سیاست ایالات متحده آمریکا برای جنگ با ایران
این متن تحلیلی از اسکات ریتر درباره تنشهای فزاینده میان ایران و ایالات متحده در فوریه ۲۰۲۶ است که بر فریبنده بودن مذاکرات دیپلماتیک تأکید دارد.
ریتر معتقد است واشینگتن از دیپلماسی تنها برای زمان خریدن جهت تقویت قوای نظامی و استقرار سامانههای دفاعی در منطقه استفاده میکند تا طرح تغییر رژیم را عملی کند.
او هشدار میدهد که هدف نهایی آمریکا، انجام یک حمله غافلگیرانه برای نابودی توان موشکی ایران و ترور رهبران آن است که میتواند به جنگی ویرانگر منجر شود.
بر اساس این تحلیل، انفعال ایران در برابر جابجایی نیروهای دشمن در اردن و عربستان، این کشور را در معرض خطری جدی قرار داده است.
در نهایت، ریتر تأکید میکند که این درگیری ممکن است به جنگ هستهای ختم شود و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن تمام جهان، بهویژه بازار انرژی و معاهدات بینالمللی را به نابودی بکشاند.
تحلیل اسکات ریتر از استراتژی آمریکا برای تغییر رژیم در ایران چیست؟
اسکات ریتر استراتژی آمریکا برای تغییر رژیم در ایران را یک برنامه جامع و چندلایه میداند که ترکیبی از فریب دیپلماتیک، حملات نظامی فلجکننده و جنگ اطلاعاتی برای ایجاد آشوب داخلی است.
ابعاد کلیدی این استراتژی بر اساس تحلیل او عبارتند از:
- استفاده از دیپلماسی به عنوان فریب و خرید زمان: آمریکا از مذاکرات (مانند مذاکرات ژنو) تنها به عنوان ابزاری برای فریب دادن ایران و ایجاد احساس امنیت کاذب استفاده میکند.
- هدف واقعی واشنگتن خرید زمان برای استقرار کامل سیستمهای دفاع موشکی (مانند تاد و پاتریوت) و ناوگان جنگندههای تهاجمی (شامل F-35، F-15، F-16 و F-22) در منطقه است.
- ریتر تاکید میکند که به محض تکمیل این استقرار نظامی و «سبز شدن تمام چراغها» در پنتاگون، رئیسجمهور آمریکا دستور حمله را صادر خواهد کرد، زیرا ایالات متحده هیچ قصد واقعی برای رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک ندارد.
- سرکوب توان موشکی با کمپین هوایی بیوقفه: پیششرط آغاز جنگ برای آمریکا، سرکوب زودهنگام توانایی پرتاب موشکهای بالستیک ایران است.
- برنامه نظامی شامل یک کمپین هوایی سنگین و بیوقفه (۲۴ ساعته و هفت روز هفته) است تا تمام پرتابگرهای موشکی ایران به محض خروج از مخفیگاههایشان نابود شوند.
- جنگ اطلاعاتی و تحریک شورشهای داخلی: آمریکا و سازمان سیا بیش از ۱۰۰ هزار پایانه اینترنت ماهوارهای «استارلینک» را به داخل ایران نفوذ دادهاند که بین ۷۰ تا ۸۰ هزار مورد از آنها همچنان فعال بوده و به نرمافزارهای ویژه اسرائیلی برای جلوگیری از ردیابی (پریدن فرکانس) مجهز هستند.
- هدف از این شبکه، ایجاد یک فضای ارتباطی جایگزین برای تسخیر افکار، عضوگیری شبکهای و راهاندازی اعتراضات و آشوبهای مدنی بسیار خشن در داخل شهرهای ایران و به آتش کشیدن آنهاست.
- ترور رهبران ارشد (حملات سر بریدن): بخش مهمی از برنامه تغییر رژیم، ترور مقامات عالیرتبه ایران از جمله رهبر عالی و رئیسجمهور است تا ساختار رهبری جمهوری اسلامی دچار فروپاشی شود.
