پیامدهای احتمالی حمله نظامی به ایران و ظرفیت دفاعی آن چیست؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده توسط سرهنگ داگلاس مکگرگور در منابع شما، پیامدهای حمله نظامی به ایران و ظرفیتهای دفاعی آن به شرح زیر است:
ظرفیت دفاعی ایران مکگرگور معتقد است که توان دفاعی ایران بسیار پیشرفتهتر از آن چیزی است که ممکن است تصور شود و شامل موارد زیر است:
- سیستمهای پدافند هوایی یکپارچه: ایران احتمالاً سیستمهای دفاعی خود را، شامل اس-۳۰۰ (روسی) و سیستمهای دیگر، به خوبی یکپارچه کرده است.
- سیستم چینی HQ-9B: ایران اکنون به سیستم پدافند هوایی چینی HQ-9B مجهز است. این سیستم دارای برد درگیری ۲۵۰ کیلومتر و ارتفاع ۵۰ کیلومتر است و قابلیت درگیری با اهداف رادارگریز (Stealth) و مقابله با جنگ الکترونیک را دارد،.
- اثربخشی بالا: مکگرگور تخمین میزند که ترکیب سیستمهای روسی، چینی و ایرانی میتواند تا ۷۰ یا ۸۰ درصد اثربخشی داشته باشد. او این وضعیت را با بمباران صربستان مقایسه میکند که در آن ناتو پس از ۷۸ روز نتوانست پدافند هوایی قدیمی صربستان را به زیر ۸۳ درصد کاهش دهد، در حالی که ایران تجهیزات بسیار مدرنتری دارد،.
واکنش احتمالی ایران در صورت حمله، ایران به احتمال زیاد واکنشی شدید و بدون خویشتنداری نشان خواهد داد:
- حمله همهجانبه: ایران اعلام کرده است که در صورت حمله، بر خلاف گذشته خویشتنداری نخواهد کرد و از تمام زرادخانه موشکی بالستیک خود استفاده میکند.
- اهداف گسترده: اهداف ایران شامل پایگاههای هوایی آمریکا در منطقه، رادارها، مراکز فرماندهی و کنترل (احتمالا در قطر) و کشتیهای جنگی خواهد بود. همچنین آسیبهای عظیمی به اسرائیل وارد خواهد شد، چرا که ایران اسرائیل را مسئول اصلی این عملیات میداند.
- تداوم پاسخ: مکگرگور معتقد است که آمریکا پیش از آنکه موشکهای ایران تمام شود، دچار کمبود موشکهای رهگیر خواهد شد.
پیامدها برای آمریکا و منطقه این حمله میتواند پیامدهای سنگینی برای نیروهای آمریکایی و ثبات منطقه داشته باشد:
- آسیبپذیری نیروی دریایی آمریکا: اگر موشکهای ایران عمل کنند، ناوهای هواپیمابر آمریکا در خطر جدی هستند. برای از کار انداختن یک ناو هواپیمابر نیازی به غرق کردن آن نیست؛ ایجاد یک حفره در عرشه پرواز کافی است تا ناو را عملاً بیاستفاده کند. نیروی دریایی آمریکا برای کاهش این خطر، کشتیهای خود را ۱۴۰۰ کیلومتر دورتر از خلیج فارس مستقر کرده که این امر کارایی آنها را کاهش میدهد.
- خطر طولانی شدن جنگ: برخلاف تصور برخی که فکر میکنند این یک عملیات کوتاه ۱۰ تا ۱۴ روزه خواهد بود، جنگ میتواند بسیار طولانیتر شود. هدف نهایی این حملات ممکن است نه تنها تغییر رژیم، بلکه «فروپاشی ایران» باشد.
- واکنش قدرتهای دیگر: روسیه، چین و ترکیه احتمالاً اجازه نخواهند داد ایران تجزیه شود. ترکیه نگران سرازیر شدن پناهجویان است و روسیه و چین نیز ممکن است در صورت خطر سقوط ایران مداخله کنند،.
- تضعیف بازدارندگی آمریکا: مکگرگور هشدار میدهد که آمریکا از نظر ذخایر موشکی (هم دفاعی و هم تهاجمی) در وضعیت مناسبی نیست و جایگزینی این موشکهای پیچیده زمانبر است،.
