واکنش ایران، روسیه، و چین به توقیف نفتکش ونزوئلا
متن ارائه شده بر تنشهای ژئوپلیتیکی پیرامون توقیف یک نفتکش ونزوئلایی توسط ایالات متحده تمرکز دارد.
این اقدام واشنگتن، که آن را اجرای تحریمها میخواند، از سوی ایران، روسیه، و چین به شدت محکوم شده است.
مقامات ایرانی توقیف کشتی را راهزنی دریایی نامیدهاند و بر لزوم پاسخگویی جهانی در برابر نقض قوانین بینالمللی تأکید کردهاند.
روسیه و چین نیز با ابراز حمایت از ونزوئلا و محکوم کردن تحریمهای یکجانبه آمریکا، اقدام واشنگتن را غیرقانونی و تهدیدی برای تجارت جهانی دانستهاند، که نشاندهنده یک مخالفت هماهنگ با هژمونی آمریکا است.
این منابع در مجموع به چالش کشیده شدن سلطه آمریکا در منطقه کارائیب و افزایش اتحاد مخالفان آن را منعکس میکنند.
چگونه ایران، روسیه، و چین آمریکا را به لحاظ حقوقی و سیاسی توصیف میکنند؟
ایران، روسیه و چین در واکنشی هماهنگ، اقدامات ایالات متحده در توقیف نفتکش ونزوئلا و اعمال تحریمها را با عباراتی تند به چالش کشیدهاند.
این سه کشور، که هر یک به نوعی تحت فشارهای تحریمی آمریکا قرار دارند، رفتار واشنگتن را از منظر حقوقی «غیرقانونی» و از منظر سیاسی، «سلطهجویانه» و «تهدیدکننده ثبات جهانی» توصیف میکنند.
در ادامه، جزئیات دیدگاههای حقوقی و سیاسی هر یک از این کشورها بر اساس منابع موجود ارائه شده است:
۱. ایران: دزدی دریایی دولتی و استاندارد دوگانه
ایران تندترین ادبیات را در توصیف حقوقی این اقدام به کار برده و آن را صراحتاً جرمانگاری کرده است.
- توصیف حقوقی: مقامات ایرانی توقیف نفتکش ونزوئلا توسط آمریکا را مصداق بارز «دزدی دریایی دولتی» (State-sponsored piracy) میدانند .
- تهران معتقد است که این اقدام فاقد هرگونه مبنای معتبر در حقوق بینالملل است و آن را نه یک اجرای قانون، بلکه رفتاری مجرمانه و «سرقت مسلحانه در دریا» توصیف میکند.
- سخنگوی وزارت خارجه ایران استدلال میکند که استفاده از نیروی نظامی علیه کشتی تجاری یک کشور دیگر، چه در آبهای بینالمللی و چه در سواحل یک کشور، نقض آشکار هنجارهای بینالمللی است.
- توصیف سیاسی: از نظر سیاسی، ایران این اقدام را بخشی از کارزار فشار حداکثری ترامپ علیه دولت مادورو میبیند و معتقد است واشنگتن از قدرت نظامی و مالی خود برای تحمیل ارادهاش بر ملتهایی که حاضر به تسلیم نیستند، استفاده میکند.
- ایران همچنین به وجود یک «استاندارد دوگانه» اشاره میکند: در حالی که جامعه جهانی دزدی دریایی را جرم سنگین میداند و با آن مبارزه میکند، وقتی یک قدرت بزرگ (آمریکا) با نیروهای دولتی خود دست به اقدامی مشابه میزند، واکنشها متفاوت است.
- تهران استدلال میکند که اجازه دادن به واشنگتن برای توقیف کشتیها به میل خود، «نظم مبتنی بر قانون» را که غربیها ادعای آن را دارند، به سخره میگیرد.
۲. روسیه: نقض حاکمیت ملی و تهاجم آمریکایی
روسیه با تاکید بر مفهوم «حاکمیت»، اقدامات آمریکا را حملهای مستقیم به اصول بنیادین روابط بینالملل میداند.
- توصیف حقوقی: مسکو بر این باور است که توقیف داراییهای ونزوئلا ممکن است ناقض حقوق بینالملل باشد و خود را مدافع هنجارهای بینالمللی در برابر «بیقانونی آمریکایی» معرفی میکند.
- مقامات روس تاکید دارند که ونزوئلا یک کشور مستقل است و حق دارد دولت و متحدانش را بدون دخالت خارجی انتخاب کند.
- کرملین اقدامات آمریکا را «تهاجم» (Aggression) و بخشی از «جنگ اقتصادی» توصیف میکند.
