بحران تنگه هرمز: دیپلماسی لرزان و شمارش معکوس جنگ
این متن به تحلیل تنشهای شدید میان ایران و ایالات متحده در فوریه ۲۰۲۶ میپردازد که با وجود مذاکرات دیپلماتیک در ژنو، به دلیل بستن موقت تنگه هرمز توسط ایران و اعزام ناوگروههای هواپیمابر آمریکایی به منطقه به اوج خود رسیده است. بحران تنگه هرمز: دیپلماسی لرزان و شمارش معکوس جنگ
نویسنده با بررسی مواضع متضاد دو کشور در مورد غنیسازی اورانیوم، احتمال دستیابی به یک توافق پایدار را پایین دانسته و نسبت به خطر وقوع یک جنگ منطقهای هشدار میدهد.
این گزارش پیامدهای فاجعهبار چنین درگیری احتمالی، از جمله جهش بیسابقه قیمت نفت و بحران اقتصادی در سطح جهان را به تصویر میکشد.
در نهایت، منبع مذکور سناریوهای مختلفی را از دیپلماسی شکننده تا تقابل نظامی تمامعیار پیشبینی کرده و بر اهمیت هفتههای آتی در تعیین سرنوشت خاورمیانه تأکید میکند.
پیامدهای بستن تنگه هرمز بر قیمت جهانی نفت و اقتصاد چیست؟
بر اساس منبع ارائه شده، بستن تنگه هرمز پیامدهای ویرانگری برای قیمت جهانی نفت و اقتصاد جهانی خواهد داشت. در اینجا جزئیات این پیامدها آمده است:
تأثیر بر قیمت نفت و انرژی
- جهش قیمت نفت: در صورت بسته شدن کامل تنگه هرمز، عرضه جهانی نفت نابود خواهد شد و قیمتها بلافاصله به ۱۵۰، ۲۰۰ و احتمالاً حتی ۲۵۰ دلار در هر بشکه یا بالاتر جهش خواهند کرد. در سناریوی یک جنگ تمامعیار منطقهای، قیمت نفت میتواند از ۲۰۰ دلار نیز فراتر رود.
- افزایش قیمت بنزین: قیمت بنزین در ایالات متحده میتواند در عرض چند هفته به ۷، ۸ یا حتی ۱۰ دلار در هر گالن برسد. با توجه به میانگین فعلی (در سناریوی متن) که حدود ۳.۳۰ دلار است، این به معنای دو یا سه برابر شدن هزینههای سوخت خواهد بود.
پیامدهای اقتصادی گسترده
- رکود جهانی: حفظ قیمت نفت در سطح ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار تقریباً به طور قطع باعث انقباض شدید اقتصادی و رکود خواهد شد. بیکاری افزایش یافته، سرمایهگذاری تجاری کاهش مییابد و مصرفکنندگان هزینههای خود را به شدت کم میکنند. این رکود میتواند یک سال یا بیشتر طول بکشد.
- سقوط بازارهای بورس: بازارهای سهام سقوط خواهند کرد؛ به عنوان مثال، شاخص S&P 500 ممکن است تنها در چند روز ۲۰ تا ۳۰ درصد ارزش خود را از دست بدهد که منجر به از بین رفتن بخش قابل توجهی از پساندازهای بازنشستگی و سرمایهگذاریهای مردم میشود.
- تورم شدید: افزایش قیمت سوخت مستقیماً بر قیمت همه کالاها اثر میگذارد. هزینههای حملونقل و قیمت مواد غذایی (به دلیل وابستگی تجهیزات کشاورزی به دیزل و حملونقل) به شدت افزایش مییابد و قیمت بلیتهای هواپیما نیز جهش خواهد کرد.
اختلال در زنجیره تأمین
- کمبود کالا: بستن تنگه هرمز میتواند منجر به فروپاشی زنجیره تأمین شود که یادآور دوران همهگیری کووید اما احتمالاً بدتر از آن خواهد بود. قطعات خودرو کمیاب شده، لوازم الکترونیکی سختتر پیدا میشوند و بسیار گرانتر خواهند شد و حتی کالاهای اساسی مصرفی ممکن است با کمبود مواجه شوند.
اهمیت استراتژیک تنگه هرمز دلیل این تأثیرات عظیم این است که روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت خام (تقریباً ۳۱ درصد از کل محمولههای دریایی نفت خام جهان و ۲۰ تا ۳۰ درصد کل مصرف روزانه نفت جهان) از این تنگه عبور میکند و هیچ مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد.
ایران با انجام مانورهای نظامی و بستن موقت بخشهایی از تنگه، توانایی و قصد خود را برای استفاده از این اهرم فشار اقتصادی نشان داده است.
اختلافات اصلی ایران و آمریکا در مذاکرات ژنو شامل چه مواردی است؟
بر اساس منابع ارائه شده (مربوط به فوریه ۲۰۲۶)، مذاکرات ژنو بین ایران و ایالات متحده با وجود دستیابی به یک توافق کلی بر سر اصول اولیه، همچنان دارای اختلافات عمیق و بنیادین است.
مواضع دو طرف در حال حاضر «کاملاً ناسازگار» توصیف شده است.
اختلافات اصلی شامل موارد زیر است:
۱. مسئله غنیسازی اورانیوم (اختلاف کلیدی) بزرگترین شکاف میان دو طرف بر سر حق غنیسازی است:
- موضع آمریکا: دونالد ترامپ و هیئت آمریکایی خواستار «غنیسازی صفر» هستند. آنها میخواهند برنامه هستهای ایران کاملاً برچیده شود و هیچگونه غنیسازی داخلی صورت نگیرد . بنیامین نتانیاهو نیز تأکید کرده که زیرساختهای هستهای باید نابود شوند، نه اینکه فقط فعالیتشان متوقف شود .