- آمادهسازی دولت جایگزین: همگام با این اقدامات، آمریکا در حال تدارک دولت آینده است.
- ریتر به نقش افرادی مانند جرد کوشنر اشاره میکند که پیش از مذاکرات با رهبران اپوزیسیون ایران در آمریکا دیدار کردهاند تا برای دولت پس از جمهوری اسلامی برنامهریزی کنند.
ارزیابی ریتر از چشمانداز موفقیت این استراتژی: با وجود این برنامهریزی همهجانبه، اسکات ریتر با قطعیت معتقد است که آمریکا در هدف خود برای فروپاشی جمهوری اسلامی شکست خواهد خورد. او معتقد است که تحلیلگران آمریکایی، انعطافپذیری نظام سیاسی ایران و همچنین اعتماد و حمایت بخش بزرگی از مردم به این سیستم را درک نمیکنند.
او اشاره میکند که حتی در صورت ترور رهبر عالی ایران، ساختار قانونی مانند مجلس خبرگان به سرعت رهبر بعدی را انتخاب خواهد کرد، زیرا این جایگاه متکی به یک فرد نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از جمهوری اسلامی است.
با این وجود، ریتر هشدار میدهد که اگرچه این استراتژی به تغییر رژیم منجر نخواهد شد، اما اجرای آن خونریزیهای وحشتناک در خیابانها و ویرانی گستردهای برای جامعه ایران، منطقه و حتی اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت.
پیامدهای احتمالی درگیری نظامی بر ثبات انرژی و اقتصاد جهانی چگونه توصیف شده است؟
اسکات ریتر پیامدهای درگیری نظامی احتمالی بین آمریکا و ایران را برای ثبات انرژی و اقتصاد جهانی بسیار مخرب و فاجعهبار توصیف میکند.
بر اساس تحلیل او، این پیامدها شامل موارد زیر است:
- نابودی زیرساختهای نفتی خاورمیانه: در صورت وقوع جنگ، ایران میتواند در واکنش به حملات، میادین نفتی کشورهای همسایه را که با آمریکا همکاری میکنند هدف قرار دهد.
- ریتر اشاره میکند که ایران توانایی این را دارد که در همان روز اول جنگ، تمام ظرفیت تولید نفت کشورهایی مانند عربستان سعودی و جمهوری آذربایجان را به طور کامل نابود کند.
- البته او تاکید میکند که چنین اقدامی یک شمشیر دولبه است و منجر به نابودی تولید نفت خود ایران نیز خواهد شد.
- ضربه به ستون حیاتی امنیت انرژی جهانی: ریتر معتقد است که چنین جنگی یکی از مهمترین ستونهای امنیت انرژی جهان را از بین خواهد برد.
- علاوه بر این، از آنجا که ایران یک تامینکننده مهم انرژی برای چین محسوب میشود، این درگیری میتواند جریان انرژی به سمت چین را مختل کرده و حتی آینده ائتلاف بریکس (BRICS) را به خطر بیندازد.
- تشدید بحران در اقتصاد متزلزل جهانی: اقتصاد جهانی در حال حاضر در یک دوره گذار و وضعیتی متزلزل قرار دارد.
- شروع این جنگ و اختلال گسترده در بازار انرژی، پیامدهای اقتصادی وحشتناک و ویرانگری در سطح جهانی به دنبال خواهد داشت.
- فروپاشی اروپا: ریتر به طور خاص به وضعیت اروپا اشاره میکند و هشدار میدهد که اروپا به دلیل وابستگی به انرژی و عدم تلاش برای جلوگیری از این جنگ، به شدت آسیب خواهد دید و به تعبیر او «در توالت زندگی سیفون آن کشیده خواهد شد» و جایگاه خود را در جهان کاملاً از دست خواهد داد.
در مجموع، او معتقد است که این جنگ تنها به یک منطقه محدود نمیشود، بلکه نظم جهانی را به هم میریزد و تبعات آن فراتر از خاورمیانه، کل جهان را درگیر خواهد کرد.
