پیامدهای احتمالی حمله نظامی به ایران برای دوره ریاست جمهوری چیست؟
بر اساس منابع ارائه شده، پیامدهای احتمالی یک حمله نظامی گسترده به ایران برای دوره ریاستجمهوری ترامپ به شرح زیر است:
تأثیر بر میراث و دوره باقیمانده ریاستجمهوری چنین حملهای تأثیرات چشمگیری بر سه سال باقیمانده از دوران ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت و میتواند کل میراث او را تحتالشعاع قرار دهد.
منابع اشاره میکنند که یک عملیات نظامی گسترده برخلاف عملیاتهای دقیق و محدود قبلی (مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد)، شبیه به یک «جنگ تمامعیار» خواهد بود و بر خلاف تمایل ترامپ، دوره او را تعریف خواهد کرد.
خطر تبدیل شدن به یک جنگ طولانی و بیپایان اگرچه برخی برآوردها حاکی از آن است که این عملیات ممکن است تنها چند هفته طول بکشد، نگرانیهایی وجود دارد که این درگیری میتواند به یک «جنگ بیپایان» تبدیل شود.
منبع به تجربه جنگ افغانستان اشاره میکند که در ابتدا تصور میشد کوتاه باشد اما به یک جنگ ۲۰ ساله تبدیل شد.
بنابراین، خطر واقعی این است که هفتهها به سالها و دههها تبدیل شود و آمریکا را درگیر نبردی طولانیمدت کند.
بیثباتی منطقهای چنین جنگی تأثیرات دراماتیک و گستردهای بر کل منطقه خاورمیانه خواهد داشت.
این درگیری احتمالاً بسیار گستردهتر و وجودیتر از درگیریهای قبلی برای رژیم ایران خواهد بود و میتواند منجر به تشدید تنشها در سطح منطقه شود.
فشار سیاسی و افکار عمومی دونالد ترامپ آگاه است که مردم آمریکا خواهان جنگ با ایران نیستند و خود او نیز تمایلی به جنگ ندارد، اما تحت فشار مشاوران و اسرائیل قرار دارد.
ورود به چنین جنگی میتواند برخلاف وعدههای او مبنی بر پرهیز از درگیریهای نظامی باشد، به ویژه با توجه به اینکه دولت او ادعا کرده بود توانایی هستهای ایران را در عملیاتهای قبلی از بین برده است.
به طور خلاصه، این اقدام میتواند ریاستجمهوری ترامپ را از مسیر دیپلماسی و تمرکز بر مسائل داخلی خارج کرده و او را درگیر یک بحران نظامی بزرگ و احتمالاً طولانیمدت کند که پایان آن مشخص نیست.
نقش و نفوذ اسرائیل در تصمیم گیری های نظامی آمریکا علیه ایران چگونه توصیف شده است؟
بر اساس منابع ارائه شده، نقش و نفوذ اسرائیل در تصمیمگیریهای نظامی آمریکا علیه ایران به عنوان یک عامل تعیینکننده و بسیار قدرتمند توصیف شده است. نکات کلیدی مطرح شده در این زمینه عبارتند از:
فشار مستقیم بر دونالد ترامپ منبع اشاره میکند که با وجود اینکه دونالد ترامپ تمایلی به جنگ ندارد و میداند که مردم آمریکا نیز خواهان آن نیستند، «اسرائیلیها مدام به او فشار میآورند».
این وضعیت به عنوان یک نبرد قدرت توصیف شده است که در آن مشخص نیست آیا اراده آمریکا قویتر است یا اراده اسرائیل.
بیتوجهی به منافع سیاسی آمریکا و میراث ترامپ طبق گفته منبع، اسرائیل اهمیتی به سه سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ یا «میراث» سیاسی او نمیدهد.
آنها حاضرند برای رسیدن به اهداف خود، میراث سیاسی ترامپ را قربانی کنند.
