جنگ هستهای و نابودی تمدن فقط در 72 دقیقه
این متن رونوشت بخشی از یک ویدیوی یوتیوب است که سناریوی جنگ جهانی سوم هستهای را با جزئیات ترسناک و در یک جدول زمانی بسیار کوتاه روایت میکند.
این ویدیو با شرح پرتاب یک موشک بالستیک قارهپیما از کره شمالی آغاز میشود و مراحل سریع تشخیص آن توسط سیستمهای دفاعی ایالات متحده، تلاشهای ناموفق برای انهدام موشک، و هشدارهای داده شده به رئیس جمهور را شرح میدهد.
در ادامه، متن عواقب وحشتناک انفجار یک بمب هستهای در واشنگتن دی سی و یک نیروگاه در کالیفرنیا را توصیف میکند، از جمله موج گرما، طوفان آتش، موج ضربه، و باران رادیواکتیو.
در نهایت، سناریو به سوءتفاهم هستهای بین ایالات متحده و روسیه منجر میشود که به تبادل تمامعیار هستهای و پایان تمدن در ۷۲ دقیقه میانجامد، و در انتها نیز تبلیغی برای یک کتاب بقا ارائه میشود.
چه عواملی باعث تشدید تنشها و آغاز سریع جنگ میشوند؟
مطابق با این سناریوی ارائه شده، عوامل متعددی موجب تشدید تنشها و آغاز سریع جنگ هستهای در مدت زمان تنها ۷۲ دقیقه شدند.
این عوامل شامل محدودیتهای زمانی شدید، نقایص ارتباطی، سوءبرداشتها و دکترینهای نظامی منسوخ بودند:
۱. آغاز و سرعت غیرمنتظره حمله
- پرتاب بدون هشدار اولیه: کره شمالی موشک بالستیک قارهپیمای (ICBM) خود، مدل هواسونگ ۱۷، را بدون هیچگونه هشدار قبلی پرتاب کرد. کره شمالی تنها کشوری است که سامانههای هستهای خود را بدون اخطار قبلی آزمایش میکند، اما این بار یک پرتاب غیرمنتظره به معنای حمله بود.
- محدودیت زمانی شدید تصمیمگیری: رئیسجمهور آمریکا تنها شش دقیقه فرصت داشت تا در مورد پاسخ به حمله تصمیم بگیرد. اگر مدت زمان بیشتری صرف میشد، آمریکا قادر به پاسخگویی قبل از تخریب زیرساختهای پاسخدهیاش توسط حمله ورودی نبود.
- زمانبندی حمله: حمله در ساعت ۳:۰۰ صبح به وقت واشنگتن دیسی رخ داد، که زمان مناسبی برای یک حمله غافلگیرانه بود زیرا رئیسجمهور احتمالاً خواب بود و زمان واکنش در کمترین حد خود قرار داشت.
۲. سردرگمی و موانع تصمیمگیری
- عدم قطعیت هدف اولیه: در ابتدا، تحلیلگران نمیدانستند که آیا این موشک یک تهدید، یک آزمایش، یا چیز دیگری است. در حالی که سیستمهای اولیه (Civers) تأیید کردند موشک به سمت ساحل شرقی آمریکا میرود، برای تأیید دقیق مکان برخورد (واشنگتن دیسی) باید هشت دقیقه طاقتفرسای دیگر منتظر میماندند.
- فقدان آمادگی و اجماع: بسیاری از روسای جمهور آمریکا زمان بسیار کمی را صرف بررسی استراتژی و رویههای تبادل هستهای کردهاند و امنیت کاذبی در غیرمحتمل بودن وقوع آن احساس میکنند. در زمان وقوع حمله، مشاوران رئیسجمهور در مورد اقدام بعدی با یکدیگر اختلاف نظر داشتند.
- دخالت سرویس مخفی: سرویس مخفی رئیسجمهور را بلافاصله برای انتقال به مرکز اضطراری عملیات ریاست جمهوری (PEOC) دور کرد و بعداً (هنگام تأیید حمله) برای انتقال به پناهگاه هستهای رَوِن راک (Raven Rock) اصرار کرد. این جابجاییها باعث اختلال و هرج و مرج در کاخ سفید شد و وقت رئیسجمهور را برای تصمیمگیری تلف کرد.