- از دیدگاه روسیه، حمایت از کاراکاس به معنای به چالش کشیدن چیزی است که مسکو آن را «هژمونی آمریکا» در منطقهای مینامد که واشنگتن مدتها آن را حیاط خلوت خود میدانسته است.
- پیام سیاسی مسکو این است که دوران سلطه بلامنازع آمریکا در نیمکره غربی در حال آزمایش است و ونزوئلا در برابر این تهاجم تنها نخواهد ماند.
۳. چین: تحریمهای یکجانبه و صلاحیت قضایی غیرقانونی
چین بر جنبههای ساختاری و رویهای حقوق بینالملل تمرکز کرده و آمریکا را به اخلال در نظام تجارت جهانی متهم میکند.
- توصیف حقوقی: پکن اقدامات آمریکا را «تحریمهای یکجانبه غیرقانونی» و اعمال «صلاحیت قضایی بلنددستانه» (Long-arm jurisdiction) مینامد که هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارد.
- سخنگوی وزارت خارجه چین تصریح کرده است که این اقدامات توسط شورای امنیت سازمان ملل تایید نشده و آمریکا بدون هیچ مجوز بینالمللی، خود را همزمان قاضی، هیئت منصفه و مجری حکم قرار داده است.
- از نظر چین، این «اجرای قانون» نیست، بلکه «قهر یکجانبه» است.
- توصیف سیاسی: چین این اقدامات را «سلاحسازی قدرت اقتصادی» علیه کشورهایی میداند که از رهبری واشنگتن پیروی نمیکنند.
- پکن هشدار میدهد که این رفتار یک سابقه خطرناک ایجاد میکند که کل سیستم تجارت جهانی و زنجیرههای تأمین را تهدید میکند.
- استدلال سیاسی چین این است که اگر آمریکا بتواند بر اساس قوانین داخلی خود کشتیهای تجاری را توقیف کند، تجارت هیچ کشوری در امان نخواهد بود و ساختار تجارت بینالملل گروگان تصمیمات سیاسی آمریکا میشود.
جمعبندی: جبهه مشترک علیه یکجانبهگرایی
هر سه کشور هشدار میدهند که این اقدامات آمریکا رویهای را ایجاد میکند که میتواند کشتیرانی و تجارت جهانی را به خطر بیندازد.
آنها استدلال میکنند که «نظم مبتنی بر قانون» توسط آمریکا به صورت گزینشی اعمال میشود: وقتی آمریکا قوانین را زیر پا میگذارد، هیچ عواقبی ندارد، اما برای دیگران ائتلافهای تنبیهی تشکیل میدهد.
این هماهنگی میان تهران، مسکو و پکن نشاندهنده تلاشی برای محدود کردن توانایی واشنگتن در اعمال قدرت یکجانبه و تقویت ایده جهان چندقطبی است.
حمایت هماهنگ ایران، روسیه، و چین چه پیامدهایی برای استقلال ونزوئلا و ثبات منطقه دارد؟
حمایت هماهنگ تهران، مسکو و پکن، پیامدهای راهبردی عمیقی برای بقای دولت مادورو و موازنه قدرت در نیمکره غربی دارد.
این اتحاد سهجانبه اساساً توانایی واشنگتن برای اعمال اراده سیاسی خود را محدود کرده و انحصار سنتی آمریکا در منطقه را به چالش میکشد.
در ادامه، پیامدهای این حمایتها برای استقلال ونزوئلا و ثبات منطقه بر اساس منابع بررسی میشود:
۱. تضمین بقای سیاسی و اقتصادی ونزوئلا (ممانعت از تغییر رژیم)
مهمترین پیامد این حمایت برای ونزوئلا، ایجاد یک «پوشش سیاسی» و ارائه «گزینههای جایگزین اقتصادی» است که مستقیماً پروژه «تغییر رژیم» توسط آمریکا را با مانع روبرو میکند .
- خنثیسازی انزوا: مادورو میداند که تا زمانی که ایران، روسیه و چین پشت سر او ایستادهاند، توانایی واشنگتن برای مجبور کردن او به کنارهگیری محدود است.
- این حمایت بینالمللی به دولت کاراکاس در صحنه جهانی مشروعیت میبخشد و مانع از انزوای کامل آن میشود.
- تنفُسگاه اقتصادی: این سه قدرت با ارائه راهکارهای عملی، اثرات خفهکننده تحریمها را کاهش میدهند.
