تبعات درگیری مستقیم ایران و آمریکا و خرابکاری عمدی سیستم فاضلاب
این متن به تحلیل چالشهای عملیاتی و فنی ناو هواپیمابر یواساس جرالد فورد و پیامدهای احتمالی درگیری نظامی میان ایالات متحده و ایران میپردازد. تبعات درگیری مستقیم ایران و آمریکا و خرابکاری عمدی سیستم فاضلاب
منبع بر مشکلاتی نظیر نقص سیستمهای تخلیه فاضلاب، خرابی منجنیقهای الکترومغناطیسی و کاهش روحیه خدمه و تمرد نرم تمرکز دارد که کارایی رزمی این ناو را در منطقه تهدید میکند.
همچنین، استنیسلاو کراپیوونیک درباره توانمندیهای موشکی ایران، ناکارآمدی سامانههای دفاعی در برابر تسلیحات هایپرسونیک و فساد در صنایع نظامی آمریکا هشدار میدهد.
در نهایت، نویسنده به تنشهای دیپلماتیک دولت ترامپ با متحدانی چون هند و تأثیر لابیهای خارجی بر سیاست خارجی واشینگتن اشاره کرده و وقوع یک جنگ طولانی و فرسایشی را پیشبینی میکند.
چالش های فنی و معضل خدمات ناو هواپیمابر جرالد فورد چیست؟
ناو هواپیمابر ۱۳ میلیارد دلاری جرالد فورد از همان ابتدا با مشکلات فنی و خدماتی گستردهای روبرو بوده است که کارایی آن را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
بر اساس منابع ارائه شده، این چالشها را میتوان در چند بخش اصلی دستهبندی کرد:
چالشهای فنی و سیستمهای پرتاب:
- خرابی منجنیقهای الکترومغناطیسی: در این ناو، سیستم منجنیقهای بخار با منجنیقهای پیشرفته الکترومغناطیسی جایگزین شدهاند، اما این فناوری جدید در عمل کارایی لازم را نداشته و سیستم آن دائماً دچار خرابی میشود.
- محدودیت در پرتاب جنگندهها: به دلیل نقص در سیستم منجنیقهای الکتریکی و کوتاه بودن عرشه ناو، امکان پرتاب جتهایی مانند F-16 و F-18 وجود ندارد. اگرچه جنگندههای F-35 به دلیل قابلیت برخاست عمودی میتوانند از روی آن پرواز کنند، اما این روش کارایی کمتری نسبت به پرتاب متعارف با منجنیق دارد.
- اثرات دومینووار (آبشاری) خرابیها: سیستمهای این ناو به شدت پیچیده هستند و خرابی در یک بخش (مانند قطع شدن برق یک پمپ) به سرعت باعث از کار افتادن سیستمهای حیاتی دیگر نظیر تهویه هوای تازه، سنسورها و حتی امکانات پخت و پز غذا میشود.
بحرانهای بهداشتی و معضل دفع فاضلاب:
- از کار افتادن سرویسهای بهداشتی: ناو جرالد فورد با مشکل جدی در سیستم پردازش ضایعات خود مواجه است، به طوری که حدود ۸۰ درصد از توالتهای آن غیرقابل استفاده شدهاند و بوی نامطبوع ناو از کیلومترها دورتر قابل استشمام است.
- وضعیت به حدی وخیم است که صفهای طولانی برای استفاده از سرویسهای فعال شکل گرفته و حتی دستورالعملهایی برای دفع حاجت با آویزان شدن از لبهی ناو به خدمه داده شده است.
- خطر شیوع بیماری و آسیب به تجهیزات: حضور ۵۰۰۰ خدمه باعث تولید حجم عظیمی از فضولات به صورت روزانه میشود که مدیریت آن در محیط بسته ناو بسیار دشوار است.
- پخش شدن آب آلوده به فاضلاب در محیط گرم و بسته ناو باعث ایجاد رطوبت و رشد شدید باکتریها، هاگها و قارچها در سیستمهای فیلتر هوا شده و خطر شیوع بیماریهای عفونی را به شدت بالا برده است.
- علاوه بر این، رشد قارچها باعث از بین رفتن محصولات لاستیکی و عایق سیمکشیها میشود که این امر احتمال اتصالی برق و خرابیهای فاجعهبارتر را افزایش میدهد.
- احتمال تمرد نرم (Soft Mutiny): گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد برخی از ملوانان در یک «تمرد نرم» برای مجبور کردن ناو به پهلوگیری در بندر، تیشرتهای خود را در توالتها میاندازند تا سیستم خردکن و پردازش ضایعات ناو به طور کامل مسدود شود.
افت روحیه خدمه و کاهش توان رزمی:
- استقرار طولانیمدت در دریا: این ناو حدود ۸ ماه است که بدون هیچ توقفی در دریا حضور دارد و پیشبینی میشود حداقل دو ماه دیگر نیز در آب بماند.
- زندگی در این محیط بسته و آلوده به مدت طولانی و بدون امکان استراحت در خشکی یا دیدار با خانواده، تأثیر بسیار مخربی بر روحیه و سلامت روان خدمه گذاشته است.
- کاهش اثربخشی نظامی: ترکیب این خرابیهای فنی، بحرانهای بهداشتی و افت شدید روحیه، توانمندی رزمی ناو جرالد فورد را به شکل قابلتوجهی کاهش داده است.
- دشواری در تعمیرات: برطرف کردن این حجم از مشکلات در میانه دریا امکانپذیر نیست و ناو باید به یک بندر تخصصی (احتمالاً در ایتالیا یا قبرس) که توانایی پذیرش ناوهای هواپیمابر مدرن را داشته باشد منتقل شود.
