چشمانداز مداخلات نظامی آمریکا در ونزوئلا و تأثیر آن بر امنیت منطقهای چیست؟
استناد به منابع موجود، چشمانداز مداخلات نظامی آمریکا در ونزوئلا و پیامدهای آن بر امنیت منطقهای به شرح زیر است:
چشمانداز مداخلات نظامی آمریکا در ونزوئلا
به نظر میرسد ایالات متحده در حال حرکت به سمت اقدام نظامی علیه ونزوئلا است.
دونالد ترامپ روز قبل اعلام کرده بود که «مذاکره با ونزوئلا تمام شده است».
با توجه به اینکه ایالات متحده یک نیروی دریایی پرهزینه را برای تقریباً دو ماه در سواحل ونزوئلا مستقر کرده است، انتظار میرود که ترامپ به جای عقبنشینی، «ماشه را بکشد».
وضعیت نیروها و نوع مداخله مورد انتظار:
- نیروهای زمینی و حمله کامل: منابع، حمله زمینی تمام عیار را عملی نمیدانند. در حال حاضر، ایالات متحده حدود ۴۵۰۰ تفنگدار دریایی و سه کشتی دوزیست (آمفیبیوس) در سواحل دارد. اگر نیروهای زمینی آمریکا تلاش کنند تا در ونزوئلا پیاده شده و به کاراکاس (مقر قدرت) بروند، این مسیری طاقتفرسا از یک جاده کوهستانی پرپیچ و خم خواهد بود. این مسیر شامل مواضع کمین پس از کمین است. در حالی که نیروهای آمریکایی بسیاری از مردم ونزوئلا را خواهند کشت، ونزوئلاییها نیز تعداد زیادی از تفنگداران دریایی را از بین خواهند برد.
- بمباران هوایی: محتملترین اقدام، بمباران از بالا است. این نوع عملیات که آن را “نسخه آمریکایی تروریسم” مینامند، شامل کشتن غیرنظامیان از طریق بمباران از ارتفاع ۱۰ تا ۲۰ هزار پایی است. با این حال، منابع معتقدند که بمباران به تنهایی برای سرنگونی مادورو کافی نخواهد بود.
- تلاش برای کودتا: ایالات متحده احتمالاً تلاش کرده است که ژنرالهای ونزوئلایی را بخرد، و بدون شک تعدادی از آنها مایل به پذیرش پول هستند، اما این ترفند تا کنون موفقیتآمیز نبوده و آمریکا نتوانسته است یک کودتا را سازماندهی کند.
جایگاه قانونی و توجیه مداخله:
آنچه ایالات متحده آماده انجام آن است، جنایت جنگی محسوب میشود و از ابتدا غیرقانونی است، بدون هیچ گونه توجیهی. توجیه واشنگتن مبنی بر اینکه ونزوئلا در حال قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده است، یک دروغ است.
در حقیقت، اکثریت مواد مخدر در مکانهایی مانند کلمبیا و بولیوی تولید میشوند، نه ونزوئلا، و از طریق مکزیک و بنادر آمریکا به داخل کشور قاچاق میشوند.
همچنین، حمله به قایقهایی که گفته میشود حامل مواد مخدر هستند، توسط ایالات متحده بدون شلیک شدن گلوله از طرف ونزوئلا صورت گرفته و نشاندهنده سیاستی است که آمریکا میتواند هر کسی را که میخواهد، بکشد.
توانایی ونزوئلا برای دفاع از خود
ونزوئلا تا حدی توانایی دفاع از خود را دارد.
- دفاع زمینی: ونزوئلا دارای شبهنظامیان، نیروهای مسلح و یک سرویس امنیتی آموزشدیده توسط روسیه است.
- دفاع هوایی: ونزوئلا دارای معادل چینی سیستم دفاع هوایی S300 است.
- حمایت بینالمللی: چین، روسیه و ایران با ونزوئلا روابط داشته و پشتیبانی و کمک نظامی ارائه کردهاند. در سال ۲۰۱۹، در زمان تهدیدهای جدی برای حمله، روسیه هواپیماهای باری نظامی متعددی به ونزوئلا میفرستاد.
این حمایتهای خارجی ممکن است دلیل اصلی ستیزهجویی ترامپ باشد، چرا که او تلاش میکند دکترین مونرو را دوباره احیا کند و به خارجیها بگوید از “حیاط خلوت ما” دور بمانند.
تاثیر بر امنیت منطقهای
اگر ایالات متحده به ونزوئلا حمله کند، روابطش با آمریکای جنوبی احتمالاً به بدترین سطح تاریخی خود خواهد رسید.
این تهاجم باعث ایجاد یک درگیری جدید خواهد شد که جهان به آن نیازی ندارد. در حال حاضر، تنشها در منطقه بالا است:
- کلمبیا: رئیس جمهور کلمبیا قبلاً به دلیل اظهارات تند علیه سیاستهای ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، در لیست سیاه قرار گرفته است.
- برزیل: رئیس جمهور لولا نیز از دخالتهای آمریکا ناراضی و خشمگین است.
- آرژانتین: اگرچه آرژانتین به دلیل مشکلات اقتصادی توسط صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نجات یافته است، اما نشانههایی از دور شدن منافع دیده میشود؛ آرژانتین پس از دریافت کمک مالی از آمریکا، با فروش سویا به چین، بازار کشاورزان آمریکایی را تضعیف کرده است.
