رویارویی مستقیم: تحلیل نبرد اسرائیل و ایران
این منبع، خلاصهای مفصل از مراحل یک درگیری نظامی بزرگ بین اسرائیل و ایران را که با عملیات گسترده هوایی اسرائیل آغاز شد، ارائه میدهد. رویارویی مستقیم: تحلیل نبرد اسرائیل و ایران
اسرائیل تحت عنوان عملیات «خط در حال صعود»، حملات هوایی سنگینی را علیه پدافند هوایی، تأسیسات هستهای و مراکز فرماندهی ایران انجام داد که منجر به حذف چندین فرمانده ارشد شد.
در پاسخ، ایران با استفاده از عملیات «وعده صادق ۳» صدها موشک بالستیک را به سمت مناطق شهری و زیرساختهای حیاتی اسرائیل از جمله حیفا و تل آویو شلیک کرد.
این گزارش وضعیت را یک جنگ فرسایشی توصیف میکند که در آن اسرائیل توانسته است برتری هوایی خود را حفظ کند و ذخایر موشکی ایران کاهش یافته است.
با وجود حملات تلافیجویانه ایران، کارزار بمباران اسرائیل بهصورت روزانه ادامه پیدا کرده است.
در نهایت، این تحلیل بر استقرار وسیع تجهیزات نظامی ایالات متحده در منطقه تأکید میکند که احتمال دخالت مستقیم آمریکا در جنگ را بالا میبرد.
چگونه حمله پیشدستانه اسرائیل برتری کامل هوایی را تضمین کرد و چه پیامدهایی برای ایران داشت؟
پرسش شما دو بخش اصلی دارد: چگونگی تضمین برتری کامل هوایی توسط حملات پیشدستانه اسرائیل و پیامدهای این حملات برای ایران.
پاسخ به این دو بخش بر اساس اطلاعات موجود در منابع، به شرح زیر است:
چگونه حملات پیشدستانه اسرائیل برتری کامل هوایی را تضمین کرد؟
حمله پیشدستانه اسرائیل به ایران که «عملیات خط صعودی» (Operation Rising Line) نامیده شد، یک نمونه کلاسیک از یک تهاجم هوایی بود که با دقت بسیار زیاد برنامهریزی و اجرا شد.
این عملیات توسط بیش از ۲۰۰ هواپیمای جنگنده اف-۱۵، اف-۱۶ و اف-۳۵ (معادل ۷۰٪ از نیروی هوایی اسرائیل) انجام شد که ۳۳۰ مهمات مختلف را به بیش از ۱۰۰ هدف در داخل ایران شلیک کردند.
این برتری هوایی از طریق استراتژی چندمرحلهای زیر تضمین شد:
۱. کور کردن کامل دفاع هوایی و راداری (Phase 1):
- حملات اولیه به سامانههای راداری: نیروی هوایی اسرائیل (IAF) ابتدا با هدف قرار دادن سامانههای کشف راداری و باتریهای دفاع هوایی، حریم هوایی را پاکسازی کرد. موج اول هواپیماهای اسرائیلی غرب ایران در مرز با عراق را هدف قرار دادند، جایی که بخش عمدهای از ایستگاههای راداری ایران در آنجا واقع شده بودند.
- نتایج کورکننده: اصابتهای موفقی در صوباشی، مراغه و تبریز گزارش شد. این حملات ایران را برای بقیه شب کاملاً کور کرد.
- سرکوب سامانههای دفاع هوایی: به دنبال آن، سرکوب سیستماتیک دفاع هوایی دشمن (SEAD) برای کسب برتری هوایی انجام شد. IAF اعلام کرد که تعدادی از سامانههای SA-69s (ماکت ایرانی S-300 روسیه) و همچنین SA-68s، SA-71s و SA-63s کوتاه و میانبرد را هدف قرار داده است.