۳. تشدید حملات و شکست در بازدارندگی
- شکست پدافند موشکی: تنها خط دفاعی آمریکا، یعنی چهار موشک رهگیر مستقر در کالیفرنیا، برای هدف قرار دادن موشک ورودی شکست خوردند.
- پرتاب موشک دوم کره شمالی: کشف موشک دوم کره شمالی که به سمت نیروگاه هستهای دیابلو کنیون در کالیفرنیا هدفگیری شده بود، بدترین ترسهای همه را تأیید کرد و مشاوران به این نتیجه رسیدند که تلافی تنها پاسخ ممکن است.
- اولویتدهی Stratcom به پاسخ: فرماندهی استراتژیک (Stratcom) بر این تمرکز داشت که «ساعت آبی» (پاسخ هستهای آمریکا) شروع به کار کند، زیرا دکترین هستهای بر منطق ترس از تلافیجویی استوار است و تضمین پاسخ متقابل کوبنده (overwhelming response) را ضروری میداند.
۴. سوءتفاهم ویرانگر با روسیه
- عدم امکان برقراری تماس با روسیه: مشاوران تلاش کردند با روسیه و چین تماس بگیرند. چین پاسخ داد اما آمریکا را از حمله به کره شمالی منع کرد. اما روسیه به تلفنها پاسخ نداد.
- انتقال کدهای هستهای: به دلیل نیاز به انتقال رئیسجمهور به پناهگاه (که ۲۰ دقیقه طول میکشید، در حالی که ۱۶ دقیقه تا برخورد موشک به واشنگتن زمان باقی بود)، رئیسجمهور کد بازگشایی جهانی (Universal Unlock Code) را به فرمانده Stratcom داد.
- برداشت اشتباه روسیه: هنگامی که آمریکا ۸۰ کلاهک هستهای خود را به سمت کره شمالی پرتاب کرد، سامانههای ردیابی روسیه این موشکها را مشاهده کردند (حدود ۵۰ موشک در مسیر عبور از قطب شمال و احتمالاً بر فراز روسیه). روسیه نمیدانست هدف کره شمالی است و با فرض اینکه این یک حمله غافلگیرانه و از پیش برنامهریزی شده علیه خودشان است (چون ۵۰ موشک نیروی کوبنده تلقی میشد، برخلاف هشدار غلط سال ۱۹۸۳ که ۵ موشک بود).
- پاسخ متقابل کامل: روسیه با این فرض که رهبری سیاسی آمریکا مرده یا مفقود شده است و دلیل عدم پاسخگوییشان حمله بوده، یک زرادخانه هستهای کامل را به سمت ایالات متحده پرتاب کرد.
- پافشاری Stratcom بر دکترین منسوخ: پس از حمله روسیه، Stratcom با تکیه بر دکترین جنگ سرد (پاسخ متقابل کوبنده تضمین شده)، تصمیم به تلافی علیه روسیه گرفت، حتی با وجود اینکه جهان در حال نابودی بود. این تصمیم نهایی منجر به پیوستن اعضای ناتو به حمله و در نتیجه آرماگدون هستهای تمامعیار شد.
این سناریو نشان میدهد که چگونه ترکیبی از محدودیتهای زمانی غیرقابل عبور، شکست در ارتباطات (به ویژه با روسیه)، و پیروی کورکورانه از یک دکترین بازدارندگی هستهای (که پاسخ کوبنده را در هر شرایطی تضمین میکند)، باعث شد که یک پرتاب واحد از سوی یک کشور کوچک به سرعت به یک تبادل هستهای جهانی تبدیل شود.
این وضعیت شبیه به یک دومینو است که به قدری سریع چیده شده که وقتی اولین قطعه به زمین میخورد، دیگر هیچ شانسی برای متوقف کردن سقوط زنجیرهای قطعات بعدی وجود ندارد.
