حمایت آمریکا از اسرائیل: غولی با پایههای گِلی
پروفسور ژانگ ویوی، دانشمند علوم سیاسی چینی، تحلیلی را از درگیری اخیر بین اسرائیل و ایران ارائه میدهد که بر اساس مشاهدات او از مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ است.
این مقاله که در آکادمی چین منتشر شده، به این موضوع میپردازد که چگونه استراتژی پیشگیرانه اسرائیل با مقاومت ایران به طور فزایندهای دچار مشکل شده است، به ویژه با توجه به اینکه سیستم دفاعی گنبد آهنین اکنون تحت بمبارانهای اشباعی آسیبپذیر به نظر میرسد.
نویسنده بر عدم عمق استراتژیک و جمعیت بسیار کمتر اسرائیل در مقایسه با ایران تأکید میکند، و این عوامل را نقاط ضعف حیاتی در یک جنگ طولانی مدت میداند.
علاوه بر این، وی نگرانیهایی را درباره خطر حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران مطرح میکند، و موضع مشترک چین و روسیه مبنی بر ضرورت آتشبس فوری را برجسته میسازد.
در نهایت، تحلیل به این نتیجه میرسد که ایالات متحده مانند «غول با پاهای گلی» است و دخالت نظامی بیشتر برای این کشور، به خصوص با توجه به خطرات پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه، دشوار خواهد بود.
چگونه استراتژی استراتژیک اسرائیل، توان موشکی ایران، و مواضع آمریکا، سرنوشت جنگ را تعیین میکند؟
تحلیل چگونگی تعیین سرنوشت جنگ توسط ضعف عمق استراتژیک اسرائیل، توان موشکی ایران، و مواضع آمریکا، مستلزم بررسی مفاهیم نظامی و تحولات اخیر ذکر شده در منابع است.
۱. ضعف عمق استراتژیک اسرائیل
مفهوم عمق استراتژیک در مطالعات نظامی یک عامل کلیدی در تعیین سرنوشت جنگ است. منابع به وضوح نشان میدهند که اسرائیل، در مقایسه با ایران، فاقد عمق استراتژیک است.
- تفاوت ابعاد: مساحت اسرائیل حدود ۲۵,۰۰۰ کیلومتر مربع است، که از جزیره هاینان چین کوچکتر یا تقریباً به اندازه دو شهر تیانجین است. در مقابل، مساحت ایران تقریباً ۷۰ برابر بزرگتر است.
- اهمیت فقدان عمق: این فقدان عمق استراتژیک در زمان جنگ حیاتی میشود. اسرائیل در ابتدا با تکیه بر سامانههای دفاع موشکی خود (مانند «گنبد آهنین») برای رهگیری موشکهای ورودی، حملات پیشگیرانه قدرتمندی را آغاز کرد. اما اکنون به نظر میرسد توان موشکی ایران در حال غلبه بر این سیستم است و این امر تهاجم اسرائیل را در معرض خطر یک فروپاشی کامل قرار میدهد.
۲. توان موشکی و پتانسیل جنگی ایران
انعطافپذیری ایران در درگیری اخیر آشکار شده است. توان موشکی ایران به طور مستقیم بر توانایی اسرائیل در تحمل درگیریهای طولانی تأثیر میگذارد:
- غلبه بر سامانههای دفاعی: به نظر میرسد سیستم دفاعی «گنبد آهنین» اسرائیل دیگر قادر به مقابله با بمباران به سبک اشباع (Saturation-style bombardments) نیست.
- تغییر تاکتیک و وحشت عمومی: تحولات اخیر نشان میدهد که ایران که قبلاً در شب تلافی میکرد، اکنون در طول روز حملاتی را انجام میدهد. برای اولین بار، به نظر میرسد اسرائیلیهای عادی وحشت جنگ را احساس میکنند؛ ترسی که قبلاً تصور میکردند تنها برای دیگران (مانند آنچه در غزه رخ داده) اتفاق میافتد.