۲. عملیات مخفی موساد و عوامل زمینی:
- نفوذ اپراتورها: برای تضمین موفقیت عملیات «خط صعودی»، اسرائیل ماهها قبل از طریق اپراتورهای موساد که «جناح تاریک نیرو» نامیده شدهاند، نفوذ کرد. این اپراتورها برای شناسایی تأسیسات کلیدی و هدف قرار دادن باتریهای دفاع هوایی ایران از فاصله نزدیک به داخل ایران رفته بودند.
- ایجاد هرج و مرج: آنها پهپادهای تاکتیکی را از زمین پرتاب کردند و حملات دقیقی را به سامانههای دفاع هوایی انجام دادند. همچنین سامانههای موشکی ضدتانک اسپایک (Spike ATGM) پیدا شدند که به طور خاص برای کنترل از راه دور از طریق اتصال به اینترنت تغییر یافته بودند تا داراییهای نظامی حیاتی را هدف قرار دهند.
- کسب اطلاعات: این نفوذ گسترده توسط موساد نشان میدهد که آنها تا اعماق سلسله مراتب ایران نفوذ کرده و اطلاعات دقیقی را جمعآوری کرده بودند.
۳. استفاده از پوشش هوایی همسایگان:
- هواپیماهای جنگنده اسرائیلی از پوشش حریم هوایی اردن، سوریه، عراق و حتی شاید عربستان سعودی برای حمله به ایران استفاده کردند. با این حال، اکثر حملات از عراق صورت گرفت، در حالی که هواپیماهای سوخترسان اسرائیلی بر فراز (مانند دیرالزور در شمال شرقی سوریه) در حال پرواز بودند تا هواپیماهای جنگنده خودی را سوختگیری کنند.
- در نتیجه این عملیات، نیروی هوایی اسرائیل «برتری هوایی مطلق را از غرب ایران تا تهران برقرار کرد».
پیامدهای حملات پیشدستانه برای ایران
حمله پیشدستانه نیروی هوایی اسرائیل، گرچه ایران را کاملاً نابود نکرد، اما برای نیروهای مسلح ایران بسیار ویرانگر بود.
۱. آسیب به توانمندیهای نظامی و موشکی:
- حمله به مراکز فرماندهی و کنترل (Phase 3): حملات به طور جدی تواناییهای فرماندهی و کنترل ایران را تخریب کرد. از طریق موشکهای هوا به زمین با دقت بالا و موشکهای سنگرشکن، افسران عالیرتبه سپاه پاسداران در مناطق مرفهنشین شمال تهران هدف قرار گرفتند.
- تخریب سکوهای پرتاب موشک (Phase 2): اسرائیل سکوهای پرتاب موشکهای بالستیک و برخی پایگاههای هوایی مانند پایگاه همدان و پایگاه موشکی کرمانشاه را هدف قرار داد و نابود کرد. این حملات با هدف فلج کردن توانایی ایران برای حملات تلافیجویانه طراحی شده بودند.
- کاهش ذخایر موشکی: ایران پس از حمله اولیه (۲۰۰ موشک) در پرتابهای بعدی خود کاهش چشمگیری نشان داد؛ مثلاً ۷۰ موشک در ۱۵ ژوئن و کمتر از ۳۰ موشک در ۱۷ ژوئن. این کاهش ممکن است ناشی از اثربخشی حملات هوایی اسرائیل در تخریب ذخایر و پرتابگرها باشد.
۲. تلفات سنگین فرماندهان و متخصصان:
- وزارت بهداشت ایران ۲۲۴ کشته و ۱۲۰۰ زخمی را تأیید کرد.
- بر اساس اطلاعات اسرائیل، شش افسر ارشد ارتش، از جمله فرمانده نیروی پهپادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه پاسداران، فرمانده نیروی هوایی سپاه و فرمانده پدافند هوایی، حذف شدند.
- علاوه بر این، نه دانشمند وابسته به برنامه هستهای ایران نیز کشته شدند.
