پیامدهای استراتژیک حمله احتمالی به ایران برای ثبات منطقه چیست؟
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در منابع شما (گفتگوی سرهنگ داگلاس مکگرگور)، حمله احتمالی به ایران پیامدهای استراتژیک عمیق و خطرناکی برای ثبات منطقه و حتی فراتر از آن خواهد داشت. مهمترین این پیامدها عبارتند از:
۱. پاسخ نظامی گسترده و ویرانگر ایران بر خلاف موارد گذشته، پیشبینی میشود که ایران در صورت حمله «هیچگونه خویشتنداری» نشان ندهد. ایران از زرادخانه موشکی خود برای حمله به اهداف زیر استفاده خواهد کرد:
- پایگاههای هوایی، رادارها و مراکز فرماندهی و کنترل آمریکا در منطقه (بهویژه در قطر و سایر نقاط خلیج فارس).
- کشتیهای جنگی آمریکا در صورتی که در برد موشکی باشند.
- اسرائیل، که ایران آن را مقصر اصلی این عملیات میداند، متحمل «آسیبهای عظیم» خواهد شد. این پاسخ در ۲۴ ساعت ابتدایی جنگ بسیار سنگین و در سطحی خواهد بود که از سال ۱۹۹۱ تاکنون دیده نشده است و احتمال دارد آمریکا پیش از ایران دچار کمبود موشک شود.
۲. آسیبپذیری و محدودیت نیروی دریایی آمریکا منابع اشاره میکنند که ناوهای هواپیمابر آمریکا آسیبپذیرتر از آن هستند که تصور میشود؛ بهطوری که ایجاد حفره در باند پرواز میتواند آنها را کاملاً از کار بیندازد.
به همین دلیل، نیروی دریایی آمریکا ناچار شده است ناوهای خود را به فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از خلیج فارس منتقل کند که این امر کارایی عملیاتی آنها را محدود میکند.
۳. گسترش جنگ و مداخله قدرتهای جهانی ایران در این نبرد تنها نخواهد ماند. تحلیلها نشان میدهد که روسیه و چین اجازه نخواهند داد ایران نابود شود یا فروبپاشد.
اگر آنها احساس کنند که ایران در خطر فروپاشی است، احتمالاً برای متوقف کردن آمریکا مداخله خواهند کرد.
۴. بیثباتی منطقهای و بحران پناهجویان کشورهای منطقه مانند ترکیه بهشدت نگران پیامدهای جنگ هستند.
فروپاشی احتمالی ایران میتواند منجر به سرازیر شدن سیل پناهجویان به ترکیه و سپس اروپا شود؛ موضوعی که ترکیه هیچ علاقهای به آن ندارد و منجر به مخالفت منطقهای با آمریکا خواهد شد.
۵. تسریع اشاعه سلاحهای هستهای در جهان این حمله یک پیام استراتژیک منفی به جهان مخابره میکند: «اگر سلاح هستهای نداشته باشید، حاکمیت شما محدود است و ممکن است مورد حمله قرار بگیرید».
این موضوع باعث میشود سایر کشورها در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین برای تضمین بقای خود و جلوگیری از تغییر رژیم توسط آمریکا، به سمت تولید سلاح هستهای حرکت کنند و در نتیجه اشاعه هستهای تسریع شود.
۶. ریسک جنگ طولانی و فرسایشی اگرچه هدف اعلامشده برخی طراحان جنگ، «تغییر رژیم» و یک عملیات سریع است، اما تاریخ نشان داده است که این نوع جنگها (مشابه هشدارهای آیزنهاور درباره چین) میتوانند به درگیریهای طولانی و غیرقابل کنترلی تبدیل شوند که نتیجه آن مشخص نیست.
توازن قدرت موشکی بین ایران و آمریکا در یک درگیری چگونه است؟
بر اساس تحلیلهای ارائه شده در منابع شما (دیدگاههای سرهنگ داگلاس مکگرگور)، توازن قدرت موشکی و دینامیک درگیری میان ایران و آمریکا دارای چندین ویژگی کلیدی و هشداردهنده برای ایالات متحده است:
۱. برتری لجستیکی ایران در تداوم شلیک صریحترین ارزیابی موجود در منابع این است که در یک درگیری طولانی، آمریکا بسیار زودتر از ایران دچار کمبود موشک خواهد شد .
در حالی که ایران به زرادخانه عظیم موشکهای بالستیک خود در خشکی دسترسی دارد، کشتیهای جنگی آمریکا پس از اتمام مهمات مجبورند برای بارگیری مجدد موشکها به بندر بازگردند که این امر تداوم آتش آنها را دچار وقفه میکند.
۲. آسیبپذیری ناوگان دریایی آمریکا توازن قدرت دریایی در برابر موشکهای ایران به نفع ایران تغییر کرده است:
- آسیبپذیری ناوهای هواپیمابر: برای از کار انداختن یک ناو هواپیمابر نیازی به غرق کردن آن نیست؛ ایجاد یک حفره بزرگ در باند پرواز توسط موشک، ناو را کاملاً غیرعملیاتی میکند.
