصه وضعیت: در حالی که دیپلماتهای عمانی بین اتاقهای جداگانه نمایندگان ایران و آمریکا در ژنو در رفتوآمد بودند، واقعیت میدانی این است که آمریکا ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و بمبافکنهای B-2 را برای حمله آماده کرده، و ایران در حال حفر تونلهای عمیقتر و تهدید جریان نفت جهان است.
شکاف بین «غنیسازی صفر» و «غنیسازی غیرقابلمذاکره» در حال حاضر پرنشدنی به نظر میرسد.
کوه پیکاکس چه نقشی در محاسبات نظامی و هستهای دارد؟
بر اساس منابع ارائهشده، «کوه پیکاکس» (Pickaxe Mountain) که در فارسی به آن «کوه قزلا» (Kuh-e-Ghezla) گفته میشود، تنها یک سایت ساختوساز نیست، بلکه عاملی است که «کل محاسبات استراتژیک» درگیری فعلی را تغییر داده است.
این تأسیسات در یک مایلی جنوب سایت غنیسازی نطنز قرار دارد و نقش محوری آن در محاسبات نظامی و هستهای به شرح زیر است:
۱. ایجاد مصونیت در برابر «بمبهای سنگرشکنی» مهمترین ویژگی این سایت، عمق آن است. کارشناسان هستهای معتقدند این تأسیسات به قدری در عمق زمین حفر شده که حتی پیشرفتهترین «بمبهای سنگرشکنی» (Bunker Busters) آمریکا نیز قادر به نفوذ و تخریب آن نیستند.
این کوه به ایران اجازه میدهد حساسترین فعالیتهای هستهای خود را به جایی منتقل کند که ماهوارهها نمیبینند و بمبها به آن نمیرسند.
۲. بستن «پنجره زمانی» برای حمله نظامی وجود این کوه دلیل اصلی فوریت و عجله آمریکا و اسرائیل برای اقدام نظامی است. تحلیلگران معتقدند که «پنجره اقدام نظامی مؤثر» به سرعت در حال بسته شدن است.
اگر ایران موفق شود سانتریفیوژها و مواد هستهای خود را به طور کامل به داخل این کوه منتقل کند، گزینه نظامی دیگر کارساز نخواهد بود یا بسیار کماثر و پرهزینه میشود.
دلیل اینکه مشاور ترامپ احتمال جنگ را ۹۰ درصد اعلام کرده و اسرائیل برای جنگ در «روزهای آینده» آماده میشود، ترس از تکمیل شدن همین سایت است.
۳. فروپاشی استراتژی «دیپلماسی با ضربت نظامی» محاسبات آمریکا بر این فرض استوار بود که با تهدید یا انجام بمباران (مشابه ژوئن ۲۰۲۵)، میتوان ایران را وادار به عقبنشینی کرد.
اما کوه پیکاکس این منطق را باطل میکند؛ زیرا «شما نمیتوانید با بمباران به توافق برسید، اگر برنامه هستهای در زیر زمین سالم بماند».
اگر برنامه هستهای ایران در این کوه از حملات جان سالم به در ببرد، اهرم فشار نظامی آمریکا بیاثر میشود.
۴. درس گرفتن از حملات ژوئن ۲۰۲۵ پس از اینکه بمبافکنهای B-2 آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند، ایران به جای توقف، سرعت حفر تونل در کوه پیکاکس را به شدت افزایش داد.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که دیوارهای امنیتی تکمیل شده و تلی از خاکبرداریهای جدید (Spoil piles) دیده میشود که نشاندهنده حفاری عمیقتر است. این کوه «تجسم فیزیکی» درسی است که ایران آموخته است: برای بقا در برابر قدرت هوایی آمریکا، باید به اعماق زمین رفت.
به طور خلاصه، کوه پیکاکس (کوه کلنگ) یک مسابقه زمان ایجاد کرده است: ایران در تلاش است پیش از حمله، تجهیزات را به اعماق این کوه منتقل کند، و آمریکا و اسرائیل در تلاشاند پیش از اینکه این انتقال کامل شود و برنامه هستهای ایران «ضربه ناپذیر» شود، به آن حمله کنند.