- پتانسیل جنگ طولانی: مفهوم پتانسیل جنگی، به ویژه مرتبط با اندازه جمعیت، حیاتی است. جمعیت اسرائیل کمتر از ۱۰ میلیون نفر (حدود ۹ میلیون) است، در حالی که جمعیت ایران ده برابر بیشتر است. در یک درگیری طولانی، اگر طرف ضعیفتر (مانند مقاومت چین در برابر ژاپن) بتواند مقاومت کند، ایران میتواند یک جنگ طولانیمدت با شدت متوسط را تحمل کند، چیزی که اسرائیل قادر به پایداری در آن نیست .
- تهدید پایگاههای آمریکا: ایران اعلام کرده است که بیش از ۳۰ پایگاه ایالات متحده در خاورمیانه اهداف زنده (live targets) برای موشکهای نقطهزن آن هستند. این نشاندهنده یک تناقض در ذهنیت منسوخ جنگ سرد است: پایگاهها که زمانی حیاتی بودند، در جنگ مدرن به اهداف آسانی تبدیل میشوند.
۳. مواضع و نقش ایالات متحده
حمایت آمریکا از اسرائیل در برابر ایران، در منابع به عنوان حمایت از «غول با پایانی از گِل» توصیف شده است. موضع آمریکا در قبال مداخله تعیینکننده است:
- مداخله دشوار: در حال حاضر، به نظر میرسد دشوار است که ایالات متحده به شیوهای قابل توجه در این جنگ مداخله کند.
- بیمیلی سیاسی داخلی: افرادی مانند ترامپ ممکن است برای مداخله بیمیل باشند، زیرا کل کارزار انتخاباتی او بر این ایده استوار بود که جنگهای خاورمیانه هیچ سودی برای آمریکا نداشته و باعث ورشکستگی کشور شده است.
- سلاحهای ویژه و ابهام در نتیجه: برخی گمانهزنیها درباره احتمال استفاده آمریکا از قدرتمندترین بمب غیر هستهای خود (که تنها پس از بمب اتمی قرار دارد و قادر به نفوذ در ۶۰ متر بتن زیرزمینی است) وجود دارد. با این حال، تحلیلها (از جمله تحلیل کارشناسان آمریکایی) نشان میدهد که احتمال موفقیت در تخریب تأسیسات هستهای ایران بالا نیست و هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد.
- دعوت به کاهش تنش: رهبر چین در گفتگوی تلفنی با همتای روسی خود، بر دو نکته کلیدی تأکید کرد: اول، طرفین درگیری، به ویژه اسرائیل، باید پیشقدم در آتشبس و پایان دادن به خصومتها شوند؛ دوم، کشورهای بزرگی که نفوذ ویژهای در منطقه دارند، باید برای کاهش تنشها تلاش کنند و “بر آتش نیافزایند” .
در مجموع، سرنوشت جنگ با این واقعیت نظامی گره خورده است که فقدان عمق استراتژیک اسرائیل را در برابر توانایی ایران در اشباع دفاع موشکی آسیبپذیر میکند، و این امر در کنار ظرفیت ایران برای تحمل جنگی طولانی و دشواری یا عدم تمایل آمریکا به مداخله قاطع، معادلات جنگی را به شکلی متفاوت از پیشبینیهای اولیه پیش برده است.
این تناقضات، بهویژه در مورد پایگاههای آمریکایی که به اهداف آسانی تبدیل شدهاند، نقش تعیینکنندهای در آینده درگیری دارند.
در نظر بگیرید که در یک درگیری، عمق استراتژیک مانند داشتن یک میدان بزرگ است که ضربات دشمن را جذب میکند، در حالی که نداشتن آن مانند یک هدف کوچک و ثابت است؛ اگر دشمن موشکهای کافی پرتاب کند که سامانههای دفاعی را اشباع کند، هدف کوچک ناگزیر آسیب میبیند.
در این شرایط، مواضع قدرت بزرگ (آمریکا) تعیین میکند که آیا پشتیبان میتواند سپر اصلی را برای هدف کوچکتر فراهم کند یا خیر.
بر اساس تحلیل چین و روسیه، پیامدهای بحرانی و عدم حمایت جهانی از رژیم اسرائیل چیست؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده توسط کارشناسان چینی و مباحث مطرح شده در مجمع بینالمللی اقتصادی سن پترزبورگ روسیه، پیامدهای بحران کنونی برای اسرائیل، به ویژه در سایه عدم توانایی برای کسب حمایت قاطع جهانی و ضعفهای راهبردی، به شرح زیر است:
۱. آسیبپذیری نظامی و فقدان عمق راهبردی:
- ناکارآمدی سامانههای دفاعی: به نظر میرسد سیستم دفاعی “گنبد آهنین” اسرائیل دیگر نمیتواند با بمبارانهایی به سبک اشباع (Saturation-style bombardments) مقابله کند.