۳. آسیب گسترده به تأسیسات هستهای و انرژی:
- تأسیسات هستهای (Phase 4): اسرائیل تأسیسات هستهای ناتانز، سایت اصلی غنیسازی اورانیوم ایران را هدف قرار داد و آسیب گستردهای به تأسیسات روی زمین وارد کرد. نیروگاه غنیسازی سوخت پایلوت (PFP) که اورانیوم را تا خلوص ۶۰ درصد غنی میکرد، نابود شد. پست اصلی برق و ژنراتورهای پشتیبان تأمینکننده برق مجتمع ناتانز نیز تخریب شدند که احتمالاً عملیات سانتریفیوژهای زیرزمینی را به دلیل قطع برق مختل کرده است.
- انرژی: اسرائیل همچنین تأسیسات نفت و گاز، از جمله میدان گازی جنوب پارس و پالایشگاه فجر جم در بوشهر را بمباران کرد که باعث آتشسوزی و توقف تولید ۱۲ میلیون متر مکعب گاز شد.
۴. پیامدهای استراتژیک و امنیتی:
- برتری هوایی دائمی: با کسب برتری کامل هوایی، اکنون هواپیماهای جنگنده اسرائیل میتوانند در آسمانی بیدردسر پرواز کرده و حملات بمباران خود را برای نابودی باتریهای دفاع هوایی باقیمانده، پرتابگرها و سایتهای تولید موشک ادامه دهند.
- افزایش آسیبپذیری: هر چه ایران واحدهای دفاع هوایی بیشتری را از دست بدهد، هواپیماهای اسرائیلی بیشتری قادر خواهند بود کل کشور را بمباران کنند. جایگزینی این تجهیزات نظامی پیشرفته در میانه جنگ بسیار دشوار است.
- مبارزه با جاسوسی: به دلیل نفوذ و لو رفتن اطلاعات (که منجر به حملات دقیق شد)، نیروهای امنیتی ایران یک کارزار گسترده علیه جاسوسان و عوامل خارجی آغاز کردند و اقدام به اعدام جاسوسان خودی کردند.
- انزوا: ایران در این درگیری تنها مانده است؛ حماس در غزه، حزبالله در لبنان فلج شده و روسیه نیز به دلیل درگیری در اوکراین، ایران را رها کرده است.
به طور خلاصه، حملات پیشدستانه اسرائیل مانند یک عمل جراحی پیچیده نظامی بود که ابتدا با کور کردن چشمها (رادارها) و از کار انداختن دفاع (سامانههای پدافند هوایی) برتری کامل هوایی را تضمین کرد.
پیامد آن برای ایران، از دست دادن سریع زیرساختهای هستهای، منابع انرژی و از همه مهمتر، تعداد زیادی از رهبران نظامی و علمی بود، که باعث شد ایران در موضع دفاعی قرار گیرد و مجبور به انجام کارزاری گسترده برای شناسایی و مجازات جاسوسان داخلی شود.
این وضعیت باعث شد که ایران در یک «نبرد فرسایشی» (battle of attrition) تنها بماند.
این نبرد فرسایشی موشکی، ذخایر دفاع هوایی و تحمل عمومی کدام طرف را بیشتر تحلیل میبرد؟
این نبرد میان ایران و اسرائیل به عنوان یک جنگ فرسایشی تلقی میشود که در آن دو طرف به دلیل نداشتن مرز مستقیم، از راه دور به یکدیگر حمله میکنند.
سوال این است که کدام طرف میتواند در بلندمدت دوام بیاورد.
بر اساس منابع، تحلیل ذخایر دفاع هوایی و تحمل عمومی به شرح زیر است:
۱. تحلیل ذخایر دفاع هوایی (Interceptors and Missile Reserves)
ذخایر دفاع هوایی اسرائیل:
- استراتژی ایران بر این اساس استوار است که ذخایر سامانههای رهگیر اسرائیل مانند “دیوید اسلینگ” (David Sling) و “آرو” (Arrow) را با استفاده از موشکهای ارزان قیمت، به تحلیل ببرد.