پیامدهای فاجعهبار و چند لایه یک تبادل هستهای کامل بر بقای تمدن بشری چیست؟
پرسش شما در مورد پیامدهای فاجعهبار و چندلایه یک تبادل هستهای کامل، که به جنگ جهانی سوم مشهور خواهد شد، اشاره به یک سناریوی آخرالزمانی دارد که بقای تمدن بشری را در معرض خطر کامل قرار میدهد.
بر اساس منابع موجود، این فاجعه در چند مرحله زمانی با پیامدهای مخرب ظاهر خواهد شد:
۱. پیامدهای آنی و کوتاهمدت (در عرض ۷۲ دقیقه)
جنگ جهانی سوم، برخلاف جنگهای قبلی که سالها طول کشیدند (جنگ جهانی اول ۴ سال و جنگ جهانی دوم ۶ سال)، تنها ۷۲ دقیقه به طول خواهد انجامید و در این مدت ۵ میلیارد نفر مرده یا در آستانه مرگ خواهند بود.
- تلفات نجومی و تخریب شهرها: در همان دقایق اولیه، تلفات بهتآور خواهد بود. وحشت توصیفشده در واشنگتن دیسی (طوفانهای آتش، امواج شوک، و تشعشعات) در تمامی شهرهای بزرگ نیمکره شمالی تکرار خواهد شد.
- انفجارهای حرارتی و آتشسوزی (Fireball): در هنگام انفجار، یک توده آتشین با دمای ۱۰۰ میلیون درجه سانتیگراد (چهار برابر داغتر از مرکز خورشید) ایجاد میشود. این توده آتشین در عرض چند ثانیه تا قطر یک مایل گسترش مییابد و هر شخص، شیء، ساختمان و حیوانی را فوراً به خاکستر تبدیل میکند.
- طوفانهای آتشین و کوری: یک موج عظیم گرما در سراسر منطقهای به وسعت ۳ مایل پخش میشود. طوفانهای آتشین ایجاد شده، همه چیز را شعلهور میکند؛ پردهها، روکش صندلی خودروها، درختان و انسانهایی که در تختخواب خود هستند، در آتش میسوزند. هر کسی در شعاع ۱۰ مایلی که رو به مرکز انفجار باشد، نابینا میشود.
- امواج شوک و صدمات فیزیکی: حدود ۵ ثانیه پس از انفجار، یک موج عظیم شوک منتشر میشود. ریهها بر اثر این موج فرو میریزند، پرده گوش پاره میشود، و اندامهای داخلی از فشردهسازی شدید از کار میافتند. مردم با سرعت بالا به دیوارها و آوارها پرتاب میشوند، که منجر به شکستگی استخوانها، شکستگی جمجمه، و خونریزی داخلی میشود.
- فروپاشی زیرساختها و خدمات: ساختمانها و زیرساختها با آسانی وحشتناکی فرومیریزند و بسیاری از بازماندگان را در زیر آوار به دام میاندازند. جادهها ذوب، تخریب یا مدفون میشوند، و در نتیجه، نیروهای امداد و نجات باقیمانده قادر به کمکرسانی نخواهند بود.
۲. پیامدهای میانمدت (روزها، هفتهها و ماهها)
پس از حملات اولیه، وحشت واقعی در مراکز پزشکی و در میان زیرساختهای در حال فروپاشی نمایان میشود.
- بارش هستهای و آلودگی (Nuclear Fallout): دود و غبار ناشی از شهر سوخته، پس از ۳۰ ثانیه از انفجار، ابر قارچی نمادین را تشکیل میدهد. این گرد و غبار آلوده شده و آماده بازگشت به زمین به شکل بارش هستهای سمی است، به طوری که هر نفس با بخار سمی آمیخته خواهد بود.
- سناریوی فاجعهبار نیروگاههای هستهای: اگر بمبها نیروگاههای هستهای (مانند نیروگاه دیابلو کانیون در سناریوی فرضی) را هدف قرار دهند، این موضوع فاجعهبار خواهد بود. هسته بخارشده نیروگاه با خاک و آب دریا ترکیب شده و یک جبهه طوفانی فوقالعاده رادیواکتیو ایجاد میکند. این منطقه برای چندین نسل غیرقابل سکونت میشود. بادهای اقیانوس آرام آلودگی را به عمق جریانهای اقیانوسی میبرند و زیستگاههای دریایی را به مناطق گسترشدهنده تخریب ژنتیکی تبدیل میکنند.
