راهبردهای دفاعی اسرائیل و حاشیه خلیج فارس در برابر هدف موشکی چیست؟
بر اساس تجزیه و تحلیل منابع موجود، راهبردهای دفاعی اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر تهدیدات موشکی، ترکیبی پیچیده از «تکیه بر فناوریهای پیشرفته رهگیری»، «ائتلافهای نظامی» و در مورد کشورهای عربی، «مانورهای دیپلماتیک» است.
با این حال، تحلیلگران نظامی هشدار میدهند که ماهیت جنگهای مدرن و پیشرفتهای موشکی ایران، چالشهای بنیادینی را برای این استراتژیهای دفاعی ایجاد کرده است.
در ادامه، تحلیل تخصصی این راهبردها و چالشهای پیشروی آنها ارائه میشود:
۱. معماری دفاعی اسرائیل: برتری تکنولوژیک و بازدارندگی پیشدستانه استراتژی اسرائیل بر پایه حفظ برتری تکنولوژیک و قابلیت پاسخ سریع استوار است. تلآویو یکی از پیشرفتهترین شبکههای پدافند هوایی چندلایه در جهان را توسعه داده است که شامل سه سطح اصلی است:
- گنبد آهنین (Iron Dome): برای رهگیری راکتهای کوتاهبرد طراحی شده است.
- فلاخن داوود (David’s Sling): برای مقابله با تهدیدات میانبرد توسعه یافته است.
- سامانه آرو (Arrow): بر روی رهگیری موشکهای بالستیک دوربرد متمرکز است .
با وجود این سرمایهگذاری سنگین، مقامات امنیتی اسرائیل اذعان دارند که سیستمهای دفاعی ماهیت «احتمالاتی» دارند و مطلق نیستند.
استراتژی آنها همچنین بر «بازدارندگی پیشدستانه» تأکید دارد؛ به این معنا که اسرائیل معتقد است اجازه دادن به گسترش بدون کنترل توانمندیهای موشکی ایران، تهدیدی وجودی است و باید با حملات پیشگیرانه یا عملیاتهای مخفی با آن مقابله کرد .
همچنین آمادگیهای دفاع غیرنظامی شامل سیستمهای هشدار پیشرفته و پناهگاههای مستحکم بخشی از این استراتژی برای کاهش تلفات انسانی است.
۲. راهبرد کشورهای خلیج فارس: رویکرد دوگانه «سختافزار» و «دیپلماسی» کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، استراتژی متفاوتی را دنبال میکنند که ترکیبی از نظامیگری دفاعی و احتیاط دیپلماتیک است:
- سرمایهگذاری سنگین پدافندی: این کشورها میلیاردها دلار برای خرید سامانههای دفاع موشکی مانند «پاتریوت» و شبکههای راداری پیشرفته هزینه کردهاند.
- زیرساختهای دفاعی آنها به شدت به مشارکتهای دفاعی با واشنگتن متکی است.
- دیپلماسی به عنوان سپر دفاعی: برخلاف اسرائیل، برخی از کشورهای خلیج فارس با درک آسیبپذیری پروژههای اقتصادی خود، کانالهای دیپلماتیک را با ایران دنبال میکنند.
- آنها میدانند که درگیری مستقیم میتواند پروژههای تنوع اقتصادی و ابتکارات سرمایهگذاری خارجی را که برای توسعه بلندمدت ملی حیاتی هستند، ویران کند.
- بنابراین، کاهش تنش سیاسی بخشی از استراتژی بقای آنهاست.
۳. چالش «اشباع» و نقاط کور دفاعی تحلیلهای تخصصی نشان میدهد که هر دو استراتژی (اسرائیل و اعراب) با یک چالش عملیاتی بزرگ مواجه هستند: دکترین اشباع.
منابع تصریح میکنند که حتی پیشرفتهترین معماریهای دفاعی نیز میتوانند توسط رگبارهای موشکی بزرگ و چندجهتی غرق شوند.
ایران با ترکیب پهپادها و موشکهای کروز که در ارتفاع پایین پرواز میکنند و مسیرهای غیرقابل پیشبینی دارند، تلاش میکند سیستمهای راداری را دور بزند .
تجربه حملات قبلی به زیرساختهای نفتی عربستان نشان داد که علیرغم سرمایهگذاریهای کلان، آسیبپذیریهای جدی در برابر حملات هماهنگ پهپادی و کروز وجود دارد.
۴. معضل شبکه توزیعشده و زمان واکنش یکی دیگر از مشکلات راهبردی دفاعی، مواجهه با یک «شبکه ضربتی توزیعشده» است.
نیروهای نیابتی ایران در یمن، عراق و لبنان قادرند حملات همزمان را از چندین جهت جغرافیایی انجام دهند که هماهنگی دفاعی را برای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس بسیار دشوار میکند.
علاوه بر این، ماهیت جنگهای موشکی مدرن، زمان واکنش را به شدت فشرده کرده است (گاهی به اندازه ۲ دقیقه یا چند ثانیه)، که عملاً فرصت تخلیه یا محافظت از زیرساختها را پس از آغاز درگیری از بین میبرد.
نتیجهگیری تحلیلی در مجموع، اگرچه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس لایههای دفاعی قدرتمندی ایجاد کردهاند، اما تحلیلگران نظامی بر این باورند که در یک درگیری تمامعیار، این سیستمها به دلیل حجم بالای حملات (اشباع) و تنوع تاکتیکهای تهاجمی ایران، قادر به تضمین امنیت کامل نخواهند بود.
واقعیت استراتژیک این است که برتری نظامی لزوماً ثبات استراتژیک را تضمین نمیکند و قابلیت دفاعی، آسیبپذیری را به طور کامل از بین نمیبرد.