تحلیل مکگرگور: آینده جنگ جهانی و نظم نوین اروپا
این متن بر تحلیلهای سرهنگ مکگریگور درباره وضعیت بحرانی جنگ اوکراین و چالشهای پیش روی ناتو تمرکز دارد. تحلیل مکگرگور: آینده جنگ جهانی و نظم نوین اروپا
او معتقد است فساد گسترده در دولت زلنسکی و تمایل پوتین برای اجتناب از درگیری مستقیم با غرب، مسیر جنگ را به سمت مذاکرات صلح و تغییر نقشههای مرزی سوق میدهد.
بخش مهمی از این گفتگو به تلاشهای دیپلماتیک دولت ترامپ برای پایان دادن به تنشها و بازسازی روابط با روسیه اختصاص یافته است.
همچنین، نویسنده پیشبینی میکند که آلمان به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، در نهایت از ناتو و اتحادیه اروپا خارج شده تا حاکمیت ملی خود را بازیابد.
در نهایت، این منبع به بررسی تأثیرات احتمالی پروندههای جنجالی مانند اپستاین بر آینده سیاسی ایالات متحده میپردازد.
این تحلیل در مجموع تصویری از فروپاشی نظم فعلی اروپا و ظهور ملیگرایی در قاره پیر را ارائه میدهد.
دیدگاه سرهنگ مکگریگور درباره آینده روابط روسیه و آمریکا در دوره سیاست چیست؟
بر اساس دیدگاههای سرهنگ داگلاس مکگریگور که در متن گفتگو مطرح شده است، آینده روابط روسیه و آمریکا در دوره سیاسی جدید (با محوریت احتمالی دونالد ترامپ) بر چند محور اصلی استوار است:
۱. تمایل پوتین به احیای روابط و اجتناب از جنگ مکگریگور تأکید میکند که ولادیمیر پوتین از همان ابتدا به شدت خواهان پرهیز از جنگ با ایالات متحده و ناتو بوده است.
هدف راهبردی پوتین همواره این بوده که روابط با واشنگتن را احیا کند و با آمریکا تجارت داشته باشد. به گفته مکگریگور، پوتین حتی تمایل دارد نیروهایش را به سمت رودخانه دنیپر و سپس کییف پیش ببرد، اما دلیل توقف او تمایل به باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی و عدم تمایل به مسئولیتپذیری در قبال فاجعهای است که در اوکراین رخ داده است.
۲. نقش ترامپ و نیاز به «پیروزی ظاهری» مکگریگور معتقد است که دونالد ترامپ میخواهد بهعنوان «مرد قدرتمندی» دیده شود که توانسته توافق صلح را ایجاد کند.
ترامپ به لحظاتی نیاز دارد که از نظر بصری و تبلیغاتی (Optics) برای او خوشایند باشد و نشان دهد که او روابط مسکو و واشنگتن را بازگردانده است.
مکگریگور اشاره میکند که مذاکرات پنهانی بین نمایندگان ترامپ (مانند استیو ویتکوف) و روسیه در جریان است تا راهی برای حل این مشکل پیدا شود.
۳. آمادگی روسیه برای مصالحه با ترامپ روسیه احتمالاً با نیازهای تبلیغاتی ترامپ کنار خواهد آمد و به او اجازه میدهد که اعتبار پایان دادن به جنگ را کسب کند، زیرا روسها از وضعیت فعلی خسته شدهاند و خواهان پایان درگیری هستند.
با این حال، مکگریگور هشدار میدهد که هرگونه توافقی نمیتواند کمتر از خواستههای همیشگی پوتین باشد.
روسیه خواهان تغییر بنیادین اوکراین به یک کشور بیطرف است که دولتی کاملاً جدا از زلنسکی و ناسیونالیستهای تندرو داشته باشد.
۴. چالش متحدان اروپایی (جهانیگرایان) مانع اصلی در این مسیر، متحدان اروپایی آمریکا هستند. مکگریگور معتقد است که «جهانیگرایان» در اروپا نمیتوانند اشتباه بودن سیاستهای خود را بپذیرند زیرا قدرتشان به خطر میافتد، بنابراین در برابر پایان جنگ مقاومت میکنند.