- موضع ایران: آیتالله خامنهای اعلام کرده است که غنیسازی «غیرقابل مذاکره» است. ایران تأکید دارد که هزاران دانشمند هستهای تربیت کرده و درخواست توقف کامل این صنعت، ادعایی بیهوده است که ایران هرگز به آن تن نخواهد داد.
- نتیجه: هیچ حد وسطی بین «غنیسازی صفر» و «ادامه غنیسازی» وجود ندارد و هیچیک از طرفین حاضر به عقبنشینی نیستند.
۲. دامنه توافق (موشکها و نیروهای نیابتی) آمریکا خواستههایی فراتر از مسئله هستهای دارد که شامل موارد زیر است:
- اعمال محدودیت بر برنامه موشکهای بالستیک ایران .
- توقف حمایت ایران از گروههایی مانند حزبالله و حماس.
۳. نحوه لغو تحریمها اگرچه دو طرف بر سر مفهوم کلی «محدودیت در برابر لغو تحریم» توافق دارند، اما جزئیات اجرایی آن مورد اختلاف است:
- ایالات متحده بر «لغو مرحلهبهمرحله تحریمها» آن هم مشروط به «راستیآزمایی پایبندی ایران» تأکید دارد.
- هنوز توافق مکتوبی وجود ندارد و طرفین صرفاً توافق کردهاند که پیشنویسهای خود را مبادله کنند.
۴. بیاعتمادی و شکل مذاکرات
- مذاکرات به صورت غیرمستقیم انجام شده است. نمایندگان آمریکا و ایران در اتاقهای جداگانه حضور داشتند و دیپلماتهای عمانی پیامها را رد و بدل میکردند.
- مدت زمان کوتاه جلسات (کمتر از دو ساعت) در مقایسه با مذاکرات طولانی سال ۲۰۱۵، نشاندهنده عدم اعتماد عمیق بین طرفین است.
در حالی که دیپلماتها در ژنو گفتگو میکردند، هر دو طرف در حال نمایش قدرت نظامی بودند؛ ایران با بستن تنگه هرمز و آمریکا با اعزام ناوگروههای هواپیمابر، که نشان میدهد شکاف میان دیپلماسی و واقعیت میدانی بسیار زیاد است.
آرایش نظامی ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه چه تاثیری بر تنش ها دارد؟
بر اساس منابع، آرایش نظامی ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه تأثیر بسیار عمیق و خطرناکی بر سطح تنشها داشته است و وضعیت را به لبه پرتگاه جنگ کشانده است.
تأثیرات اصلی این آرایش نظامی بر تنشها عبارتند از:
۱. ایجاد بیسابقهترین تراکم نظامی در سالهای اخیر ایالات متحده با اعزام ناوگروه یواساس جرالد آر. فورد (پیشرفتهترین ناو جهان) برای پیوستن به ناوگروه یواساس آبراهام لینکلن، قدرتی را در منطقه متمرکز کرده که از سال ۲۰۲۳ بیسابقه بوده است .
- این دو ناوگروه مجموعاً بیش از ۱۴۰ هواپیمای جنگی، صدها موشک کروز و توانایی انجام عملیات هوایی شبانهروزی را دارند.
- این حجم از آتشباری به اندازهای است که برای ویران کردن کامل شهرها یا انجام یک کمپین هوایی پایدار علیه ایران کافی است.
۲. افزایش احتمال “جنگ تصادفی” و اشتباه محاسباتی خطرناکترین تأثیر این آرایش نظامی، افزایش احتمال وقوع جنگ بر اثر یک اشتباه است. با تجمع این حجم از نیروی نظامی در یک منطقه پرتنش:
- قایقهای تندرو سپاه پاسداران در نزدیکی ناوشکنهای آمریکایی مانور میدهند و پهپادهای ایرانی به ناوهای هواپیمابر نزدیک میشوند.
- یک اشتباه راداری، یک تصمیم عجولانه توسط یک افسر جوان یا یک حادثه کوچک میتواند جرقه جنگی را بزند که هیچیک از طرفین واقعاً خواهان شروع آن نبودند.
۳. تقابل پیامهای تهدیدآمیز (دیپلماسی اجبار) این آرایش نظامی بخشی از “دیپلماسی اجبار” است؛ یعنی مذاکره با یک دست و نشان دادن سلاح با دست دیگر.
- پیام آمریکا: این اقدام پیامی به ایران است که آمریکا مرعوب بستن تنگه هرمز نخواهد شد . ترامپ اعلام کرده که این یک “آرمادا” (ناوگان بزرگ) است و اگر توافقی حاصل نشود، از آن استفاده خواهد شد .
- واکنش ایران: این تهدید باعث واکنش متقابل شده است. آیتالله خامنهای در پاسخ گفته است که “خطرناکتر از ناو جنگی، سلاحی است که میتواند آن را به اعماق دریا بفرستد” و ایران توانایی غرق کردن این ناوها را دارد.
۴. آمادهسازی برای شکست مذاکرات همزمانی این لشکرکشی با مذاکرات ژنو نشان میدهد که طرفین به جای اعتمادسازی، در حال خرید زمان برای آمادهسازی جهت یک درگیری احتمالی هستند. تحلیلها نشان میدهد که این وضعیت شبیه به لحظات پیش از جنگ است تا یک پیشرفت دیپلماتیک.