- ذخایر موشکی رهگیر اسرائیل به سرعت در حال کاهش است. با پرتاب ۳۵۰ موشک توسط ایران، میتوان انتظار داشت که حداقل همین تعداد رهگیر برای متوقف کردن آنها استفاده شده باشد.
- حتی ممکن است تعداد رهگیرهای شلیک شده دو تا سه برابر بیشتر باشد، زیرا مشاهده شده است که پرتابگرهای آرو شش رهگیر خود را برای متوقف کردن یک یا دو موشک ورودی خالی کردهاند.
- موجودی رهگیرهای اسرائیل محدود است؛ به عنوان مثال، حدود ۱,۵۰۰ رهگیر “استارنر” برای دیوید اسلینگ و ۲۰۰ تا ۳۰۰ رهگیر برای هر یک از سامانههای آرو ۲ و آرو ۳ در انبار وجود دارد. این سوال مطرح است که آیا اسرائیل میتواند به طور مؤثر باتریهای دفاع هوایی خود را دوباره پر کند.
ذخایر موشکی و دفاع هوایی ایران:
- نیروهای مسلح ایران متحمل ضرر و زیانهای سنگینی شدهاند. هدف حملات هوایی اسرائیل، انهدام موشکاندازهای سطح به سطح، سایتهای تولید موشک و باتریهای پدافند هوایی ایران بوده است.
- شدت حملات موشکی ایران به صورت روزانه کاهش یافته است. اولین موج پرتاب حدود ۲۰۰ موشک بود، در حالی که در ۱۷ ژوئن، تعداد پرتابها به کمتر از ۳۰ موشک رسید. این کاهش سریع میتواند نشاندهنده این باشد که حملات هوایی اسرائیل در انهدام ذخایر موشکی و پرتابگرها بسیار مؤثر بودهاند، یا اینکه ایران موشکهای کمتری نسبت به آنچه تصور میشد، در دسترس دارد.
- ایران در حال از دست دادن تجهیزات نظامی پیشرفته مانند یگانهای پدافند هوایی است که جایگزینی آنها در میانه جنگ دشوار است.
- با این وجود، ایران میتواند از “عمق استراتژیک” خود برای پنهان کردن تجهیزات در اعماق کوهها استفاده کند، اما برای حمله به اسرائیل، مجبور به نمایان کردن این داراییها هستند.
۲. تحلیل تحمل عمومی (Public Endurance)
تحمل عمومی در اسرائیل:
- ایران امید دارد که حملات موشکیاش به حمایت عمومی در اسرائیل فشار وارد کند تا مردم دولت خود را مجبور به پایان دادن به جنگ کنند.
- اسرائیلیها جنگ را در خاک خود احساس میکنند و این امر دردناک است. در نتیجه این حملات، دست کم ۲۴ کشته غیرنظامی و ۶۰۰ زخمی گزارش شده است.
- همچنین، این حملات زیرساختهای حیاتی مانند بندر حیفا، انبارهای سوخت و پالایشگاهها را هدف قرار داده و به آنها آسیب رساندهاند. تخریب تأسیسات سوخت میتواند هواپیماهای اسرائیلی را زمینگیر کند و آسیب به بندر حیفا به اقتصاد اسرائیل ضربه میزند.
- علاوه بر این، عملیات روزانه نیروی هوایی اسرائیل (IIAF) که حدود ۳۰ درصد از جتهای جنگنده عملیاتی را درگیر میکند، باعث خستگی پرسنل و خدمه تعمیر و نگهداری شده است.
تحمل عمومی در ایران:
- حملات اسرائیل زیرساختهای انرژی ایران مانند تأسیسات نفت و گاز را در جنوب و پالایشگاه فجر جم در بوشهر هدف قرار داد که تولید گاز را متوقف کرد.
