پاسخ کوبنده محور مقاومت
این متن تحلیلی بر بیانیه مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) است که در پی ترور یکی از فرماندهان ارشد حزبالله توسط اسرائیل در بیروت صادر شده است.
سپاه با محکوم کردن این اقدام، وعده یک «پاسخ کوبنده» را از سوی محور مقاومت در زمان مناسب داده و تأکید میکند که حق انتقام خون مبارزان کاملاً حفظ خواهد شد.
این بیانیه، ترور را نشانهای از ضعف دشمن و استمرار تلاش برای نابودی «موجودیت صهیونیستی» به عنوان یک تومور سرطانی میداند.
مفسر به سوابق تاریخی پاسخهای هماهنگ ایران اشاره کرده و بحث میکند که این تلافیجویی آتی میتواند یک حمله دقیق و سنجیدهشده باشد یا سرآغاز درگیری نهایی «همه جانبه» که مدتهاست مورد انتظار است.
همچنین تأکید میشود که اگرچه ایران معمولاً برای حفظ عنصر غافلگیری پاسخ را به تعویق میاندازد، اما هماهنگی بالایی بین جبهههای مختلف مقاومت (ایران، لبنان و یمن) برای یک اقدام مشترک وجود دارد.
این اقدام مشترک، میتواند منجر به اعمال فشار برای تغییر رژیم در اسرائیل شود.
پاسخ احتمالی و پیچیدگی راهبردی «پاسخ کوبنده» وعده داده شده عنصر مقاومت چیست؟
ابعاد احتمالی و پیچیدگی راهبردی «پاسخ کوبنده» وعده داده شده توسط محور مقاومت، عمدتاً در منبع تأییدکننده، گستره عمل، زمانبندی و ماهیت عملیاتی آن نهفته است.
این وعده مستقیماً پس از ترور یکی از رهبران ارشد حزبالله در بیروت توسط اسرائیل مطرح شد.
در اینجا به ابعاد و پیچیدگیهای راهبردی این پاسخ احتمالی بر اساس منابع موجود میپردازیم:
۱. منبع تأیید و اهمیت راهبردی
- مشارکت مستقیم سپاه پاسداران (IRGC): بیانیه تأیید «پاسخ کوبنده» توسط سپاه پاسداران ایران صادر شد. این امر اهمیت قابل توجهی دارد زیرا مقامات ارشد جنبشهای مقاومت مسلحانه که با ایران در ارتباط هستند، مستقیماً با سپاه قدس (نیروی مسئول عملیات خارجی سپاه) سروکار دارند.
- اولویتبندی ایران: این اولین بار است که ایران (از طریق سپاه پاسداران) تأیید میکند که «پاسخی کوبنده» در انتظار دشمن تروریست است. نکته حائز اهمیت این است که سپاه پاسداران این بیانیه را زودتر از خود حزبالله صادر کرد که نشان میدهد ایران این موضوع را بسیار جدی گرفته و آن را در کنترل خود میبیند.
- حفظ حق انتقام: سپاه پاسداران در این بیانیه تأکید کرد که حق محور مقاومت و در لبنان برای انتقام خون رزمندگان دلاور حفظ شده است.
۲. پیچیدگیهای زمانی و جغرافیایی (محور مقاومت)
- تعریف گسترده پاسخ: ایران تأکید کرده است که پاسخ توسط «محور مقاومت» (Resistance Axis) انجام خواهد شد. این اصطلاح نشاندهنده هماهنگی سطح بالا بین جنبشها و جبهههای مقاومت در منطقه است.
- جبهههای احتمالی: این پاسخ میتواند شامل باز کردن چندین جبهه علیه اسرائیل باشد که احتمالاً ایران را نیز شامل میشود. هماهنگیهای موجود شامل عناصر مقاومت در ایران، لبنان، فلسطین، عراق و یمن است.
- انتظار زمان مناسب: پاسخ در «زمان مناسب» انجام خواهد شد. این یک تاکتیک راهبردی است؛ ایران سابقه تأخیر در پاسخ به حملات (گاهی تا شش یا هشت ماه) را دارد، اما این تأخیر همیشه با هدف حفظ «عنصر غافلگیری» انجام میشود و حمله در نهایت حتمی است.
۳. ماهیت عملیاتی «پاسخ کوبنده» (سناریوهای احتمالی)
ماهیت پاسخ به احتمال زیاد یک پاسخ محاسبهشده خواهد بود، اما احتمال جنگ فراگیر نیز در دیدگاههای برخی عناصر کلیدی ایران وجود دارد:
الف) پاسخ محاسبهشده و کنترلشده ( Calculated Response)
ایران در گذشته، پاسخهای خود را به دقت محاسبه کرده و سنجیده عمل کرده است تا صرفاً درسی به اسرائیل بدهد و از تحریک اقدامات شدیدتر متقابل از سوی اسرائیل یا مشارکت ایالات متحده جلوگیری کند.