برخلاف گذشته که آمریکا میتوانست به ناتو دستور دهد و بقیه اطاعت میکردند، اکنون ممکن است اروپا فوراً از توافق ترامپ و پوتین پیروی نکند.
۵. راهکار عملی: ترسیم نقشه جدید به نظر مکگریگور، راه حل نهایی این است که ترامپ و پوتین بنشینند و «نقشه جدیدی» ترسیم کنند که مرزها را بر اساس نگرانیهای امنیتی مشروع تغییر دهد.
او همچنین پیشنهاد میکند که زلنسکی باید از قدرت کنار برود و شاید به اسرائیل پناهنده شود تا راه برای توافق باز شود.
نتیجهگیری: مکگریگور محتاطانه خوشبین است که پوتین به دلیل تمایل به تجارت و رابطه با آمریکا، با ترامپ همکاری خواهد کرد، مشروط بر اینکه واقعیتهای میدانی (سلطه روسیه بر مناطق روسنشین و بیطرفی اوکراین) به رسمیت شناخته شود.
تحلیل منابع درباره احتمال خروج آلمان از ناتو و اتحادیه اروپا را توضیح دهید.
بر اساس تحلیل سرهنگ مکگریگور در منابع ارائه شده، او معتقد است که آلمان در نهایت چارهای جز خروج از ناتو و اتحادیه اروپا نخواهد داشت تا بتواند استقلال خود را بازیابد. دلایل اصلی این پیشبینی به شرح زیر است:
۱. پایان دوران «گاو شیرده» بودن و فشارهای اقتصادی مکگریگور استدلال میکند که آلمانیها از اینکه به عنوان «گاو شیرده» (Cash Cow) اروپا با آنها رفتار شود، خسته شدهاند.
او معتقد است اتحادیه اروپا باعث شده آلمان «صنعتیزدایی» شود و این کشور را به سمت فقر سوق داده است.
نسل جوان آلمان دیگر تمایلی ندارد که ثروت کشورش برای جبران اشتباهات اقتصادی دیگر کشورهای اروپایی هزینه شود.
۲. ناکارآمدی ناتو برای امنیت آلمان به عقیده مکگریگور، ناتو دیگر امنیت آلمان را تأمین نمیکند. او میگوید ناتو یا باید «خارج از منطقه» (درگیر ماجراجوییهای امپریالیستی) عمل کند یا «خارج از رده» باشد.
آلمانیها تمایلی به شرکت در ماجراجوییهای نظامی آمریکا ندارند و حضور در ناتو را دیگر به نفع خود نمیبینند.
۳. ظهور ملیگرایی و پایان احساس گناه تاریخی مکگریگور اشاره میکند که دوران «سندروم استکهلم» که در آن آلمانیها با سر پایین هر اتهامی را میپذیرفتند و بابت جنگ جهانی دوم عذرخواهی میکردند، رو به پایان است.
او پیشبینی میکند که دولتهای آینده آلمان، دولتهای «ملیگرا» خواهند بود که شعار «اول آلمان» یا حتی «فقط آلمان» را سر خواهند داد.
۴. تمایل به احیای روابط با روسیه یکی از پیامدهای مهم خروج آلمان از ناتو و اتحادیه اروپا، احیای روابط با روسیه خواهد بود. مکگریگور یادآوری میکند که به جز دو جنگ جهانی، روابط آلمان و روسیه در ۴۰۰ سال گذشته بسیار خوب بوده است.
او معتقد است که بازگشت این روابط اقتصادی و استراتژیک بین برلین و مسکو، باعث میشود که نقش بریتانیا و فرانسه در اروپا کمرنگ و بیاهمیت شود.
