نبرد نهایی: قمارک آمریکا علیه ایران از خاک اردن
این متن به تحلیل اسکات ریتر درباره پتانسیل درگیری نظامی گسترده میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران میپردازد که در آن اردن به عنوان پایگاه استراتژیک کلیدی معرفی شده است. نبرد نهایی: قمارک آمریکا علیه ایران از خاک اردن
ریتر هشدار میدهد که واشینگتن برای یک نبرد متعارف جهانی آماده شده و در صورت تهدید ناوهای هواپیمابر خود، ممکن است به سلاحهای هستهای متوسل شود.
او معتقد است که فقدان کنترل تسلیحات و ذهنیت تهاجمی رهبران کنونی، جهان را به سمتی هدایت میکند که در آن شکست برای آمریکا غیرقابل قبول است.
از سوی دیگر، نقش بازیگران بزرگی مانند چین و روسیه در این تقابل بررسی شده و بر اهمیت اتحادهای منطقهای تاکید میشود. در نهایت، نویسنده انگیزه اصلی این تنشها را تلاش نتانیاهو برای نابودی جمهوری اسلامی و تثبیت سلطه اسرائیل بر منطقه از طریق پیمان ابراهیم میداند.
این منبع تصویری تیره از پیامدهای ویرانگر و احتمالا اتمی یک جنگ احتمالی ترسیم میکند.
پیامدهای استراتژیک حمله احتمالی آمریکا به ایران برای منطقه چیست؟
حمله احتمالی آمریکا به ایران، پیامدهای استراتژیک، وجودی و ویرانگری برای کل خاورمیانه و توازن قدرت جهانی به همراه خواهد داشت.
این پیامدها را میتوان در چند محور اصلی بررسی کرد:
- نابودی و تغییر رژیم در کشورهای عربی میزبان آمریکا: ایران به کشورهای منطقه پیام داده است که هر کشوری که در این حمله مشارکت کند یا پایگاه در اختیار نیروهای متخاصم قرار دهد، هدف حمله قرار خواهد گرفت.
- اسکات ریتر به طور خاص به اردن (که به نظر میرسد پایگاه اصلی نیروهای آمریکایی باشد) و عربستان سعودی اشاره میکند و معتقد است همکاری این کشورها با واشنگتن میتواند به قیمت نابودی و تغییر رژیم آنها تمام شود و به پایان کار پادشاهی هاشمی در اردن و خاندان آل سعود منجر گردد.
- خطر قطعی وقوع جنگ هستهای: ریتر احتمال تبدیل شدن این درگیری به یک جنگ هستهای را «۱۰۰ درصد» میداند.
- او هشدار میدهد که اگر ایران موفق شود یک ناو هواپیمابر آمریکایی را غرق کند یا تواناییهای نظامی متعارف آمریکا را به فرسایش بکشاند، ایالات متحده به احتمال بسیار زیاد برای جبران این شکست دست به حمله هستهای خواهد زد.
- اهداف جاهطلبانه اسرائیل و خطر نابودی آن: اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو تنها طرفهایی هستند که از این جنگ استقبال میکنند و برای وقوع آن فشار میآورند.
- چشمانداز اسرائیل این است که با نابودی جمهوری اسلامی و «محور مقاومت»، کشورهای عرب خلیج فارس به دولتهای مطیع و خدمتگزارِ یک «اسرائیل بزرگتر» تبدیل شوند و اسرائیل در قالب پیمان ابراهیم به «ارباب اقتصادی منطقه» مبدل گردد.
- با این حال، ریتر این تصور را احمقانه میداند و هشدار میدهد که نتانیاهو به جای نابودی ایران، ممکن است به عنوان مردی در تاریخ شناخته شود که باعث نابودی خود اسرائیل شده است.
- فروپاشی ائتلاف بریکس (BRICS) و تغییر در معادلات چین: از آنجا که ایران تامینکننده مهم انرژی برای چین و ستون موفقیت گروه بریکس است، موفقیت آمریکا در حذف فیزیکی ایران به واشنگتن جسارت میدهد تا الگوی مشابهی را برای حذف سایر اعضای بریکس (مانند برزیل و آفریقای جنوبی) پیاده کند.
- علاوه بر این، پیروزی آمریکا در این جنگ باعث میشود این کشور با تغییر سیاست خود نسبت به تایوان، مستقیماً به سمت مهار تقابلیِ چین حرکت کند.
-
نقش اردن به عنوان پایگاه اصلی درگیریها چگونه است؟
- اردن در برنامهریزیهای نظامی آمریکا برای درگیری احتمالی با ایران، نقش یک پایگاه عملیاتی و لجستیکی حیاتی را ایفا میکند که کارکردهای زیر برای آن در نظر گرفته شده است:
- سپر دفاعی برای اسرائیل: جنگندههای آمریکایی مستقر در اردن قرار است به عنوان یک لایه دفاعی عمقی عمل کنند و حائلی (Buffer) برای رهگیری و مقابله با حملات پهپادی، موشکهای کروز و بالستیک ایران به سمت اسرائیل بسازند.
