تله خاموش؛ استراتژی جدید آمریکا علیه ایران
این متن به تنشهای نظامی فزاینده میان ایالات متحده و ایران میپردازد و بر راهبرد واشینگتن برای استفاده از قدرت هوایی پنهانکار در کنار ناوگان دریایی خود تمرکز دارد. تله خاموش؛ استراتژی جدید آمریکا علیه ایران
بر اساس این گزارش، در حالی که توجه تهران به حرکت ناوهای هواپیمابر معطوف شده، بمبافکنهای استراتژیک بی-۲ آماده هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و نظامی هستند.
نویسنده معتقد است که دولت ترامپ با تعیین ضربالاجلهای کوتاه، ایران را میان انتخاب یک توافق جدید یا روبرویی با تغییر رژیم قرار داده است.
در این میان، مانورهای مشترک ایران و روسیه به عنوان اقداماتی نمادین توصیف شدهاند که توان مقابله با فناوریهای پیشرفته آمریکایی را ندارند.
این منابع هشدار میدهند که به دلیل شکست مذاکرات دیپلماتیک، منطقه در آستانه یک درگیری نظامی گسترده قرار گرفته است.
نهایتاً، متن بر این نکته تأکید میکند که زمان برای دیپلماسی به سرعت در حال پایان یافتن است.
پیامدهای استراتژیک عملیات «چکششب» بر برنامه هستهای ایران چیست؟
بر اساس منابع ارائهشده، عملیات «چکش نیمهشب» (Operation Midnight Hammer) که در سال ۲۰۲۵ توسط ایالات متحده انجام شد، پیامدهای استراتژیک زیر را برای برنامه هستهای و وضعیت نظامی ایران به همراه داشته است:
- ویرانی تأسیسات کلیدی هستهای: در این عملیات، سه مورد از مهمترین و محافظتشدهترین سایتهای هستهای ایران، یعنی فردو، نطنز و اصفهان، هدف حمله قرار گرفته و نابود شدند.
- اثبات ناکارآمدی مطلق سیستمهای پدافند هوایی ایران: این عملیات نشان داد که شبکههای پدافند هوایی ایران، از جمله رادارهای لایهبندیشده و سیستمهای پدافند موشکی روسی S-300 و S-400، در برابر بمبافکنهای پنهانکار B-2 Spirit آمریکا کاملاً ناتوان هستند.
- این سیستمها نتوانستند هیچ هواپیمایی را شناسایی کنند و ایران تنها زمانی متوجه حمله شد که بمبها در حال انفجار روی سایتهای هستهای بودند.
- تلاش برای بازسازی تأسیسات تخریبشده: ایران به جای توقف برنامه خود یا رسیدن به یک توافق، اقدام به بازسازی سایتهای آسیبدیده کرده است.
- تصاویر ماهوارهای نشان میدهند که ایران به سرعت در حال ساخت و بازسازی دقیق همان تأسیسات هستهای و موشکی است که در جریان عملیات چکش نیمهشب نابود شده بودند.
- تثبیت یک برتری استراتژیک پنهان برای آمریکا (تله نظامی): موفقیت این عملیات باعث شد تا آمریکا از همین الگو برای تهدیدات فعلی خود استفاده کند.
- در حال حاضر، آمریکا ۶ بمبافکن B-2 (حدود ۳۰ درصد از کل ناوگان بمبافکنهای پنهانکار خود) را در پایگاه دیهگو گارسیا در فاصله ۵ ساعتی از تهران مستقر کرده است.
- استراتژی آمریکا این است که در صورت نیاز به تشدید تنش، ابتدا این بمبافکنها پدافندهای هوایی ایران را از کار بیندازند (مانند عملیات چکش نیمهشب) تا راه برای حملات گستردهتر جنگندههای F-35 و F-18 از طریق ناوهای هواپیمابر باز شود.
در واقع، پیامد استراتژیک اصلی این عملیات ایجاد یک «تله» برای ایران بوده است؛ ایران تمام توجه و رادارهای خود را به سمت آبها و ناوهای هواپیمابر آمریکا معطوف کرده است، در حالی که آمریکا ابزار اصلی ضربه به برنامه هستهای ایران را در آسمان و خارج از دید رادارهای ایران نگه داشته است.
نقش بمبافکنهای پنهانکار B-2 و ناوگان دریایی آمریکا در این تقابل چیست؟
بر اساس منابع ارائهشده، استراتژی نظامی آمریکا در این تقابل بر یک عملیات ترکیبی بسیار دقیق استوار است که در آن ناوگان دریایی و بمبافکنهای پنهانکار مکمل یکدیگر هستند. نقش هر کدام به شرح زیر است:
نقش ناوگان دریایی آمریکا (ناوهای هواپیمابر):
- ایجاد تله و فریب تمرکز: آمریکا دو گروه ضربت ناو هواپیمابر (از جمله ناوهای USS Gerald R. Ford و USS Abraham Lincoln) را به منطقه فرستاده است.
- نقش اولیه و استراتژیک این ناوگان عظیم، جلب تمام توجهات است.
- حضور آنها باعث شده تا ایران تمام رادارها و موشکهای خود را به سمت آبها و این ناوها متمرکز کند و دقیقاً در تلهای که واشنگتن طراحی کرده بیفتد.
- نیروی هجومی و موج دوم حمله: پس از آنکه مسیر آسمان امن شد، این ناوهای هواپیمابر وارد عمل میشوند.
- آنها قرار است موجهای پیدرپی از جنگندههای F-35 و F-18 را به داخل فضای ایران بفرستند تا تأسیسات نظامی، مراکز فرماندهی و ساختمانهای دولتی را به دقت بمباران کنند.