- عقبنشینی تاکتیکی: نیروی دریایی آمریکا با آگاهی از این آسیبپذیری و خطر موشکهای ایران، ناوهای خود را به فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از خلیج فارس منتقل کرده است.
۳. کاهش کارایی آمریکا به دلیل فاصله اگرچه انتقال ناوها به فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری امنیت آنها را افزایش میدهد، اما منابع تاکید میکنند که این کار «کارایی عملیاتی» آمریکا را محدود میکند.
فاصله زیاد باعث میشود جنگندهها و سامانهها نتوانند با همان سرعت و شدتی که در نزدیکی ساحل عمل میکنند، به اهداف دسترسی داشته باشند.
۴. گستردگی اهداف موشکی ایران در صورت حمله، ایران از زرادخانه موشکی خود بدون هیچگونه خویشتنداری استفاده خواهد کرد. اهداف اصلی موشکهای ایران عبارتند از:
- پایگاههای هوایی محل استقرار هواپیماهای آمریکایی.
- رادارها و مراکز فرماندهی و کنترل (بهویژه در قطر و سایر نقاط خلیج فارس).
- کشتیهای جنگی (اگر در برد باشند).
- زیرساختهای اسرائیل (که متحمل خسارات عظیم خواهد شد).
به طور خلاصه، طبق این منابع، اگرچه آمریکا میتواند در ۲۴ ساعت اول حملهای سنگین انجام دهد، اما در ادامه جنگ به دلیل محدودیت در تعداد موشکها، دشواری بارگیری مجدد کشتیها و آسیبپذیری ناوهای هواپیمابر در برابر موشکهای ایرانی، در وضعیت نامناسبی قرار خواهد گرفت.
چرا برخی از تحلیلگران معتقدند که این جنگ میتواند به ضررهای داخلی آمریکا باشد؟
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در منابع (بهویژه دیدگاههای سرهنگ مکگرگور)، جنگ با ایران میتواند به دلایل زیر ضربات سنگینی به وضعیت داخلی آمریکا و دولت وقت (دولت ترامپ در زمان این گفتگو) وارد کند:
۱. ریزش پایگاه اجتماعی و سیاسی (تضعیف جنبش MAGA) تحلیلگران معتقدند که پایگاه رأیدهندگان ترامپ (جنبش ماگا) به مسائل داخلی بیش از ماجراجوییهای خارجی اهمیت میدهند.
مکگرگور استدلال میکند که جنگ واقعی برای «عظمت دوباره آمریکا» در داخل کشور است (مسائل مالی، اقتصادی و اجرای قانون) و نه در آن سوی آبها.
ورود به یک جنگ جدید باعث میشود حامیان او احساس کنند که شعار «اول آمریکا» و وعدههای انتخاباتی نادیده گرفته شده است و «ماگا» تنها یک توهم بوده است.
۲. تأثیر ویرانگر بر انتخابات میاندورهای اگر جنگ طبق سناریوی خوشبینانه (پیروزی قاطع در ۱۴ روز) پیش نرود — که بسیار محتمل است — و به یک درگیری فرسایشی و بدون نتیجه تبدیل شود، وضعیت سیاسی رئیسجمهور بهشدت آسیب میبیند.
ترامپ که پیشتر به دلیل مسائل اقتصادی در وضعیت متزلزلی قرار داشته، با یک «شکست نظامی» یا جنگی بیسرانجام، شانس حزب خود را در انتخابات میاندورهای کنگره از دست خواهد داد.
این شکست نظامی میتواند به مثابه «تیر خلاص» برای موقعیت سیاسی او عمل کند.
۳. تضاد با وعدههای انتخاباتی (پایان جنگهای بیپایان) ترامپ با وعده پایان دادن به «جنگهای بیپایان» و تمرکز بر بازسازی اقتصاد و کاهش هزینههای دولت به قدرت رسید.
آغاز یک جنگ جدید، نه تنها تداوم، بلکه «بدتر کردن» همان سیاستهای جنگی گذشته است.
این موضوع باعث دلسردی رأیدهندگانی میشود که از او انتظار داشتند هزینههای نظامی (مانند بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری دفاعی) را کنترل کند، نه اینکه آمریکا را وارد یک ماجراجویی نظامی دیگر کند.
۴. غفلت از بحرانهای داخلی و عدم پاسخگویی مردم آمریکا خواهان پاسخگویی در مورد مسائل داخلی (مانند اجرای قوانین فدرال، امنیت داخلی و رسیدگی به پروندههایی مانند اپستین) هستند.
تمرکز بر جنگ با ایران، دولت را از وظیفه اصلی خود که اجرای قانون و رسیدگی به مشکلات شهروندان آمریکایی است منحرف میکند و این موضوع برای پایگاه رأیدهندگان «غیرقابل قبول» است.
به طور خلاصه، این تحلیلها هشدار میدهند که ورود به جنگ با ایران، علاوه بر خطرات نظامی، به دلیل نادیده گرفتن اولویتهای اقتصادی و اجتماعی مردم آمریکا و نقض وعدههای انتخاباتی، میتواند به یک خودزنی سیاسی تمامعیار در داخل آمریکا تبدیل شود.