- مسیر مستقیم و منطقی برای حمله: دولت اردن یک مسیر مستقیم را برای عبور نیروهای متخاصم از آسمان اردن به سمت غرب عراق، بغداد و در نهایت ایران فراهم میکند. این منطقه به عنوان سایت پرتاب سلاحهای دورایستا (مانند شلیک صدها یا هزاران موشک توماهاک) و همچنین محل استقرار هواپیماهای سوخترسان هوایی (مانند KC-135) عمل خواهد کرد تا جنگندههای آمریکایی بتوانند در مسیر رفت و برگشت به ایران، سوختگیری کرده و توسط گشتهای هوایی محافظت شوند.
- مرکز لجستیک و پشتیبانی هوایی مداوم: آمریکا برای ایجاد برتری هوایی در آسمان ایران نیازمند پروازهای مداوم و پیوسته است.
- اردن زیرساخت و فضای لازم برای ذخیرهسازی سوخت، انبار مهمات و انجام تعمیرات و نگهداری مستمر هواپیماهایی که مدام در حال چرخش و عملیات هستند را فراهم میکند.
با این حال، تبدیل شدن اردن به پایگاه اصلی آمریکا، این کشور را در معرض خطر نابودی و واکنش مستقیم ایران قرار میدهد.
- از آنجا که ایران نیز به صورت حرفهای سناریوهای جنگی را شبیهسازی (Wargaming) میکند، ساختار نیروهای آمریکایی را زیر نظر دارد و میداند که از نظر نظامی ناچار است هر پایگاهی را که منشأ قدرت و حملات آمریکا است، پیش از هر چیز سرکوب کند.
- ایران نمیتواند از اردن چشمپوشی کرده و صرفاً به اسرائیل حمله کند.به همین دلیل، پیامد قطعی تبدیل شدن اردن به این پایگاه، میتواند پایان یافتن پادشاهی هاشمی و تغییر رژیم در اردن باشد.
- اسکات ریتر معتقد است که حتی کشورهای دیگر منطقه مانند عربستان سعودی نیز باید خطر این اقدام را درک کرده و به اردن هشدار دهند که حضور هواپیماهای آمریکایی در پایگاههای این کشور، یک تهدید وجودی برای همه است و نباید اجازه استقرار به آنها داده شود.
تاثیر جنگ احتمالی بر روابط چین، روسیه و پیمان بریکس چیست؟
وقوع جنگ احتمالی آمریکا با ایران پیامدهای بسیار عمیقی بر استراتژیهای چین، وضعیت روسیه و آینده پیمان بریکس (BRICS) خواهد داشت:
- تهدید وجودی و فروپاشی پیمان بریکس: موفقیت ائتلاف بریکس به شدت به حضور ایران گره خورده است. اگر واشنگتن موفق شود یک عضو کلیدی بریکس (ایران) را از طریق نظامی و فیزیکی حذف کند، این اقدام به یک الگوی تکرارشونده و «حکم اعدام» برای کل این ائتلاف تبدیل خواهد شد.
- با تثبیت این مدل، آمریکا قادر خواهد بود توسعه بریکس را متوقف کرده و سایر اعضای آسیبپذیرتر مانند برزیل و آفریقای جنوبی را نیز به سرعت از سر راه بردارد و کشورهایی مانند هند را نیز تحت نفوذ و فساد خود درآورد.
- چین و تغییر معادلات تایوان: در این سناریو، چین به عنوان بازیگر کلیدی شناخته میشود، چرا که ایران یکی از تأمینکنندگان حیاتی انرژی برای پکن است.
- اگر آمریکا بتواند بدون پرداخت هزینه سنگین به ایران حمله کند، جسارت بیسابقهای پیدا خواهد کرد تا مستقیماً به سمت مهار چین حرکت کند.
- پیروزی آمریکا در این نبرد باعث میشود واشنگتن سیاست «چین واحد» را کنار گذاشته و تایوان را به رسمیت بشناسد؛ اقدامی که آمریکا آن را راهکار نهایی برای مهار چین میداند. به همین دلیل، پیشنهاد میشود چین برای جلوگیری از جنگ، رسماً تهدید کند که حمله به ایران به معنای اقدام متقابل و فوری چین در قبال تایوان خواهد بود، زیرا آمریکا توانایی مدیریت دو جنگ بزرگ و همزمان را ندارد.
- با این حال، پکن تا کنون به عنوان یک عضو محتاط در جامعه جهانی عمل کرده و از چنین اظهارات تندی خودداری کرده است.
- محدودیتهای روسیه در واکنش: در معادلات این جنگ احتمالی، روسیه در حال حاضر درگیر یک نبرد وجودی و حیاتی برای بقای خود در برابر غرب (در جبهه اوکراین) است.
- از آنجا که روسیه به هیچ وجه نمیتواند در جنگ اوکراین شکست بخورد، تمام تمرکز و تلاش اصلی آن به سمت اروپا معطوف شده است.
- بنابراین، اگرچه روسیه قطعاً از ایران حمایت خواهد کرد، اما انتظار نمیرود در این درگیریِ خاص، واکنش پیشدستانه نشان دهد یا به عنوان بازیگر میدانیِ اصلی وارد عمل شود.