- روسیه همکاریهای اقتصادی و انرژی را تسریع میکند، چین دسترسی به بازارها و پشتیبانی دیپلماتیک را فراهم میسازد و ایران تجربیات خود در مقاومت و همبستگی را به اشتراک میگذارد.
- این همکاریها بازارهایی را برای صادرات ونزوئلا فراهم میکنند که خریداران غربی آنها را رد میکنند و سیستمهای بانکی را ارائه میدهند که جایگزین مسیرهای مسدود شده توسط آمریکا هستند.
۲. تبدیل کارائیب به «فضای مورد مناقشه»
حمایت هماهنگ این کشورها باعث شده است منطقهای که آمریکا بیش از یک قرن آن را «حیاط خلوت» خود و فضایی با سلطه بلامنازع میپنداشت، اکنون به یک «فضای مورد مناقشه» (Contested Space) تبدیل شود.
- پایان سلطه یکجانبه: اقدامات این سه کشور نشان میدهد که دوران هژمونی بلامنازع آمریکا در نیمکره غربی در حال کمرنگ شدن است.
- پیام روشن مسکو و پکن به واشنگتن این است که اقدامات یکجانبه در این منطقه دیگر بیپاسخ نخواهد ماند.
- افزایش هزینه برای آمریکا: هماهنگی میان این قدرتها به این معناست که آمریکا نمیتواند بدون پرداخت هزینه، در آنچه حوزه نفوذ خود میداند، دست به اقدام بزند.
- این اتحاد نشان میدهد که هزینههای یکجانبهگرایی آمریکا در حال افزایش است و کشورهای هدف قرار گرفته، اکنون متحدانی دارند که مایل به حمایت آشکار از آنها هستند.
۳. پیچیدگی ثبات منطقهای و نظامیگری
ورود رقبای جهانی آمریکا به کارائیب، پویاییهای امنیتی منطقه را تغییر داده و سطح تنشها را بالا برده است.
- تنش نظامی: در حالی که آمریکا حضور نظامی خود را در دریای کارائیب با اعزام ناوگروه و زیردریایی هستهای به شدت افزایش داده است ، روسیه با اعزام سیگنالهای حمایتی و یادآوری پیمانهای استراتژیک، نشان داده که مرعوب این قدرتنمایی نخواهد شد.
- این وضعیت، منطقه را از یک حوضه آرام تحت کنترل آمریکا به صحنهای برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است.
- تست نظم نوین جهانی: این رویارویی فراتر از ونزوئلا است؛ طرفداران نظم چندقطبی استدلال میکنند که توانایی واشنگتن برای اقدام یکجانبه در نیمکره خود با محدودیتهای جدیدی روبرو شده است.
- اگر این لحظه به یک تغییر پایدار در دینامیک قدرت تبدیل شود، کشورهای دیگر منطقه نیز ممکن است جسارت پیدا کنند تا سیاست خارجی و اقتصادی مستقلتری را بدون ترس از مداخله آمریکا دنبال کنند.
نتیجهگیری و تمثیل
در مجموع، حمایت هماهنگ ایران، روسیه و چین، استقلال ونزوئلا را از طریق ارائه یک «شریان حیاتی» حفظ کرده و همزمان ثبات منطقه را از حالت «سلطه تکقطبی آمریکا» به وضعیتی «رقابتی و چندقطبی» تغییر داده است.
برای درک بهتر این وضعیت، میتوان گفت ونزوئلا مانند «قلعهای تحت محاصره» است که آمریکا سعی دارد با قطع آذوقه و تجارت (تحریمها)، ساکنانش را وادار به تسلیم کند.
در این میان، ایران، روسیه و چین مانند نیروهایی هستند که نه تنها موفق شدهاند «تونلهای تدارکاتی» به داخل قلعه باز کنند تا حیات در آن ادامه یابد، بلکه با حضور خود در اطراف قلعه، انحصار محاصرهکنندگان را شکسته و به آنها یادآوری میکنند که دیگر تنها بازیگران قدرتمند در این میدان نیستند.
پیامدهای بلندمدت این رویارویی بین آمریکا و سه قدرت بر نظام جهانی چیست؟
بر اساس منابع، رویارویی دیپلماتیک و سیاسی میان ایالات متحده و اتحاد سهگانه ایران، روسیه و چین، فراتر از یک تنش مقطعی است و نشاندهنده تغییرات تکتونیکی در نظام بینالملل است.
پیامدهای بلندمدت این رویارویی را میتوان در محورهای زیر دستهبندی کرد:
۱. گذار از تکقطبی به چندقطبی و محدودسازی قدرت آمریکا
مهمترین پیامد راهبردی این وقایع، به چالش کشیده شدن «فرضیه تسلط بلامنازع آمریکا» است.