- این فرآیند نیز نیازمند انتقال هوایی فوری تجهیزات و نیروهای متخصص به آن بنادر است.
-
بررسی تبعات احتمالی درگیری مستقیم بین ایران و آمریکا
بر اساس منابع ارائهشده، درگیری مستقیم نظامی بین ایران و آمریکا پیامدهای بسیار فاجعهبار و گستردهای در ابعاد نظامی، ژئوپلیتیک و سیاسی خواهد داشت.
برخلاف تصور برخی مقامات آمریکایی نظیر دونالد ترامپ که ممکن است آن را نبردی کوتاه و سریع بپندارند، کارشناسان نظامی آمریکا هشدار دادهاند که چنین درگیریای تبدیل به یک جنگ طولانیمدت خواهد شد.
در ادامه، تبعات احتمالی این درگیری بر اساس منابع بررسی شده است:
۱. گسترش سریع جنگ و بسته شدن تنگه هرمز: ایران قصد ندارد وارد یک درگیری محدود و متقابل (یکی بزن، یکی بخور) شود.
استراتژی ایران در صورت مواجهه با حمله، استفاده از تمام توان و هدف قرار دادن همهجانبه منافع آمریکا است و اولین اقدام آنها بسته شدن تنگه هرمز خواهد بود.
شکست دادن ایران در عرض یک هفته غیرممکن است.
۲. آسیبپذیری شدید ناوگان دریایی و تلفات سنگین آمریکا:
- خطر موشکهای هایپرسونیک: ناوهای هواپیمابر آمریکایی در برابر موشکهای مانورپذیر و هایپرسونیک ایران به شدت آسیبپذیرند.
- سیستمهای پدافندی آمریکا نظیر SA6 توانایی اثباتشدهای برای رهگیری این موشکها ندارند.
- اصابت تنها یک موشک هایپرسونیک میتواند باعث کشته شدن صدها نفر از خدمه ناو شود و حتی خطر غرق شدن ناوها را به همراه داشته باشد.
- پنهانکاری غیرممکن: در صورت غرق شدن یک ناو شکن یا ناو هواپیمابر، دولت آمریکا قادر نخواهد بود مانند گذشته تلفات خود را تحت عنوان «حوادث رانندگی یا آموزشی» پنهان کند و این اخبار به سرعت منتشر خواهد شد.
۳. چالشهای لجستیکی و کمبود فاجعهبار مهمات: آمریکا توانایی تولید انبوه و سریع مهمات برای یک جنگ فرسایشی را ندارد، زیرا مجتمع نظامی-صنعتی آن بر پایه سودآوری بنا شده است، نه تولید سریع.
موشکهایی نظیر پاتریوت به سرعت تمام خواهند شد و آمریکا با کمبود جدی کشتیهای تدارکاتی و سوخترسان مواجه است.
۴. از بین رفتن برتری هوایی آمریکا:
- آسیبپذیری جنگندههای F-35: رادارهای پیشرفته چینی و سیستمهای S-400 قادرند جنگندههای رادارگریز F-35 آمریکا را رهگیری کنند.
- بدون ویژگی رادارگریزی، این جنگندهها در برابر جنگندههایی نظیر سوخو-35 و میگ-29 آسیبپذیر خواهند بود.
- اهداف آسان بودنِ هواپیماهای سوخترسان: از آنجایی که ناوهای هواپیمابر باید برای امنیت خود در فاصله بیش از ۲۰۰۰ کیلومتری (مثلاً در اقیانوس هند) مستقر شوند، جنگندههای آمریکایی به سوختگیریهای متعدد هوایی نیاز دارند.
- این هواپیماهای سوخترسان، اهدافِ بسیار بزرگ، کُند و غیررادارگریزی هستند که به راحتی توسط جنگندههای سوخو-35 شکار میشوند.
۵. محاصره پایگاههای آمریکا و فروپاشی متحدان خلیج فارس:
- محاصره در عراق و سوریه: پایگاههای آمریکا در منطقه توسط شبهنظامیان تحت محاصره قرار گرفته و خطوط تدارکاتی آنها قطع خواهد شد.
- این نیروها با توپخانه، پهپاد و خمپاره به طور مداوم این پایگاهها را هدف قرار خواهند داد.
- خطر جنگ مذهبی و سقوط دولتهای عربی: این جنگ میتواند ابعاد یک نبرد مذهبی (شیعه در برابر سنی) به خود بگیرد که متحدان عرب آمریکا را در معرض فروپاشی داخلی قرار میدهد.
- برای مثال، دولت بحرین که اقلیتی سنی بر اکثریت ۸۰ درصدی شیعه حکومت میکند، احتمالاً دوام نخواهد آورد.
- قطر با جمعیت عظیم کارگران معترض مواجه است و قبایل شیعه در عربستان که روی میادین کلیدی نفت مستقر هستند، میتوانند ثبات این کشور را به هم بریزند.
۶. تبعات سیاسی ویرانگر در داخل آمریکا: بروز چنین جنگی و بازگشت اجساد نظامیان کشتهشده به کشور، موجب ریزش شدید حمایت سیاسی از دولت دونالد ترامپ خواهد شد.
همپیمانان سیاسی او در کنگره (نظیر مارکو روبیو یا لیندسی گراهام) برای نجات موقعیت خود از او رویگردان خواهند شد و این فاجعه ممکن است به قیمت پایان دوران ریاستجمهوری او تمام شود.