- انواع حمله: پاسخ میتواند در قالب موشکها، پهپادها، یا حتی یک تلاش برای ترور یک چهره برجسته در ارتش یا اطلاعات اسرائیل باشد.
- سابقه ترکیب حملات: در حملات قبلی، ایران اغلب حملات تروریستی اسرائیل را بهانه قرار داده و چندین هدف (از جمله ترورهای فرماندهان یا جنایات در غزه) را در یک پاسخ پوشش داده است (مانند وعده صادق ۲).
- سطح کنونی پاسخ: با توجه به اینکه هدف ترور یک شخصیت بوده است، این پاسخ ممکن است از نظر شدت بین حملات قبلی ایران علیه اسرائیل قرار گیرد.
ب) جبهه فراگیر و جنگ تمامعیار (All-Out Front)
اگر ایران تصمیم بگیرد که کاملاً فراگیر عمل کند (استراتژی که برخی از عناصر سپاه و محافل سیاسی ایران آن را راهحل نهایی میدانند):
- حجم حمله: این سناریو شامل حمله همزمان از سوی ایران، لبنان، یمن و احتمالاً عراق است. منابع اشاره میکنند که اگر ۲۰,۰۰۰ موشک در عرض یک ساعت پرتاب شود، میتواند سیستمهای دفاع موشکی اسرائیل را کاملاً در هم شکسته و بخشهای بزرگی از اسرائیل را ویران کند.
- پیامد راهبردی: هرچند این نوع حمله آسیب بزرگی وارد میکند، اما ریسک واکنش شدیدتر اسرائیل و احتمالاً ورود کامل ایالات متحده به درگیری را افزایش میدهد.
- هدف نهایی: اگر این پاسخ بخشی از یک رویارویی بزرگتر در نظر گرفته شود، هدف نهایی آن میتواند اعمال فشار برای «تغییر رژیم» در اسرائیل باشد. محور مقاومت امیدوار است در صورت چنین اقدام نهایی، موج جهانی خشم و بیداری ناشی از «نسلکشی» جاری، حمایت مردمی گستردهای را حتی در غرب برای این عمل به همراه داشته باشد.
به طور خلاصه، «پاسخ کوبنده» بر پیچیدگی هماهنگی و زمانبندی دقیق استوار است، زیرا ایران باید اهداف انتقامی خود را محقق کند، اما در عین حال از برانگیختن یک جنگ هستهای یا مداخله تمامعیار آمریکا که از کنترل خارج شود، بپرهیزد.
این پاسخ مانند یک شمشیر دولبه راهبردی است: باید به اندازهای قوی باشد که بازدارندگی ایجاد کند، اما نه آنقدر که کل منطقه را به یک درگیری ویرانگر بکشاند.
آیا پاسخهای محاسبهشده گذشته بازدارندگی موفق در برابر تجاوزات اسرائیل ایجاد میکند؟
بر اساس منابع موجود، پاسخهای محاسبهشده گذشته نتوانستهاند بازدارندگی کامل و دائمی در برابر تجاوزات اسرائیل ایجاد کنند، هرچند در موارد خاصی موفق به توقف عملیات نظامی شدهاند.
در اینجا یک تحلیل جامع بر اساس منابع ارائه میشود:
ماهیت پاسخهای گذشته
- ایرانیان معمولاً پاسخهای بسیار خوب و محاسبهشدهای (very well-calulated responses) علیه اسرائیل و حتی پایگاه ایالات متحده انتخاب کردند.
- هدف از این پاسخها این بود که در راستای قوانین بینالمللی اندازهگیری شوند (measured in line with international law) و تنها درسی به اسرائیل بدهند.
- تأخیر در اجرای حمله (مثلاً با تأخیر چند ماهه، ۶ ماهه، یا ۸ ماهه) نیز معمولاً به منظور ایجاد عنصر غافلگیری در حملات علیه اسرائیل صورت میگیرد.
بازدارندگی موفق در کوتاهمدت
- در موردی مانند آنچه در منابع «وعده صادق سه» (True Promise three) یا جنگ ۱۲ روزه نامیده شده است، بازدارندگی وجود داشت.
- این جنگ ۱۲ روزه به پایان رسید، زیرا اسرائیل به شدت آسیب دید.
- این اقدام باعث شد اسرائیل جنگ را متوقف کند، زیرا سطح حملات وارده از سوی ایران بالا بود.
عدم ایجاد بازدارندگی کامل
- با این حال، بازدارندگی ایجاد شده، بازدارندگی در ادامه جنگ اسرائیل علیه آنها بود، نه بازدارندگی برای هرگونه حمله اسرائیل علیه ایران.
- به احتمال زیاد این حملات اسرائیل را به طور کامل از حمله مجدد به ایران بازنداشته است.
- اسرائیل هنوز قابلیتهای خود را حفظ کرده و میتواند حملاتی را علیه ایران انجام دهد؛ آنها هنوز «ترفندهایی در آستین دارند» (still has tricks up its sleeves)، از جمله استفاده از نیروی هوایی و شبکههای دیگری که شاید ایران هنوز شناسایی نکرده باشد.