- پایان دوران هژمونی: این رویارویی نشان میدهد که دوران هژمونی مطلق آمریکا، حتی در نیمکره غربی که واشنگتن آن را حیاط خلوت خود میدانست، رو به افول است.
- طرفداران نظم چندقطبی این هماهنگی را گواهی بر این میدانند که توانایی واشنگتن برای اقدام یکجانبه با محدودیتهای جدید و جدی مواجه شده است.
- افزایش هزینه یکجانبهگرایی: پیام مشترک تهران، مسکو و پکن این است که اقدامات یکجانبه آمریکا دیگر بیپاسخ نخواهد ماند و با «مخالفت چندجانبه» روبرو خواهد شد.
- این هماهنگی هزینههای سیاسی و دیپلماتیک رفتارهای آمریکا را افزایش داده و واشنگتن را بر سر دوراهی «تعدیل رفتار» یا «تداوم تنش با مخالفانی فزاینده و متحد» قرار میدهد.
۲. تهدید ثبات تجارت جهانی و ساختارهای حقوقی
هشدار جدی، بهویژه از سوی چین، این است که رویه آمریکا میتواند زیربنای تجارت بینالملل را تخریب کند.
- گروگانگیری تجارت بینالملل: اگر آمریکا بتواند بر اساس قوانین داخلی خود کشتیهای تجاری را توقیف کند، تجارت هیچ کشوری در امان نخواهد بود.
- این وضعیت باعث میشود ساختار تجارت بینالملل «گروگان تصمیمات سیاسی آمریکا» شود و ثبات اقتصادی جای خود را به عدم قطعیت و ریسک بدهد.
- اختلال در زنجیرههای تأمین: پکن هشدار میدهد که این اقدامات «صلاحیت قضایی بلنددستانه» (Long-arm jurisdiction) آمریکا، زنجیرههای تولید و تأمین جهانی را که طی دههها شکل گرفتهاند، یکشبه مختل میکند و کسبوکارها را با قوانینی مواجه میسازد که با هوسهای سیاسی واشنگتن تغییر میکنند.
۳. شکلگیری «شبکههای ایمنی» جایگزین برای کشورهای تحریمی
این رویارویی باعث تسریع در ایجاد سازوکارهایی شده که اثرگذاری تحریمهای آمریکا را در درازمدت خنثی میکند.
- ارائه جایگزینهای حیاتی: کشورهای هدفِ فشارهای واشنگتن، اکنون میدانند که تنها نیستند و گزینههای جایگزین دارند .
- این سه قدرت با ارائه بازارهای جدید، سیستمهای بانکی مستقل و حمایتهای سیاسی، به کشورهای تحت تحریم کمک میکنند تا در برابر فشار حداکثری آمریکا دوام بیاورند.
- مشروعیتزدایی از اقدامات آمریکا: با توصیف اقدامات آمریکا به عنوان «دزدی دریایی» (توسط ایران) ، «غیرقانونی» (توسط چین) و «نقض حاکمیت» (توسط روسیه)، این کشورها در حال ایجاد یک گفتمان حقوقی بینالمللی هستند که مشروعیت اخلاقی و قانونی آمریکا را به عنوان «مجری قانون جهانی» زیر سوال میبرد و آن را صرفاً به عنوان یک بازیگر زورگو معرفی میکند .
نتیجهگیری و تمثیل
در مجموع، پیامد بلندمدت این وضعیت، فرسایش «نظم مبتنی بر قانونِ آمریکایی» و جایگزینی آن با یک محیط بینالمللی رقابتی و چندتکه است.
برای درک بهتر این تغییر ساختاری، میتوان نظام جهانی کنونی را به یک «بازی فوتبال» تشبیه کرد.
تا پیش از این، آمریکا همزمان نقش «کاپیتان یکی از تیمها» و «داور بازی» را ایفا میکرد و قوانین را به نفع خود تفسیر میکرد.
اقدامات هماهنگ ایران، روسیه و چین شبیه به لحظهای است که سایر بازیکنان اصلی زمین نه تنها سوت داور را نادیده میگیرند، بلکه شروع به «تاسیس لیگ اختصاصی خود» با قوانینی متفاوت کردهاند.
این وضعیت باعث میشود که داور (آمریکا) دیگر نتواند با کارتهای قرمز خود (تحریمها) بازیکنان را از زمین اخراج کند، زیرا آنها اکنون در زمینی بازی میکنند که اعتبار کارتهای او در آنجا به شدت کاهش یافته است.