چه عاملی باعث تغییر نظم تک قطبی شد؟
بر اساس منابع جدید، تغییر نظم کهن در خاورمیانه نتیجه یک رویداد واحد یا شکست نظامی چشمگیر نبود، بلکه حاصل «بیاهمیت شدن راهبردی» قدرت آمریکا و ناکارآمدی ابزارهای سنتی سلطه آن بود.
عاملی که باعث این تغییر بنیادین شد، ترکیبی از فرسایش درونی قدرت آمریکا و استراتژی هوشمندانه ایران در بهرهبرداری از این ضعفهاست.
در اینجا عوامل کلیدی که نظم کهن را دگرگون کردند، تشریح میشوند:
۱. فروپاشی بازدارندگی نظامی (ظهور قدرت نامتقارن) نظم کهن بر این فرض استوار بود که نیروی دریایی و پایگاههای نظامی آمریکا میتوانند هر مخالفتی را سرکوب کنند. اما رویدادهای دریای سرخ و عملکرد حوثیها این فرض را باطل کرد.
آمریکا میلیاردها دلار تجهیزات پیشرفته دریایی مستقر کرد، اما نتوانست مانع عملیات پهپادی و موشکی نیروهای یمنی شود .
این تغییر ناشی از «معادله هزینه» است: آمریکا مجبور است برای سرنگونی یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری، موشکی ۳ میلیون دلاری شلیک کند .
این عدم تقارن نشان داد که قدرت نظامی آمریکا وقتی با اراده سیاسی و تاکتیکهای نامتقارن روبرو میشود، مانند «ببر کاغذی» است که غرش میکند اما نمیتواند اراده خود را تحمیل کند.
۲. شکست راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن» برای ۷۰ سال، نفوذ آمریکا بر پایه ایجاد خصومت بین اعراب سنی (به رهبری عربستان) و ایران شیعه استوار بود تا واشنگتن خود را به عنوان ضامن امنیت معرفی کند.
توافق عادیسازی روابط ایران و عربستان با میانجیگری چین، حکم مرگ این استراتژی بود.
این رویداد ثابت کرد که امنیت منطقه دیگر نیازی به حضور آمریکا ندارد و کشورهای منطقه دریافتند که تضمینهای امنیتی آمریکا بیارزش است و تنها منافع واشنگتن را تأمین میکند.
۳. ناکارآمدی سلاح تحریم و فشار حداکثری نظم کهن بر توانایی آمریکا در خفه کردن اقتصادی مخالفان تکیه داشت.
خروج آمریکا از برجام و اعمال «فشار حداکثری» قرار بود اقتصاد ایران را نابود کند، اما نتیجه معکوس داد.
ایران به جای فروپاشی، اقتصاد خود را با کشورهای همسایه و قدرتهای شرقی (چین و روسیه) ادغام کرد و سیستمهایی برای دور زدن دلار ایجاد نمود.
این سازگاری نشان داد که آمریکا دیگر اهرم فشار اقتصادی مطلق دهه ۹۰ را در اختیار ندارد و نمیتوان کشوری با منابع عظیم و موقعیت ژئوپلیتیک ایران را منزوی کرد.
۴. تله اخلاقی و درسهای بقا رفتار آمریکا در لیبی، عراق و سوریه باعث تغییر محاسبات بازیگران منطقه شد.
سرنوشت قذافی (که خلع سلاح شد و سپس سرنگون گردید) در مقابل بقای دولتهای مقاوم، به منطقه آموخت که تنها تضمین حاکمیت، داشتن تواناییهایی است که هزینه مداخله آمریکا را غیرقابل تحمل کند .
ایران و متحدانش با درک این واقعیت، شبکهای از بازدارندگی ایجاد کردند که آمریکا قادر به نابودی آن نیست.
۵. ظهور نظم چندقطبی نظم کهن با این تصور زنده بود که آمریکا قدرتی بیجایگزین است.
اما ورود چین به عنوان میانجی صلح و گسترش گروه بریکس، نشان داد که جهان وارد دوران چندقطبی شده است.
کشورها دیگر نیازی به اجازه آمریکا برای پیگیری منافع خود ندارند و متوجه شدهاند که همسویی با واشنگتن محدودیتآور و پرهزینه است.
خلاصه و تمثیل عامل اصلی تغییر نظم کهن، تبدیل شدن نقاط قوت آمریکا به نقاط ضعف بود. میتوان این وضعیت را به «تفاوت میان یک جنگجوی زرهپوش سنگین و جریان آب» تشبیه کرد:
آمریکا مانند شوالیهای است که با زرهای بسیار گرانقیمت و سنگین (ناوهای هواپیمابر و تحریمها) به میدان آمده است، اما این زره آنقدر سنگین شده که او را از حرکت بازداشته و هزینهی نگهداری آن کمرشکن شده است.
در مقابل، نظم جدید به رهبری بازیگرانی مانند ایران، مانند آبی است که به آرامی زیر پای این شوالیه نفوذ کرده، زمین زیر پایش را شسته و او را بدون اینکه ضربه شمشیری رد و بدل شود، در گل و لایِ هزینهها و بیاعتباری فرو برده است.