- خطر فروپاشی حمله: در تحلیل مطالعات جنگی، گفته میشود که اسرائیل در مقایسه با ایران، فاقد عمق راهبردی است . وسعت اسرائیل حدود ۲۵,۰۰۰ کیلومتر مربع است، در حالی که مساحت ایران تقریباً ۷۰ برابر بزرگتر است.
- در نتیجه، اسرائیل که در ابتدا بر حملات پیشگیرانه و رهگیری موشکی متکی بود، اکنون شاهد است که موشکهای ایران این سیستم دفاعی را تحت فشار قرار دادهاند و حمله اسرائیل در معرض خطر یک فروپاشی کامل قرار دارد.
۲. عدم توانایی تحمل جنگ طولانیمدت:
- پتانسیل جنگی و جمعیت: یک مفهوم حیاتی دیگر در مطالعات نظامی، پتانسیل جنگی است که به شدت با اندازه جمعیت مرتبط است. جمعیت اسرائیل (حدود ۹ میلیون نفر) ده برابر کمتر از جمعیت ایران است.
- در یک درگیری طولانیمدت، اگر طرف ضعیفتر بتواند مقاومت کند (مانند مقاومت چین در برابر ژاپن)، ایران میتواند یک جنگ درازمدت با شدت متوسط را تحمل کند، اما اسرائیل قادر به تحمل آن نخواهد بود.
۳. پیامدهای داخلی و از دست رفتن حس امنیت:
- تجربه وحشت جنگ: برای اولین بار، به نظر میرسد شهروندان عادی اسرائیلی وحشت جنگ را احساس میکنند. در گذشته، آنها فکر میکردند تخریبی مانند آنچه در غزه رخ داده، فقط میتواند برای دیگران اتفاق بیفتد، اما اکنون خودشان این ترس را تجربه میکنند. این یک درس عمیق برای شهروندان اسرائیلی تلقی میشود .
- ضرورت جنبش ضد جنگ: این تحلیل بر این نکته تأکید دارد که باید یک جنبش ضد جنگ قویتر در داخل اسرائیل شکل گیرد تا رژیمی را متوقف کند که حقوق بشر را کاملاً نادیده میگیرد و غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان بسیاری را در غزه قتل عام میکند.
۴. انتقاد از رفتار و مواضع چین و روسیه:
- موضع چین: رئیس جمهور چین تأکید کرد که طرفهای درگیری باید آتشبس کنند و به طور خاص، اسرائیل باید پیشگام در آتشبس و پایان دادن به خصومتها باشد. همچنین، کشورهای بزرگی که نفوذ ویژهای در منطقه دارند، باید برای کاهش تنشها تلاش کنند، نه اینکه بر آتش دامن زنند.
- هشدار روسیه درباره تشعشعات هستهای: ولادیمیر پوتین نکتهای حیاتی را مطرح کرد و گفت که برنامهریزی اسرائیل برای حمله به تأسیسات هستهای ایران میتواند منجر به خطر تشعشعات هستهای شود. این خطری است که تمام جهان باید خواستار توقف آن شوند.
۵. تضعیف حمایت حامی اصلی (ایالات متحده):
- غولی با پاهای گِلی: ایالات متحده، به عنوان حامی اسرائیل، به “غول با پاهای گِلی” تشبیه شده است.
- تردید در مداخله: اگرچه این سؤال مطرح است که آیا ایالات متحده به طور قابل توجهی مداخله خواهد کرد، اما این امر دشوار به نظر میرسد. حتی شخص دونالد ترامپ نیز مردد است، زیرا کمپین انتخاباتی او بر این ایده متمرکز بود که ایالات متحده بیش از حد در خاورمیانه جنگیده، که هیچ سودی نداشته و کشور را ورشکست کرده است.