مداخله احتمالی در ونزوئلا در حالی رخ میدهد که نقش غالب دلار در جهان در خطر است و کشورهای دیگر در حال تغییر رویه هستند (مانند اعلام هند مبنی بر خرید نفت روسیه با یوان چین). این اقدامات نسنجیده سیاست خارجی، مانند حمله به ونزوئلا، در نهایت به تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه و جهان کمک میکند.
تقابل فزاینده روسیه و اسرائیل چه پیامدهایی برای وضعیت ژئوپلیتیک دارد؟
تقابل فزاینده بین روسیه و اسرائیل پیامدهای مهمی برای وضعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد که عمدتاً حول محور تقویت موقعیت ایران میچرخد.
این تقابل در حال حاضر نشاندهنده یک واگرایی آشکار در روابط قدرت بین روسیه و اسرائیل است و به نظر میرسد که در حال گسستن از یکدیگر هستند.
تنشها و تهدیدات مستقیم
یکی از نمودهای اصلی این تنش، تماس تلفنی گزارششدهای بود که چند روز پیش بین ولادیمیر پوتین و بنیامین نتانیاهو صورت گرفت.
در این تماس، ظاهراً درباره فرود هواپیماهای باربری نظامی روسیه در ایران بحث شده است.
گفته میشود که نتانیاهو در این تماس تلویحاً تهدید کرده است که اگر پرواز جتهای باربری نظامی روسیه به ایران ادامه یابد، اسرائیل ممکن است میزان ارسال سامانههای دفاعی ساخت اسرائیل به اوکراین را افزایش دهد.
این موضوع به عنوان یک “تهدید پنهان” علیه پوتین تلقی شده است.
با این حال، حتی پس از این تماس تلفنی، یک هواپیمای باربری نظامی دیگر در ایران فرود آمد.
ضمناً، این یک واقعیت است که اسرائیل مقداری سختافزار نظامی به اوکراین ارسال کرده است.
افزایش همکاری نظامی ایران و روسیه
مهمترین پیامد ژئوپلیتیک این تقابل، تقویت قابل توجه روابط نظامی بین ایران و روسیه است.
- پذیرش کمکهای روسیه: ایران که قبلاً در برابر پیشنهادات کمک نظامی روسیه و چین در جریان جنگ ۱۲ روزه مقاومت کرده بود، اکنون «از خواب بیدار شده» و تماسهای نزدیکی با مقامات نظامی و انرژی روسیه و همچنین چین برقرار کرده است.
- ارتقای پدافند هوایی: روسیه مدتی است که درباره ادغام پدافند هوایی ایران با کل سیستم روسی صحبت میکند.
- اکنون به نظر میرسد که ایران مایل به پذیرش سامانه روسی (یا چینی) است، با این حال برای کارآمدی باید فقط یکی را به طور جامع ادغام کند.
- پشتیبانی عملیاتی: روسیه توانایی اعزام پرسنل به ایران را دارد تا به آنها کمک کند سیستمها را به سرعت فعال کنند، حداقل برای راهاندازی در مراحل اولیه. مقامات ایرانی، از جمله رئیس ستاد نیروهای دفاعی، اخیراً برای ارتقای سطح تماسها در مسکو بودهاند.
پیامدهای ژئوپلیتیک برای منطقه
- افزایش توان ایران: در نتیجه این همکاریها و آمادگی بالاتر، ایران در موقعیت بسیار بهتری برای مقاومت در برابر حملات احتمالی قرار دارد و دیگر با یک «حمله غافلگیرکننده» مواجه نخواهد شد.
- تهدید برای اسرائیل: اگر ایالات متحده و اسرائیل بخواهند “دوباره تلاش کنند” و به ایران حمله کنند، احتمالاً این اقدام اسرائیل را نابود خواهد کرد. برخی از ناظران از بیرون، نابودی اسرائیل را به دلیل رفتار «قتلآمیزش» که آن را «مانند سرطان در خاورمیانه» میدانند، پیامدی میبینند که میتواند مورد استقبال قرار گیرد.
- ابزارهای کنترل روسیه: روسیه میتواند با همکاری چین و هند برای مهار اسرائیل کارهای بیشتری انجام دهد، مانند اعمال تحریم و قطع کامل تجارت.
نکته درباره صبر پوتین: شایان ذکر است که دلیل صبر زیاد رئیس جمهور پوتین نسبت به اسرائیل ممکن است این باشد که تقریباً ۲ میلیون شهروند روسیه، شهروند اسرائیل نیز هستند.
با این حال، این شهروندان سابق روسیه عموماً احساسات گرمی نسبت به سرزمین مادری خود ندارند و روسیه را شرور میدانند.
برای روشن شدن این موضوع، میتوان گفت که تقابل روسیه و اسرائیل مانند زمانی است که یک پل حمایت کننده در منطقه (ایران) را با مصالح جدید و محکمتر بازسازی میکند؛ در حالی که طرف مقابل (اسرائیل) با تهدید به تشدید تنش در میدان دیگر (اوکراین)، سعی در جلوگیری از این بازسازی دارد.
نتیجه این عمل، قویتر شدن آن پل و افزایش خطر فروریختن پل اسرائیلی در صورت تلاش برای تخریب سازه جدید است.