۵. موانع سیاسی فعلی با وجود این پیشبینیها، مکگریگور تأکید میکند که این تغییرات بنیادین احتمالاً در دوران صدراعظمی فردی مانند «فریدریش مرتس» (Merz) رخ نخواهد داد و نیاز به تغییر نسل سیاسی و روی کار آمدن رهبرانی دارد که نخواهند آلمان «دولت دستنشانده» (Vassal State) آمریکا باقی بماند.
نتیجهگیری: از نظر مکگریگور، آلمان در حال حرکت به سمت یک تحول بزرگ است که در آن، برای نجات اقتصاد و امنیت خود، ساختارهای فعلی غرب (ناتو و اتحادیه اروپا) را ترک کرده و به سمت استقلال و همکاری با شرق (روسیه) متمایل خواهد شد.
حل اصلی حل اختلاف و نقش فساد داخلی در این جنگ چیست؟
بر اساس تحلیلهای سرهنگ مکگریگور در منابع ارائه شده، پاسخ به دو بخش نقش فساد و راهکار حل اختلاف تقسیم میشود:
۱. نقش فساد داخلی در اوکراین مکگریگور فساد در اوکراین را یک «کلاهبرداری عظیم» (Giant Grift) توصیف میکند که تأثیرات ویرانگری بر جنگ و جامعه داشته است:
- سوءاستفاده از سربازان: فساد به حدی رسیده است که سربازان و افسران زخمی اوکراینی برای انتقال به بیمارستان مجبورند به کسی پول پرداخت کنند.
- دزدی از قربانیان جنگ: حقوق و مزایایی که باید به بیوهها و یتیمان سربازان کشته شده برسد، پرداخت نمیشود و توسط فرماندهان گردانها و تیپها به جیب زده میشود.
- ثروتاندوزی رهبران: مکگریگور ادعا میکند که زلنسکی و حلقه نزدیکانش میلیاردها دلار از کمکها را دزدیدهاند و زلنسکی شخصاً حداقل یک میلیارد دلار پول نقد دارد. این فساد باعث شده است که رهبران اوکراین انگیزهای برای ادامه وضعیت داشته باشند، در حالی که مردم عادی قربانی میشوند.
۲. راه حل اصلی برای حل اختلاف از دیدگاه مکگریگور، تنها راه پایان دادن به این جنگ، مذاکره مستقیم بین واشنگتن و مسکو و پذیرش واقعیتهای میدانی است:
- ترسیم نقشه جدید: ترامپ و پوتین باید بنشینند و مانند روشی که صدها سال در اروپا مرسوم بوده، «نقشه جدیدی» ترسیم کنند که مرزها را بر اساس نگرانیهای امنیتی مشروع تغییر دهد.
- بیطرفی اوکراین: شرط اصلی روسیه که مکگریگور با آن همدردی میکند، این است که اوکراین باید به یک «کشور بیطرف» تبدیل شود. دولت این کشور باید کاملاً از زلنسکی و ناسیونالیستهای تندرو جدا باشد، وگرنه روسیه دوباره مجبور به جنگ خواهد شد.
- کنار رفتن زلنسکی: برای دستیابی به صلح، زلنسکی باید از قدرت کنار برود. مکگریگور پیشنهاد میکند که سیا (CIA) یا امآی۶ (MI6) باید به او بگویند «بازی تمام شده» و او را به جایی امن، احتمالاً اسرائیل، منتقل کنند تا از خشم ناسیونالیستهای داخلی در امان بماند.
- مصالحه برای حفظ آبرو: پوتین مایل است روابط با آمریکا را احیا کند و تجارت داشته باشد، بنابراین حاضر است به ترامپ امتیازی بدهد که از نظر بصری و تبلیغاتی (Optics) برای او پیروزی محسوب شود، مشروط بر اینکه واقعیتهای سرزمینی و بیطرفی اوکراین به رسمیت شناخته شود.
به طور خلاصه، فساد داخلی ساختار اوکراین را پوک کرده است و راه حل نهایی در گرو توافق ابرقدرتها برای تغییر مرزها، حذف زلنسکی و تضمین بیطرفی اوکراین است.