در نهایت، این حمله به عنوان یک عملیات با ریسک بسیار بالا توصیف شده است که میتواند به جای پیروزی سریع، آمریکا را درگیر یک جنگ فرسایشی با پیامدهای غیرقابل پیشبینی کند،.
دیدگاه مک گرگور درباره آینده جنگ مشترک و گسترش قلمرو روسیه چیست؟
بر اساس تحلیلهای سرهنگ مکگرگور در منابع ارائه شده، دیدگاه او درباره آینده جنگ اوکراین و نقشههای روسیه برای گسترش قلمرو به شرح زیر است:
شکست مذاکرات و تصمیم برای پیروزی نظامی مکگرگور معتقد است که روسیه به این نتیجه رسیده که مذاکره با آمریکا و غرب بیفایده است.
او وضعیت مذاکرات را به «مثلث برمودا» تشبیه میکند که در آن هیچ نتیجهای حاصل نمیشود.
به گفته او، روسها صبرشان تمام شده و تصمیم گرفتهاند که نتیجه جنگ را نه از طریق دیپلماسی، بلکه در میدان نبرد تعیین کنند،،.
گسترش قلمرو و مفهوم «نووروسیا» (روسیه جدید) مکگرگور پیشبینی میکند که روسیه قلمروی خود را فراتر از مناطق فعلی گسترش خواهد داد:
- احیای نووروسیا: او به نقشهای اشاره میکند که در آن روسیه قصد دارد تمام مناطق شرق رودخانه دنیپر، به علاوه شهرهای اودسا در جنوب و خارکف در شمال را تصرف کند. این مناطق که روسیه آنها را «نووروسیا» مینامد، به خاک روسیه ضمیمه خواهند شد،،.
- شهر دنیپر و اودسا: مکگرگور معتقد است تصرف شهر دنیپر اجتنابناپذیر است و پس از آن ارتش روسیه به سمت جنوب و اودسا خواهد چرخید،.
- منطقه حائل (Cordon Sanitaire): هدف روسیه ایجاد یک منطقه بیطرف یا حائل است تا اطمینان حاصل کند که نیروهای ناتو هرگز در مرزهایش مستقر نخواهند شد. این شرط برای روسیه غیرقابل مذاکره است،.
عدم تمایل به تصرف «اوکراین تاریخی» مکگرگور تأکید میکند که روسیه علاقهای به تصرف بخشهای غربی اوکراین (که او آن را «اوکراین تاریخی» مینامد) و شهر کییف ندارد.
دلیل این امر آن است که جمعیت این مناطق با روسیه دشمنی دارند و پوتین نمیخواهد بر جمعیتی حکومت کند که باید دائماً با آنها بجنگد.
این مناطق احتمالاً به عنوان یک منطقه بیطرف و غیرنظامی باقی خواهند ماند،،.
توانمندی نظامی روسیه و ضعف دفاعی اوکراین مکگرگور معتقد است شرایط میدانی برای پیشروی روسیه مهیاست:
- تفاوت با سال ۲۰۲۲: ارتش فعلی روسیه هیچ شباهتی به ارتشی که در فوریه ۲۰۲۲ وارد اوکراین شد ندارد. آن زمان نیروها کم بودند، اما اکنون روسیه نیروی بزرگ و مجهزی را آماده کرده است،.
- نبود استحکامات دفاعی: برخلاف منطقه دونباس که اوکراین سالها در آن استحکامات دفاعی ساخته بود، مناطقی که روسیه اکنون قصد تصرف آنها را دارد (شرق رودخانه تا خارکف)، تقریباً بدون دفاع هستند و نیروی انسانی کمی در آنجا باقی مانده است. بنابراین پیشروی روسیه میتواند بسیار سریعتر باشد،.
- زیرساختهای لجستیکی: روسیه در حال توسعه خطوط راهآهن و جادهها در پشت جبهه است تا بتواند پیشروی به سمت دنیپر و اودسا را پشتیبانی کند،.
نقش آمریکا و پایان جنگ مکگرگور معتقد است که دونالد ترامپ قدرت آن را دارد که با قطع حمایت از زلنسکی جنگ را فوراً تمام کند، اما فشارهای سیاسی و مالی از سوی اهداکنندگان مالی (Donors) و کسانی که خواهان جنگ با روسیه هستند، ممکن است مانع از این تصمیم شود،،.
