جبهه دیجیتال: نبرد هیبریدی ایران و اسرائیل
این مقاله مروری بر ادامه خصومتهای دیجیتالی شدید بین ایران و اسرائیل ارائه میدهد که فراتر از آتشبسهای نظامی سنتی گسترش یافته است. جبهه دیجیتال: نبرد هیبریدی ایران و اسرائیل
اسرائیل استراتژی بازدارندگی پیچیدهای را با بهرهگیری از یگانهای نخبهای مانند یگان ۸۲۰۰ توسعه داده است تا با حملات سایبری دقیق، زیرساختهای حیاتی و اهداف مالی ایران را مختل کند.
در مقابل، ایران نیز قابلیتهای خود را بهشدت افزایش داده است، بهطوری که پس از جنگ ۱۲ روزه، فعالیتهای سایبری ایرانی علیه اسرائیل تا ۷۰۰ درصد افزایش یافته است.
این درگیری محدود به منطقه نیست و با هدف قرار دادن نهادهای سیاسی و زیرساختهای حساس در ایالات متحده، بهویژه پس از حمایت آمریکا از اسرائیل، ابعاد جهانی پیدا کرده است.
هر دو کشور حوزه دیجیتال را محوری برای استراتژیهای امنیتی خود میدانند و حملات هماهنگ با عملیات نظامی را سازماندهی میکنند؛ این امر به محو شدن مرزهای بین اهداف نظامی و غیرنظامی منجر شده است.
بنابراین، مدیریت این درگیری مستلزم بازنگری در بازدارندگی بینالمللی برای جلوگیری از خطای محاسباتی راهبردی است.
جنگ سایبری چگونه استراتژیهای امنیتی اصلی ایران و اسرائیل را تغییر داده است؟
جنگ سایبری تغییرات بنیادین و محوری در استراتژیهای امنیتی اصلی ایران و اسرائیل ایجاد کرده است، به طوری که حوزه دیجیتال از یک عرصه ثانویه به بخش مرکزی دفاع ملی تبدیل شده است.
در اینجا تشریح میشود که چگونه جنگ سایبری استراتژیهای امنیتی هر دو کشور را دگرگون کرده است:
۱. تبدیل حوزه دیجیتال به محور استراتژیهای امنیتی
هم اسرائیل و هم ایران اکنون حوزه دیجیتال را به عنوان مرکزی برای استراتژیهای امنیتی خود تلقی میکنند.
این بدان معناست که کمپینهای سایبری دیگر یک عملیات جانبی نیستند، بلکه با عملیات نظامی و مواضع دیپلماتیک ادغام میشوند.
- تشدید نبرد پس از جنگ: حتی پس از توقف حملات موشکی و بمبارانها، حملات دیجیتالی همچنان ادامه دارند. این وضعیت باعث شده است که نیاز به بازنگری در دفاع دیجیتالی ضروری باشد.
- اهرم فشار مرکزی: ابزارهای سایبری برای هر دو دولت به روشی محوری برای اجرای کمپینهای فشار، اخلال در کارکرد دشمنان و دفاع از داراییهای استراتژیک تبدیل شدهاند.
۲. تغییر در استراتژی امنیتی اسرائیل
استراتژی امنیتی اسرائیل با هدف بازدارندگی سایبری پیچیده و ایجاد قابلیت فشار بدون نیاز به درگیری زمینی تمامعیار تغییر یافته است:
- استراتژی بازدارندگی پیچیده: اسرائیل یک استراتژی بازدارندگی سایبری پیچیده را توسعه داده است که حملات سایبری دقیق را با دفاع ملی قوی ترکیب میکند.
- ساختارهای سازمانی متمرکز: این استراتژی توسط اداره ملی سایبری اسرائیل (INCD) و یگان ۸۲۰۰ (بخش نخبه اطلاعات سیگنالی نیروهای دفاعی اسرائیل) هماهنگ میشود. یگان ۸۲۰۰ به دلیل نقشش در ویروس استاکسنت که در سال ۲۰۱۰ به سانتریفیوژهای هستهای ایران آسیب رساند، شناخته شده است و قویترین نیروی سایبری اسرائیل محسوب میشود.
- استفاده از بازیگران غیردولتی: گروههای هکتیویست طرفدار اسرائیل مانند UCC Team، Anonymous Israel و Red Evils، این استراتژی را تکمیل میکنند. این گروهها معمولاً حملات Distributed Denial of Service (DDoS) و تخریب وبسایتها را انجام میدهند تا پیامرسانی اسرائیل را تقویت کرده و منافع ایران را در فضای دیجیتال هدف قرار دهند.
- هدف استراتژیک: برای اسرائیل، عملیات سایبری راهی برای اعمال فشار بدون نیاز به جنگ زمینی تمامعیار فراهم میکند.
۳. تغییر در استراتژی امنیتی ایران
ایران نیز قابلیتهای سایبری خود را افزایش داده و استراتژی خود را از نظارت منفعل به ابزاری برای تلافی و اخلال فعال تغییر داده است:
- افزایش قابلیتها و تکامل: ایران قابلیتهای سایبری خود را افزایش داده است، به طوری که پس از “جنگ ۱۲ روزه”، شرکت امنیت سایبری رادوِیر افزایش ۷۰۰ درصدی فعالیتهای سایبری ایران علیه اسرائیل را گزارش کرد. این امر نشاندهنده یک تکامل آشکار از نظارت سایبری منفعل به اخلال فعال و جنگ روانی است.