- حملات در تهران نیز مناطقی را هدف قرار داد که شامل مناطق متمول شمال پایتخت بود و همچنین منجر به تلفات پرسنلی شد؛ وزارت بهداشت ایران ۲۲۴ کشته و ۱,۲۰۰ مجروح را گزارش کرد.
- پس از لو رفتن اطلاعات توسط عوامل نفوذی، نیروهای امنیتی ایران یک کمپین گسترده علیه جاسوسان آغاز کرده و گفته میشود که مأموران اطلاعاتی اسرائیل عملیاتهای انفجاری را در سراسر تهران انجام دادهاند.
نتیجهگیری کلی
در این نبرد فرسایشی، منابع نشان میدهند که ذخایر دفاع هوایی اسرائیل (رهگیرها) تحت فشار شدید و کاهش سریع قرار دارند، زیرا استراتژی ایران بر تحلیل بردن این ذخایر متمرکز است.
در عین حال، ذخایر نظامی و تواناییهای پدافند هوایی ایران نیز با سرعت شتابانی در حال تحلیل رفتن است در نتیجه حملات هوایی اسرائیل.
در زمینه تحمل عمومی، هر دو طرف هدف قرار گرفتهاند. ایران تلاش میکند با هدف قرار دادن زیرساختها و تلفات غیرنظامی، تحمل عمومی اسرائیل را کاهش دهد؛ در مقابل، حملات اسرائیل به ایران، تلفات قابل توجهی به رهبری نظامی و زیرساختهای حیاتی ایران وارد کرده است.
اما منابع به طور خاص بر نگرانی اسرائیل در مورد کاهش سریع ذخایر موشکهای رهگیر خود و نیاز به حمایت ایالات متحده در صورت ادامه جنگ فرسایشی تأکید دارند.
در عین حال، ایران با کاهش چشمگیر توانایی پرتاب موشک در طول روزهای درگیری مواجه شده است، که نشاندهنده اثربخشی حملات اسرائیل بر ذخایر و لانچرهای موشکی این کشور است.
این وضعیت فرسایشی را میتوان به دو شمشیرباز تشبیه کرد: یکی از شمشیربازها (ایران) هر روز در حال از دست دادن تجهیزات و زره خود است، که آسیبپذیریاش را در برابر حملات بعدی بیشتر میکند؛ در حالی که شمشیرباز دیگر (اسرائیل) با وجود حفظ موقعیت تهاجمی خود، با سرعت بسیار بالا در حال استفاده از تمام سپرهای محدود خود برای دفاع است، و این امر میتواند او را در برابر ضربات مهلک آینده بیدفاع سازد..
نقش کمک نظامی ایالات متحده دولت و مشارکت در منطقه عربی در تشدید یا پایان جنگ چیست؟
نقش کمک نظامی ایالات متحده و مشارکت کشورهای عربی منطقه در درگیری کنونی بین اسرائیل و ایران بیشتر در جهت تداوم و تشدید درگیری است، زیرا این اقدامات توانایی اسرائیل را برای دفاع از خود و ادامه حملات علیه ایران تقویت میکند.
در ادامه جزئیات نقش هر یک بر اساس منابع ارائه شده است:
۱. نقش کمک نظامی ایالات متحده
کمکها و حضور فزاینده نظامی ایالات متحده در منطقه، خطر درگیری مستقیم با ایران را افزایش داده و به اسرائیل در جنگ فرسایشی جاری کمک میکند.
حمایت نظامی و لجستیکی:
- در صورت ادامه جنگ فرسایشی، اسرائیل به حمایت ایالات متحده نیاز پیدا خواهد کرد.
- در حال حاضر، اسرائیل میتواند از حمایت ایالات متحده در قالب باتریهای پاتریوت (Patriot) یا مداخله کشتیهای جنگی نیروی دریایی ایالات متحده بهرهمند شود.