- فروپاشی مطلق جامعه: دولتها سر بریده میشوند، شبکههای ارتباطی در ویرانهاند و هرج و مرج مطلق حاکم است.
- موج اول مرگ و میر از بیماری: با تخریب سیستمهای آب، فاضلاب و برق، اولین موج مرگ و میر در میان بازماندگان نه از آتش یا تشعشع، بلکه از گرسنگی، کمآبی و بیماری رخ میدهد. بیماریهایی نظیر تیفوس، وبا و اسهال خونی بازماندگان ضعیف را از پا درمیآورند.
- انحطاط قانون و نظم: قانون و نظم تحت فشار فرو میپاشد، و بازماندگان مستأصل و باندهای مسلح بر سر منابع محدود باقیمانده با یکدیگر میجنگند.
- اوج بیماری تشعشعی: در هفتههای بعد، بیماری تشعشعی به اوج خود میرسد. خونریزی داخلی، ریزش مو، نارسایی اندامها، و سرطانهای تهاجمی افراد را از پای در میآورد. بدترین افراد تحت تأثیر، در حالی که هنوز نفس میکشند، اساساً از درون پوسیده میشوند.
۳. پیامدهای بلندمدت (سالها و قرنها)
در ماههای بعدی، پیامدهای بلندمدت هزینههایی بهمراتب سنگینتر به همراه خواهد داشت.
- زمستان هستهای (Nuclear Winter): در عرض یک سال، زمستان هستهای حاکم میشود. این پدیده سیاره را در تاریکی و سرما فرو میبرد و کشاورزی در سراسر قارهها متوقف میشود. دمای هوا در اروپای قارهای برای ماهها به زیر صفر میرسد.
- گرسنگی و انقراض فرهنگی: گرسنگی و بیماری میلیاردها نفر را خواهد کشت. حافظه فرهنگی اساسی در خطر قرار میگیرد و بر اساس برخی مطالعات، نوشتن و سپس خود زبان شروع به زوال میکند.
- تخریب ژنتیکی نسلها: افزایش شدید سرطان و جهشهای ژنتیکی در نسلهای بعدی، تضمین میکند که میراث مرگ برای مدتها در آینده ادامه خواهد یافت.
- خروج از پناهگاه و بازگشت آفتها: بازماندگانی که در پناهگاهها بودهاند، تنها تا زمانی میتوانند بمانند که سوخت ژنراتورهایشان تمام شود (معمولاً حدود دو هفته).
- پس از برطرف شدن زمستان هستهای و گرم شدن جهان، میلیاردها جسد منجمد نشده یا دفن نشده شروع به ذوب شدن میکنند.
- جمعیت حشرات و جانوران لاشهخوار منفجر میشود و طاعونهای جدید از طریق موشهای چاق، ککها، مگسها و پشهها در میان بازماندگان ضعیف شیوع مییابد.
- پرتوهای فرابنفش کشنده: لایه ازن به شدت آسیب دیده و پرتوهای فرابنفش سوزان و سرطانزا به سطح زمین میتابند. بازماندگان مجبور میشوند برای فرار از این خورشید مجازاتگر، در زیر زمین زندگی کنند.
- بازگشت به عصر سنگی: تمدن، آنگونه که ما میشناسیم، تنها در بخشهای کوچکی از حافظه انسان باقی میماند. مناطق از نظر اقتصادی به اقتصاد دوران قرون وسطی باز میگردند، زیرا مسیرهای تجاری بینالمللی برای سوخت، کود، دانه و سایر کالاهای کشاورزی کاملاً از بین رفتهاند.