- علاوه بر این، ایران اعلام کرده است که بیش از ۳۰ پایگاه ایالات متحده در خاورمیانه “اهداف زنده” برای موشکهای دقیق آن هستند. این نشاندهنده یک تناقض است: پایگاههایی که در ذهنیت منسوخ جنگ سرد حیاتی بودند، در جنگ مدرن به اهداف آسانی تبدیل شدهاند.
در مجموع، این تحلیلها نشان میدهند که ضعفهای راهبردی و جمعیتی اسرائیل در کنار عدم مشروعیت بینالمللی ناشی از نقض حقوق بشر، این رژیم را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است که توانایی تحمل یک درگیری طولانیمدت را ندارد، حتی در حالی که حامی اصلی آن (ایالات متحده) نیز در مداخله قاطع دچار تردید است.
تمثیل برای روشن شدن مفهوم:
وضعیت اسرائیل از نظر عمق راهبردی، مانند یک قلعه بسیار قدرتمند است که در یک جزیره کوچک و مسطح بنا شده است. در ابتدا، دیوارها (گنبد آهنین) میتوانند حملات محدود را دفع کنند.
اما اگر مهاجم (ایران) به دلیل وسعت زیاد سرزمین خود، بتواند هزاران سنگانداز (موشک) را به طور همزمان به سوی قلعه پرتاب کند، نه تنها دیوارهای دفاعی فرو میریزند، بلکه به دلیل کوچک بودن جزیره، قلعه توانایی فرار یا عقبنشینی برای تجدید قوا و طولانی کردن جنگ را ندارد.
در نهایت، کمبود جمعیت کافی نیز باعث میشود که نگهبانان (نیروهای دفاعی) توان تحمل محاصره طولانیمدت را نداشته باشند.
چگونه تشدید درگیریها، مقایسه توان نظامی ایران و اسرائیل، و خطر هستهای، بر امنیت منطقه تأثیر میگذارد؟
پرسش شما سه عامل کلیدی را در زمینهٔ تأثیرگذاری بر امنیت منطقه مورد بررسی قرار میدهد: تشدید درگیریها، مقایسه توان نظامی ایران و اسرائیل، و خطر هستهای.
بر اساس منابع ارائه شده، این عوامل به شرح زیر بر امنیت منطقه تأثیر میگذارند:
۱. تشدید درگیریها و پیامدهای منطقهای
تشدید درگیریها، امنیت منطقه را به شیوههای زیر تحت تأثیر قرار داده است:
- تغییر دینامیک جنگ: در ابتدا، اسرائیل با حملهای غافلگیرانه دست بالا را داشت. اما به تدریج، انعطافپذیری و مقاومت ایران آشکار شده است. تحولات اخیر نشان میدهد که ایران که قبلاً شبها تلافی میکرد، اکنون در طول روز حملات خود را انجام میدهد.
- احساس وحشت جنگ در میان غیرنظامیان اسرائیل: برای اولین بار، به نظر میرسد اسرائیلیهای عادی وحشت جنگ را احساس میکنند. در گذشته، آنها فکر میکردند ویرانیهایی مانند آنچه در غزه رخ داده، تنها میتواند برای دیگران اتفاق بیفتد، اما اکنون خودشان آن ترس را تجربه میکنند.
- هشدار دربارهٔ گسترش جنگ: رئیسجمهور شی بر دو نکته کلیدی تأکید کرد: اول، طرفین درگیر باید آتشبس کنند، به ویژه اسرائیل باید پیشگام آتشبس و پایان دادن به خصومتها باشد. دوم، کشورهای اصلی دارای نفوذ ویژه در منطقه باید برای کاهش تنشها تلاش کنند، نه اینکه بر آتش دامن بزنند.
- آسیبپذیری پایگاههای آمریکا: ایران اعلام کرده است که بیش از ۳۰ پایگاه آمریکا در خاورمیانه “اهداف زنده” برای موشکهای نقطهزن آن هستند. این امر نشاندهنده یک تناقض است: پایگاهها که در ذهنیت منسوخ جنگ سرد حیاتی بودند، در جنگ مدرن به اهداف آسانی تبدیل میشوند. این تهدید مستقیماً بر ثبات و امنیت کل منطقه تأثیر میگذارد.