- همچنین گزارش شده است که دهها تانکر سوخترسان هوایی به عربستان سعودی اعزام شدهاند که نشاندهنده آمادگی برای یک رویداد بزرگ است.
افزایش تنش و استقرار داراییها:
- همه شواهد نشان میدهد که ایالات متحده در حال آماده شدن برای ورود به یک جنگ مستقیم علیه ایران است. پنتاگون مدت ۲۰ سال این وضعیت را “رؤیای خیس” خود میدانسته است.
- رئیس جمهور ترامپ لفاظیهای خود را تشدید کرده و خواستار تسلیم بیقید و شرط ایران شده است.
- گزارشهایی در مورد استقرار جنگندههای F-35 و بمبافکنهای B-52 در خاورمیانه منتشر شده است.
- ناوگروه تهاجمی ناو هواپیمابر یواساس نیمیتز زودتر از موعد مقرر به سمت خلیج فارس در حال حرکت است و داراییهای نظامی زیادی را در منطقه مستقر میکند.
- استقرار ناو نیمیتز موجب نگرانیهایی شده، زیرا بسیاری بیم آن دارند که حمله به این ناو بتواند به عنوان casus belli (دلیل جنگ) برای مداخله مستقیم ایالات متحده علیه ایران تلقی شود.
- پیش از این نیز فعالیتهای غیرعادی داراییهای نظامی ایالات متحده و ناتو در نزدیکی مرز ایران ثبت شده بود، از جمله ۱۳ هواپیما مانند هواپیماهای گشت دریایی P8A، RC135s و پهپادهای MQ4C.
هشدار ایران:
- ایران هشدار داده است که در صورت مداخله مستقیم ایالات متحده، آماده حمله به پایگاههای ایالات متحده در خاورمیانه خواهد بود.
۲. نقش مشارکت کشورهای عربی منطقه
مشارکت برخی کشورهای عربی منطقه در اقدامات دفاعی، به طور مستقیم به خنثیسازی حملات تلافیجویانه ایران و در نتیجه کاهش فشار بر اسرائیل کمک کرده است.
همکاری دفاعی و اطلاعاتی:
- بر اساس گزارش مؤسسه واشنگتن، چندین کشور عربی مانند اردن و عربستان سعودی در ساقط کردن پهپادهای ایرانی مشارکت داشتهاند.
- این کشورهای عربی همچنین با به اشتراک گذاشتن اطلاعات راداری به اسرائیل کمک کردند تا پهپادها و موشکهای ایرانی را منهدم کند.
استفاده از حریم هوایی:
- هواپیماهای جنگنده اسرائیلی برای حمله به ایران از پوشش فضاهای هوایی اردن، سوریه، عراق و حتی احتمالاً عربستان سعودی استفاده کردهاند. با این حال، منابع اشاره میکنند که هیچ پاسخی از سوی این کشورها به این اقدام صورت نگرفته است.
به طور خلاصه، در حالی که پشتیبانی ایالات متحده (از طریق تجهیزات، حضور نظامی و لفاظیهای سیاسی) و همکاری کشورهای عربی (از طریق دفاع فعال و اشتراک اطلاعات) توان رزمی و پایداری اسرائیل را در برابر ایران افزایش داده است، این اقدامات به شدت خطر تشدید درگیری به یک جنگ منطقهای گستردهتر را افزایش میدهد.
این وضعیت را میتوان به مسابقهای تشبیه کرد که در آن یک تیم (ایران) سعی در فرسوده کردن حریف (اسرائیل) دارد، اما مربی حریف (ایالات متحده) دائماً بازیکنان و تجهیزات کلیدی را تقویت میکند و سایر تماشاچیان منطقه (کشورهای عربی) نیز به او در دفع ضربات کمک میکنند؛ در نتیجه، امکان پایان سریع جنگ کاهش یافته و پتانسیل گسترش آن افزایش مییابد.