- وجود هابزی (Hobbesian Existence): کسانی که زنده میمانند، به خراشیدن یک زندگی حداقلی هابزی (منظور زندگی ابتدایی و وحشیانه که در آن انسان با انسان دیگر در جنگ است) تقلیل مییابند. آنها باید محصولات رادیواکتیو و ضعیف را نگهداری کنند یا برای به دست آوردن چند قوطی غذای باقیمانده، همسایگان ضعیفتر خود را با چماق بکشند.
در نهایت، همانطور که در منابع اشاره شده است، پیامدهای کامل یک جنگ هستهای برای قرنها ادامه خواهد یافت. اگرچه این سناریو ناگوار است، اما یادآوری میشود که “هیچ کاری نیست که بشریت در مواجهه با چنین تخریبی بتواند انجام دهد”. همانطور که یکی از مقامات سابق شوروی گفته است، در چنین جهانی، “زندگان به حال مردگان غبطه خواهند خورد”.
جنگ هستهای و نابودی تمدن فقط در 72 دقیقه
چگونه تصمیمگیریهای لحظهای و سوءتفاهمها باعث نابودی جهانی برگشتناپذیر میشود؟
این سناریوی نابودی جهانی برگشتناپذیر، که به عنوان جنگ جهانی سوم تنها در ۷۲ دقیقه به پایان میرسد، عمدتاً بر اساس تصمیمگیریهای بسیار سریع تحت فشار زمانی و سوءتفاهمهای فاجعهبار بین قدرتهای هستهای شکل میگیرد.
در اینجا نحوه منجر شدن این عوامل به نابودی برگشتناپذیر بر اساس منابع آورده شده است:
۱. سوءتفاهمها و فقدان ارتباط
نابودی جهانی از یک سری مفروضات اشتباه و ناتوانی در برقراری ارتباط ناشی میشود:
- ابهام در حمله اولیه: آغازگر سناریو پرتاب یک موشک بالستیک قارهپیما (ICBM) توسط کرهشمالی است. از آنجایی که کرهشمالی بدون هشدار قبلی بیش از ۱۰۰ آزمایش موشکی انجام داده است، در ابتدا مشخص نیست که این یک حمله واقعی است یا خیر. حتی پس از تأیید هدف قرار گرفتن ساحل شرقی آمریکا، کارشناسان سردرگم هستند که چرا دشمن هستهای تنها یک موشک فرستاده است (شاید اشتباه بوده یا یک قمار جنونآمیز).
- فشارهای زمانی مانع تماس میشوند: هنگامی که ایالات متحده تصمیم به مقابله به مثل علیه کرهشمالی میگیرد، مشاوران توصیه میکنند که ابتدا با روسیه و چین تماس گرفته شود. در حال حاضر، روسیه به تلفنها پاسخ نمیدهد. در حالی که مشاوران بر سر جزئیات بحث میکنند، فرماندهی استراتژیک (Stratcom) بر آغاز ساعت آبی (پاسخ هستهای آمریکا) اصرار میورزد، زیرا زمان اقدام رو به اتمام است.
- سوءتفاهم مرگبار روسیه: ۸۰ موشک آمریکایی برای هدف قرار دادن کرهشمالی شلیک میشوند، اما این موشکها از فراز قطب شمال و سپس روسیه عبور خواهند کرد. روسیه که نتوانسته با واشنگتن تماس بگیرد، موشکها را در سیستمهای تشخیص خود میبیند و فرض میکند که این یک حمله از پیش برنامهریزی شده علیه خودشان است (نه کرهشمالی). روسیه نمیداند که رهبری سیاسی آمریکا در آن لحظه مرده یا مفقود شده است، و فرض میکند که پاسخ ندادن به تلفن به معنای حمله است.
- پاسخ متقابل براساس درک نادرست: روسیه بر اساس این سوءتفاهم، که گمان میکند یک حمله تمامعیار در جریان است، آرایش تسلیحاتی هستهای خود را به سمت ایالات متحده شلیک میکند. این کل بازی را به پایان میرساند.