تأثیر لابیها و قدرتهای مالی بر تصمیمات سیاست خارجی آمریکا چگونه است؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده توسط سرهنگ داگلاس مکگرگور در گفتگو با دنیل دیویس، لابیها و قدرتهای مالی نقش تعیینکنندهای در هدایت سیاست خارجی آمریکا، بهویژه در مورد جنگهای خاورمیانه و اوکراین ایفا میکنند.
نکات کلیدی در این زمینه عبارتند از:
۱. نفوذ سرمایه و لابیهای اسرائیل (آیپک) مکگرگور به صراحت بیان میکند که وقتی رئیسجمهور ترامپ و کنگره به بنیامین نتانیاهو گوش میدهند، در واقع در حال شنیدن صدای «سرمایه بینالمللی یهود» هستند.
- قدرت میلیاردرها: او معتقد است که قدرت مالی میلیاردرها در آمریکا، اروپا و سایر نقاط جهان، سیاستها را دیکته میکند.
- نقش آیپک: سیاستمداران آمریکایی سالهاست که از لابیهایی مانند «آیپک» (AIPAC) و سایر اهداکنندگان مالی پول دریافت میکنند و وظیفه این لابیها این است که اطمینان حاصل کنند جنگ رخ میدهد.
- منافع محدود: مکگرگور تأکید میکند که جنگ با ایران هیچ سودی برای منافع ملی آمریکا ندارد، بلکه تنها به نفع ثروتمندان، دولت اسرائیل و شخص نتانیاهو است. با این حال، به دلیل نفوذ این گروهها، دغدغه اصلی در کاخ سفید «اسرائیل اول» (Israel First) است، نه آمریکا.
۲. نقش اهداکنندگان مالی (Donors) در تصمیمات ترامپ مکگرگور معتقد است که حتی دونالد ترامپ نیز با وجود وعدههای انتخاباتیاش، نمیتواند به راحتی برخلاف خواست حامیان مالی خود عمل کند:
- فشار اهداکنندگان: ترامپ نمیتواند به سادگی حمایت از اوکراین را قطع کند یا از جنگ با ایران اجتناب ورزد، زیرا با مخالفت اهداکنندگان مالی خود روبرو میشود. این افراد کسانی هستند که هم به ثروت شخصی او و هم به کمپینهای انتخاباتیاش کمک کردهاند.
- همسویی جنگطلبان: مکگرگور اشاره میکند که همان کسانی که خواهان جنگ با ایران هستند، غالباً همانهایی هستند که خواهان درگیری با روسیه نیز میباشند.
۳. سودجویی و فساد مالی در جنگ جنگها به عنوان فرصتی برای کسب درآمد و حفظ بقای موسسات خاص توصیف میشوند:
- اندیشکدهها: موسساتی مانند «شورای آتلانتیک» (Atlantic Council) یا «صندوق مارشال» به عنوان «دایناسورهای جنگ سرد» توصیف شدهاند که برای بقا و دریافت بودجه نیاز دارند که وضعیت فعلی و دشمنیها حفظ شود،.
- سودجویی در اوکراین: مکگرگور به «سودجویی تراژیک» در جنگ اوکراین اشاره میکند و میگوید سرازیر شدن پول نقد آمریکا به اوکراین باعث گسترش فساد شده است.
- کارشناسان اجارهای: او پیشنهاد میکند که باید حسابهای بانکی کارشناسانی که در تلویزیون برای جنگ تبلیغ میکنند بررسی شود تا مشخص گردد چه کسانی به آنها پول میدهند.
۴. بیتوجهی به منافع عمومی آمریکا در نهایت، مکگرگور استدلال میکند که تصمیمات سیاست خارجی بر اساس منافع مردم آمریکا گرفته نمیشود.
او به طعنه میگوید که بسیاری از سیاستمداران و حامیان اسرائیل در آمریکا (مانند مایک هاکبی) طوری رفتار میکنند که گویی منافع اسرائیل بر منافع آمریکا مقدم است و این شرایط ممکن است همیشگی نباشد، بنابراین آنها عجله دارند تا قبل از تغییر افکار عمومی آمریکا، جنگ را آغاز کنند،.