نفوذ در دولت آمریکا گوینده در منبع ادعای تندی را مطرح میکند مبنی بر اینکه دولت آمریکا توسط افرادی احاطه شده است که «نفوذ کردهاند» و در واقع «بیشتر به اسرائیل وفادار هستند تا به ایالات متحده».
این نفوذ به قدری عمیق توصیف شده که گفته میشود آنها کاخ سفید را احاطه کردهاند.
عملیات مشترک و تحریکآمیز منابع واشنگتن پیشبینی میکنند که هرگونه حمله نظامی احتمالاً یک «کمپین مشترک» بین ایالات متحده و اسرائیل خواهد بود.
همچنین به گزارشهایی (از یک منبع ناشناس در 4chan) اشاره میشود که ادعا میکنند ممکن است از «حملات پرچم دروغین» (False Flag) استفاده شود تا زمینهسازی برای شروع درگیری توسط اسرائیل فراهم گردد.
نفوذ اطلاعاتی موساد منبع همچنین به توانایی اسرائیل در نفوذ اطلاعاتی اشاره دارد و ادعا میکند که عوامل موساد ممکن است در بالاترین سطوح رهبری نظامی و سیاسی ایران نفوذ کرده باشند.
به طور کلی، منبع اسرائیل را به عنوان نیرویی توصیف میکند که آمریکا را به سمت جنگی سوق میدهد که رئیسجمهور آمریکا شخصاً تمایلی به آغاز آن ندارد.
تفاوتهای کلیدی بین عملیات «چکش نیمهشب» و جنگ احتمالی آینده در این منابع چیست؟
بر اساس منابع ارائه شده، تفاوتهای کلیدی بین عملیات ادعایی «چکش نیمهشب» (و یا عملیات مشابه در ونزوئلا) و جنگ احتمالی آینده علیه ایران به شرح زیر است:
۱. مقیاس و ماهیت عملیات (نقطهزن در برابر تمامعیار) عملیات گذشته (که منبع آن را با عملیات ونزوئلا مقایسه میکند) به عنوان یک «عملیات نقطهزن» (Pinpoint Operation) توصیف شده است.
در مقابل، حمله احتمالی آینده یک «کمپین عظیم» خواهد بود که انتظار میرود هفتهها به طول انجامد و بیشتر شبیه به یک «جنگ تمامعیار» است تا یک عملیات محدود،.
۲. هدف و دستاورد ادعایی طبق گفتههای منبع، عملیات «چکش نیمهشب» (Operation Midnight Hammer) بسیار موفقیتآمیز توصیف شده و ادعا میشود که تأسیسات هستهای ایران را «کاملاً نابود کرده است»،.
در نتیجه، تفاوت اصلی اینجاست که در عملیات قبلی (طبق ادعای منبع) هدف حذف توانایی هستهای محقق شده است، اما جنگ آینده با وجود این ادعا، همچنان با لفاظیهای هستهای توجیه میشود که منبع آن را متناقض میداند.
۳. سطح تهدید برای رژیم ایران حمله احتمالی آینده به عنوان یک «کمپین مشترک» بین ایالات متحده و اسرائیل توصیف شده که دامنهای بسیار وسیعتر دارد و برای رژیم ایران بسیار «وجودیتر» (Existential) و حیاتیتر از درگیریهای قبلی خواهد بود.
۴. خطر طولانیشدن درگیری در حالی که عملیاتهای قبلی محدود بودند، نگرانی اصلی در مورد جنگ آینده این است که اگرچه ممکن است به عنوان یک عملیات چند هفتهای برنامهریزی شود، اما پتانسیل تبدیل شدن به یک «جنگ بیپایان» و ۲۰ ساله (مشابه افغانستان) را دارد.
۵. زمینه سیاسی عملیات قبلی (ونزوئلا) به عنوان یک «سناریوی کاملاً متفاوت» از وضعیت فعلی ایران دانسته میشود.
منابع واشنگتن هشدار میدهند که برخلاف عملیاتهای قبلی، جنگ گسترده با ایران میتواند بر کل سه سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ و میراث او تأثیر منفی بگذارد.