- ابزار تغییر رژیم: منابع تأکید میکنند که خدمه ناو USS Gerald R. Ford که اکنون در مسیر خلیج فارس است، دقیقاً میدانند تغییر رژیم چگونه است، زیرا اخیراً در عملیات مربوط به ونزوئلا و دستگیری نیکولاس مادورو نقش داشتهاند.
نقش بمبافکنهای پنهانکار B-2 (B-2 Spirit):
- تهدید نامرئی و خطشکن: در حال حاضر ۶ فروند از این بمبافکنها در پایگاه «دیهگو گارسیا» (در فاصله ۵ ساعتی از تهران) مستقر هستند.
- از آنجا که شبکه پدافند هوایی ایران قادر به شناسایی این هواپیماهای رادارگریز نیست، آنها نقش «خطشکن» را بر عهده دارند.
- باز کردن راه برای ناوها: مأموریت اصلی بمبافکنهای B-2 این است که پیش از همه وارد عمل شده و سیستمهای پدافند هوایی ایران را نابود کنند (مشابه کاری که در عملیات چکش نیمهشب انجام دادند).
همانطور که در منابع توصیف شده است: «بمبافکنهای B-2 در را باز میکنند و ناوهای هواپیمابر از آن عبور میکنند».
در خلاصه، نقش ناوها سرگرم کردن ایران و اجرای حملات گسترده در موج دوم است، در حالی که نقش بمبافکنهای B-2 نفوذ پنهانی و فلج کردن سپر دفاعی ایران است تا ایران در حالی که به آبها چشم دوخته، از آسمان غافلگیر شود.
سناریوهای احتمالی برای تغییر حکومت یا توافق جدید با ایران را توضیح دهید.
بر اساس منابع ارائهشده، واشنگتن دو سناریوی اصلی را در قبال ایران دنبال میکند که شامل یک ضربالاجل بسیار کوتاه برای توافق یا اقدام نظامی با هدف تغییر حکومت است:
سناریوی اول: دستیابی به یک توافق جدید (گزینه ضعیف و بعید)
- شروط و ضربالاجل: دونالد ترامپ یک ضربالاجل سختگیرانه ۱۰ تا حداکثر ۱۵ روزه تعیین کرده است تا ایران به توافق برسد، در غیر این صورت با پیامدهای «ناگواری» مواجه خواهد شد.
- راه خروج ایران از این بحران، پذیرش محدودیتهای غنیسازی و اجازه حضور بازرسان در محل است که در صورت انجام این کار، ناوهای هواپیمابر آمریکایی به خانه بازخواهند گشت.
- احتمال موفقیت: شواهد نشان میدهد که احتمال توافق بسیار پایین است. مقامات آمریکایی معتقدند واشنگتن عملاً منتظر ماندن برای توافق را متوقف کرده است، زیرا ایران حاضر به مذاکره بر سر موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی خود نیست.
- همچنین، مایک پمپئو تأکید کرده است که به دلیل کشتار گسترده معترضان توسط حکومت ایران، شانس موفقیتِ یک توافق بسیار پایین است.
سناریوی دوم: اقدام نظامی و تغییر حکومت (الگوی براندازی قهری) در صورتی که توافقی حاصل نشود، استراتژی آمریکا مبتنی بر الگوی «تسلیم یا سقوط» (Fold or Fall) پیش خواهد رفت. این سناریو شامل ابعاد زیر است:
- حملات مرحلهای و تشدید شونده: طرح کاخ سفید این است که عملیات را ابتدا با حملات محدود به سایتهای نظامی و دولتی ایران آغاز کند.
- اگر تهران همچنان تمکین نکند، این عملیات به یک کمپین گستردهتر با هدف سرنگونی کامل حکومت ارتقا خواهد یافت.
- مدل براندازی مشابه پاناما و ونزوئلا: مقامات آمریکایی از جمله سناتور تد کروز به صراحت درباره پایان کار دولت ایران در هفتههای آینده صحبت میکنند.
- او با مقایسه رهبر ایران با «مانوئل نوریگا» (دیکتاتور پاناما) و «نیکولاس مادورو» (ونزوئلا)، تأکید کرد که رهبر ایران یا باید داوطلبانه از قدرت کنارهگیری کند تا مردم آینده خود را انتخاب کنند، و یا با «برکناری قهری و اجباری» روبرو خواهد شد.
- نیروی اجرایی تغییر رژیم: جالب توجه است که ناو هواپیمابر USS Gerald R. Ford که هماکنون به سمت منطقه در حرکت است، همان ناوی است که خدمه آن اخیراً در عملیات ونزوئلا و دستگیری مادورو شرکت داشتهاند.
- این خدمه دقیقاً میدانند که عملیات تغییر رژیم چگونه انجام میشود.
- تمایل صریح ترامپ: دونالد ترامپ نیز در پاسخ به این سوال که آیا خواهان تغییر رهبری در ایران است، صراحتاً پاسخ داده است: «به نظر میرسد این بهترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد».
- مایک پمپئو نیز اشاره کرده که فرصت برای مردم ایران تا به آنچه ۴۷ سال به دنبالش بودهاند (تغییر حکومت) برسند، از همیشه نزدیکتر است.
در مجموع، با توجه به ادامه توسعه برنامه موشکی ایران و بازسازی سایتهای هستهای تخریبشده، به نظر میرسد آمریکا از گزینه دیپلماسی ناامید شده و سناریوی تغییر اجباری حکومت را به طور جدی در دستور کار نظامی خود قرار داده است.