- به خصوص در شرایطی که بنیامین نتانیاهو به دنبال چیزی است که محبوبیت او را پیش از انتخابات بعدی در اسرائیل افزایش دهد.
رویکردهای جایگزین
برخی در ایران معتقدند که راه حل نهایی جنگ همهجانبه (allout war) با اسرائیل است.
در مقابل، برخی دیگر از عناصر در ردههای بالای رهبری ایران معتقدند که باید با اسرائیل «نقطهای» (by points) پیروز شد و نباید بلافاصله جنگ همهجانبه را آغاز کرد، بلکه نیاز به نفس طولانی (long breath) است.
پاسخ به ترور چگونه با راهبرد رویارویی تمامعیار همسو میشود؟
پاسخ به ترور اخیر، که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) با قاطعیت تأیید شده است، در چند جنبه با راهبرد رویارویی اجتنابناپذیر تمامعیار همسو میشود:
۱. اجتنابناپذیری رویارویی تمامعیار: برخی از عناصر در ردههای بالای رهبری ایران، از جمله در سپاه پاسداران و حوزه سیاسی، بر این باورند که در نهایت، جنگ تمامعیار با اسرائیل اجتنابناپذیر است و این تنها راهحل است. اگر ایران تصمیم بگیرد که رویکرد تمامعیار را در پیش بگیرد، پاسخ به ترور اخیر به عنوان بخشی از نبرد بزرگتر میان ایران و اسرائیل در نظر گرفته خواهد شد.
۲. هدف نهایی محور مقاومت: طبق بیانیه سپاه پاسداران، محور مقاومت در تمامی عرصهها (نظامی، سیاسی، رسانهای و مردمی) با ارادهای مقدس در مسیر آزادسازی بیتالمقدس و “جارو کردن تومور سرطانی” رژیم صهیونیستی پیش میرود تا پیروزی نهایی حاصل شود. این چشمانداز، که بر حذف کامل رژیم غاصب تأکید دارد، با مفهوم رویارویی “نهایی” و “تمامعیار” برای تغییر رژیم در اسرائیل همخوانی دارد.
۳. نقش “محور مقاومت” و هماهنگی بالا: تأکید سپاه پاسداران بر اینکه حق محور مقاومت برای انتقام خون شهیدان محفوظ است و “پاسخی کوبنده” در انتظار دشمن است، نشان میدهد که این پاسخ نه صرفاً اقدامی فردی از سوی یک گروه، بلکه اقدامی در چارچوب “محور مقاومت” خواهد بود. سطح بالای هماهنگی و تبادل اطلاعات میان تمام عناصر (ایران، لبنان، فلسطین، عراق و یمن) پایهای برای انجام یک حمله مشترک را فراهم میآورد. این حمله مشترک میتواند منجر به باز شدن چندین جبهه علیه اسرائیل شود.
۴. ماهیت پاسخ کوبنده: ماهیت “پاسخ کوبنده” میتواند گمانهزنیها را به سمت یک جبهه تمامعیار سوق دهد. یک جبهه تمامعیار به معنای حملات همزمان از سوی ایران، لبنان، یمن و احتمالاً عراق است. در چنین سناریویی، برای مثال، شلیک حدود ۲۰,۰۰۰ موشک در عرض یک ساعت میتواند سامانههای دفاع موشکی اسرائیل را کاملاً از پای درآورد و بخشهای بزرگی از اسرائیل را ویران کند.
۵. ملاحظات تاکتیکی و سنجیده بودن پاسخ: با وجود اینکه برخی قائل به راهبرد رویارویی تمامعیار هستند، ایران عموماً در پاسخهای قبلی خود (مانند پس از عملیاتهایی که اسرائیل انجام داده بود)، رویکرد پاسخهای محاسبهشده و سنجیده را در پیش گرفته است. هدف این بوده است که درسی به اسرائیل داده شود، اما از هرگونه اقدامی که بتواند اقدامات شدیدتری مانند حمله هستهای اسرائیل یا مشارکت کامل ایالات متحده را برانگیزد، خودداری شود.
بنابراین، بیانیه اخیر سپاه پاسداران مبنی بر پاسخ کوبنده، نه تنها تصدیقی بر اهمیت این ترور در نظر ایران است، بلکه نشان میدهد که این حادثه میتواند به عنوان بهانهای (یا بخشی) از رویارویی گستردهتر با اسرائیل به کار رود، زیرا باور به اجتنابناپذیر بودن درگیری تمامعیار در سطوح رهبری ایران وجود دارد.
میتوان گفت، این پاسخ بالقوه مانند یک قطعه در پازلی بزرگتر است؛ هرچند این قطعه ممکن است به تنهایی یک جنگ تمامعیار نباشد (زیرا ایران به دنبال پاسخهای محاسبهشده است)، اما در ذهنیت استراتژیک رهبران، این واقعه در جهت تکمیل تصویر نهایی یک رویارویی اجتنابناپذیر قرار میگیرد.