نقش بازیگران منطقهای و قدرتهای جهانی مثل چین و روسیه در این بحران چیست؟
اسکات ریتر در تحلیل خود، نقش قدرتهای جهانی و بازیگران منطقهای را در این بحران بسیار تعیینکننده اما متفاوت ارزیابی میکند:
قدرتهای جهانی (چین و روسیه):
- چین به عنوان بازیگر اصلی: ریتر چین را «بازیگر واقعی» در این بحران میداند، زیرا ایران تامینکننده مهم انرژی برای چین و کلید موفقیت ائتلاف بریکس (BRICS) است.
- او معتقد است که اگر آمریکا موفق به سرنگونی جمهوری اسلامی شود، مدل تغییر رژیم را برای تضعیف بریکس ادامه خواهد داد و در نهایت مهار چین را با تغییر سیاست خود و به رسمیت شناختن استقلال تایوان پیش خواهد برد.
- به باور ریتر، چین باید رسماً هشدار دهد که حمله آمریکا به ایران، به معنای برداشته شدن تمام محدودیتهای چین در قبال تایوان خواهد بود؛ این امر آمریکا را در دوراهی غیرممکنِ جنگ همزمان در دو جبهه قرار میدهد.
- با این حال، چین در حال حاضر رویکردی منفعلانه و دیپلماتیک دارد که آمریکا آن را نشانهی ضعف تلقی میکند.
- روسیه و تمرکز بر اوکراین: روسیه در حال حاضر درگیر یک نبرد حیاتی و موجودیتی با غرب در اوکراین است که به هیچوجه نمیتواند در آن شکست بخورد.
- به همین دلیل، تمرکز و تلاشهای اصلی مسکو معطوف به اوکراین است و اگرچه از ایران حمایت خواهد کرد، اما انتظار اقدام پیشدستانه و مداخله مستقیم و گسترده از سوی آن نمیرود.
بازیگران منطقهای:
- اسرائیل (تنها موتور محرک جنگ): ریتر تاکید میکند که اسرائیل تنها کشوری است که از وقوع جنگ بین ایران و آمریکا خوشحال میشود و بنیامین نتانیاهو به شدت برای تحقق آن تلاش میکند.
- هدف نهایی اسرائیل این است که با نابودی جمهوری اسلامی و از بین رفتن «محور مقاومت»، کشورهای عربی خلیج فارس از طریق توافقنامه ابراهیم (Abraham Accords) به دولتهای مطیع تبدیل شوند و اسرائیل به عنوان ارباب بیرقیب اقتصادی و سیاسی منطقه تثبیت شود.
- نتانیاهوِ بیمار و سالخورده نیز صرفاً به دنبال این است که میراث خود را به عنوان نابودگر ایران در تاریخ ثبت کند.
- اردن به عنوان پایگاه و سپر دفاعی: در استراتژی نظامی آمریکا، اردن به عنوان پایگاه اصلی استقرار تجهیزات، مسیر مستقیم پروازی برای جنگندههای آمریکایی و همچنین سپر دفاعی (برای رهگیری موشکها و پهپادهای ایران) جهت محافظت از اسرائیل عمل میکند.
- کشورهای عربی و جمهوری آذربایجان: همسایگانی مانند عربستان سعودی و جمهوری آذربایجان به دلیل داشتن زیرساختهای نفتی حیاتی، پاشنه آشیل منطقه محسوب میشوند.
- ریتر معتقد است که ایران باید به کشورهای منطقه به صراحت هشدار دهد که هرگونه همکاری یا حتی انفعال در برابر حمله آمریکا و اسرائیل، به معنای نابودی کامل ظرفیت تولید نفت و تاسیسات آنها در همان روز اول جنگ خواهد بود؛ این تنها راهی است که شاید کشورهایی مثل عربستان را مجبور کند تا مانع پرواز جنگندههای آمریکایی از پایگاههای مستقر در خاک خود شوند.