- ادامه تشدید بحران: حتی پس از اینکه مشخص میشود حمله روسیه احتمالاً ناشی از یک سوءتفاهم بوده است، فرمانده استراتکام (Stratcom) که کدها و اختیارات لازم را دارد، استدلال میکند که شاید روسیه و کرهشمالی با هم کار کرده باشند. او با تکیه بر “منطق سرد بازدارندگی هستهای” که دهها سال مطالعه کرده است، صدها موشک دیگر را به سمت روسیه پرتاب میکند و کشورهای عضو ناتو نیز به حمله میپیوندند.
۲. تصمیمگیریهای لحظهای تحت فشار
تمام این فرآیندها به دلیل فشارهای شدید زمانی در شرایط غیرقابل تصور تسریع میشوند:
- مهلت ۶ دقیقهای: پس از اطلاعرسانی به رئیسجمهور آمریکا، او فقط شش دقیقه فرصت دارد تا در مورد نحوه واکنش تصمیم بگیرد. اگر زمان بیشتری صرف شود، ایالات متحده دیگر قادر نخواهد بود قبل از اینکه حمله ورودی، زیرساختهای پاسخگویی آن را مختل کند، پاسخی بدهد.
- اجرای فوری فرمان: رئیسجمهور در پی انتقال به پناهگاه اضطراری، کد بازگشایی جهانی را به استراتکام میدهد تا در صورت عدم توانایی او برای صدور فرمان، آنها بتوانند در کمتر از ۱۰ ثانیه سرنوشت جهان را تعیین کنند. پس از دریافت فرمان، پرتابکنندگان موشک (missileers) موشکهای Minutemen 3 ICBM را در ۶۰ ثانیه یا کمتر پرتاب میکنند.
- عمل غیرقابل بازگشت: پرتاب یک موشک هستهای یک عمل غیرقابل برگشت است. موشکها پس از خروج از سیلو قابل فراخوانی یا غیرفعال شدن از راه دور نیستند. این طراحی عمدی است تا دشمنان ۱۰۰٪ مطمئن باشند که در صورت حمله، پاسخی قطعی وجود خواهد داشت.
۳. نتیجه: نابودی جهانی برگشتناپذیر
ترکیب این تصمیمات لحظهای، ارتباطات قطع شده و سوءتفاهمها منجر به وقوع آرماگدون هستهای کامل میشود.
- تلفات میلیاردی: در طول ۷۲ دقیقه، ۵ میلیارد نفر خواهند مرد. وحشتی که در واشنگتن دیسی با یک بمب توصیف شد (طوفانهای آتش، امواج شوک، و ابری قارچی)، اکنون در هر شهر بزرگ نیمکره شمالی رخ میدهد.
- عواقب بلندمدت: در ماهها و سالهای بعدی، “زمستان هستهای” (Nuclear winter) زمین را در تاریکی و سرما فرو میبرد و کشاورزی را در سراسر قارهها متوقف میکند.
- زوال تمدن: زیرساختهای حیاتی نابود میشوند، دولتها ساقط میگردند، و شبکههای ارتباطی در ویرانهها مدفون میشوند. قحطی، کمآبی، و بیماریهایی مانند تیفوس و وبا بازماندگان ضعیف را از بین میبرند.
- آلودگی دائمی: پس از فرو نشستن زمستان هستهای، لایه اوزون آسیب جدی دیده و پرتوهای سوزان ماوراء بنفش (UV) بر سطح زمین میتابند، و بازماندگان را مجبور میکنند که در زیر زمین زندگی کنند. بخشهای وسیعی از زمین به دلیل آلودگی ناشی از راکتورهای نظارت نشده و غبار رادیواکتیو، غیرقابل سکونت خواهند ماند.
- پایان تاریخ: تمدن آنگونه که میشناسیم تنها در پارههایی باقی میماند و حافظه فرهنگی رو به زوال میرود. همانطور که یکی از منابع بیان میکند، “تاریخ ۷۲ دقیقه پس از اولین پرتاب متوقف شد”.
منابع هشدار میدهند که این سناریو یک تهدید فرضی نیست و در طول تاریخ جهان بارها به آن نزدیک شده است؛ تنها یک سوءتفاهم، یک محاسبه غلط یا یک عامل بد کافی است تا این کابوس بسیار واقعی شود.