- خطر فروپاشی کلی: با توجه به اینکه موشکهای ایران ظاهراً سیستم دفاع موشکی اسرائیل را تحت فشار قرار دادهاند، تهاجم اسرائیل در خطر فروپاشی کامل قرار دارد.
۲. مقایسه توان نظامی ایران و اسرائیل
مقایسه ظرفیتهای نظامی دو کشور نشان میدهد که پایداری ایران در یک جنگ طولانی میتواند به اسرائیل آسیب جدی وارد کند:
- عمق استراتژیک (Strategic Depth): اسرائیل در مقایسه با ایران به وضوح فاقد عمق استراتژیک است. مساحت اسرائیل حدود ۲۵,۰۰۰ کیلومتر مربع است (کوچکتر از جزیره هاینان چین) . در مقابل، مساحت ایران تقریباً ۷۰ برابر بزرگتر است. فقدان عمق استراتژیک در جنگ حیاتی است.
- جمعیت و پتانسیل جنگی (War Potential): جمعیت اسرائیل کمتر از ۱۰ میلیون نفر است، در حالی که جمعیت ایران ده برابر بزرگتر است. در یک درگیری طولانیمدت، اگر طرف ضعیفتر بتواند مقاومت کند، ایران میتواند یک جنگ طولانیمدت با شدت متوسط را حفظ کند، که اسرائیل قادر به تحمل آن نخواهد بود.
- کارآیی سامانههای دفاعی: به نظر میرسد سیستم دفاعی “گنبد آهنین” اسرائیل اکنون قادر به مقابله با بمبارانهایی به سبک اشباعی (Saturation-style bombardments) نیست. موشکهای ایران در حال غلبه بر این سیستم هستند.
- تغییر ماهیت ایران: ایران امروز “آن چیزی نیست که قبلاً بود” .
۳. خطر هستهای و امنیت جهانی
خطر حمله به تأسیسات هستهای ایران تأثیر بالقوهای بر امنیت منطقهای و جهانی دارد و خطر هستهای را به مهمترین بعد این درگیری تبدیل میکند:
- خطر پرتوهای هستهای: رئیسجمهور پوتین نکتهای حیاتی را مطرح کرد و گفت که اسرائیل در حال برنامهریزی برای حمله به تأسیسات هستهای ایران است که میتواند منجر به خطر پرتوهای هستهای شود. این چیزی است که تمام دنیا باید خواستار توقف آن شوند.
- احتمال حمله با بمبهای غیرهستهای: گمانهزنیهایی وجود دارد که ایالات متحده ممکن است قویترین بمب غیرهستهای خود را (که تنها پس از بمب اتمی قرار دارد و قادر به نفوذ در ۶۰ متر بتن زیرزمینی است) مستقر کند. با این حال، تحلیلهای خوانده شده توسط کارشناسان آمریکایی نشان میدهد که احتمال موفقیت در تخریب تأسیسات هستهای ایران بالا نیست و هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
به طور خلاصه، تشدید درگیریها امنیت منطقه را از طریق افزایش آسیبپذیری غیرنظامیان، تهدید به گسترش به پایگاههای ایالات متحده و خطر فروپاشی نظامی اسرائیل متزلزل میکند.
در مقایسه نظامی، فقدان عمق استراتژیک و جمعیت اندک اسرائیل در مقابل پتانسیل ایران برای جنگ طولانیمدت، ضعفهای ساختاری را آشکار میسازد.
نهایتاً، خطر هستهای ناشی از برنامهریزی اسرائیل برای حمله به تأسیسات هستهای ایران، امنیت جهانی را مستقیماً از طریق خطر تشعشعات هستهای تهدید میکند.
این وضعیت پیچیده را میتوان به یک بازی دومینو تشبیه کرد که در یک فضای تنگ قرار گرفته است.
هرگونه هل دادن یا حمله، نه تنها یک قطعه (یک کشور) را میاندازد، بلکه به دلیل کمبود “عمق استراتژیک” (فضای کافی برای سقوط بدون برخورد به دیگران)، خطر دارد که تمام منطقه و حتی فراتر از آن را درگیر واکنشهای زنجیرهای فاجعهبار کند، به ویژه اگر قطعهای که مورد حمله قرار میگیرد، حامل مواد حساس (خطر هستهای) باشد.