- ساختارهای رهبری: قابلیتهای سایبری تهران توسط وزارت اطلاعات و امنیت (MOIS) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) هدایت میشوند. این سازمانها توسط گروههای تهدید پیشرفته دائمی (APT) مانند APT34 (OilRig)، APT35 (Charming Kitten) و APT33 (Elfin) که به دلیل عملیات بدافزار، کمپینهای فیشینگ و خرابکاری زیرساختها معروف هستند، پشتیبانی میشوند.
- اهداف تاکتیکی: این حملات شامل حملات DDoS، تلاش برای نفوذ به سیستمهای زیرساختی، و حتی ربودن دوربینهای هوشمند اسرائیل برای کمک به هدفگیری در زمان واقعی در طول حملات موشکی بوده است.
- تمرکز بر آسیبپذیریهای طولانیمدت: ایران به طور خاص بر فروشندگان نرمافزارهای بالادستی و سیستمهای فناوری عملیاتی (OT) تمرکز دارد، که آسیبپذیریهایی هستند که میتوانند دسترسی طولانیمدت و شناسایینشده را در بخشهای مختلف فراهم کنند.
- هدف استراتژیک: جنگ سایبری برای ایران ابزاری مقرونبهصرفه برای تلافی و آزمایش آستانههای تحمل دشمن فراهم میکند.
- همسویی دیجیتال بینالمللی: ایران همسویی دیجیتال رو به رشدی با روسیه، چین و کره شمالی دارد. این شراکتها ایران را به فناوریهای نظارتی، تاکتیکهای باجافزار و ابزارهای نفوذ مبتنی بر هوش مصنوعی مجهز کرده است و کمپینهای پیچیدهتر و دارای توزیع جهانی را ممکن میسازد.
۴. پیامدهای استراتژیک گستردهتر
تشدید تنشهای سایبری پیامدهای استراتژیک گستردهتری دارد که امنیت منطقهای و بینالمللی را تغییر داده است:
- تار شدن مرزهای هدف: مهمترین پیامد، تار شدن مرز بین اهداف نظامی و غیرنظامی است. بیمارستانها، بانکها و تأسیسات خدماتی اکنون در جنگ نامتقارن “هدف مشروع” در نظر گرفته میشوند.
- افزایش خطر خطا: تکثیر واحدهای سایبری نیمه خودمختار در هر دو طرف، احتمال تشدید تصادفی یا خطای محاسباتی را در درگیری افزایش میدهد.
- ضرورت پایداری سایبری: به دلیل ارتباط تنگاتنگ حوزههای دیجیتال و فیزیکی، پایداری سایبری باید به عنوان یک جزء حیاتی دفاع ملی در نظر گرفته شود.
جنگ سایبری مانند یک لایه جدید و نامرئی از میدان نبرد عمل میکند که در آن دیگر صرفاً موشکها و تانکها تعیینکننده نیستند؛ بلکه توانایی فلج کردن زیرساختهای حیاتی دشمن و اعمال فشار مداوم بدون تجاوز فیزیکی مستقیم، نقش اصلی را در تنظیم استراتژیهای امنیت ملی بازی میکند.
این ابزار به اسرائیل اجازه میدهد تا بازدارندگی خود را حفظ کند، و به ایران اجازه میدهد تا با ابزارهای ارزانتر، قدرت نظامی بزرگتر دشمنان خود را به چالش بکشد.
پیامدهای جهانی این مناقشه سایبری منطقهای که به آمریکا گسترش مییابد چیست؟
پیامدهای جهانی این مناقشه سایبری منطقهای که به ایالات متحده گسترش یافته است، بسیار جدی و استراتژیک هستند و فراتر از خاورمیانه میروند.
منابع موجود به گسترش شدید حملات به ایالات متحده و پیامدهای راهبردی گستردهتر آن اشاره دارند:
۱. سرایت دیجیتال به ایالات متحده (Digital Spillover)
سرایت دیجیتال این مناقشه منطقهای اکنون بهطور حادی در ایالات متحده قابل مشاهده است.
در پی حملات ایالات متحده به اهداف ایرانی در ۲۲ ژوئن، گروههای طرفدار ایران حملات سایبری خود را علیه زیرساختها و اهداف سیاسی آمریکا افزایش دادهاند.
این عملیاتها به نظر میرسد بخشی از پاسخ تهران به حمایت آمریکا از اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه ماه گذشته باشد.
اهداف و حملات خاص در آمریکا:
- در ۱ ژوئیه ۲۰۲۵، یک گروه هکری مرتبط با ایران تهدید کرد که ۱۰۰ گیگابایت ایمیل مسروقه از همکاران رئیسجمهور دونالد ترامپ، از جمله سوزی وایلز (رئیس دفتر کارکنان کاخ سفید) و راجر استون (مشاور قدیمی)، را منتشر خواهد کرد. مقامات آمریکایی این نفوذ را بهعنوان یک کمپین بدنامی با انگیزه سیاسی محکوم کردند.
- گروههای هکتیویست طرفدار ایران مسئولیت حمله باجافزاری ۱ ژوئیه به شرکت KVE Metals در ایالات متحده و همچنین قطع سرویس Truth Social (پلتفرم رسانههای اجتماعی ترامپ) در اواخر ژوئن را بر عهده گرفتند.
- مؤسسات مالی، شرکتهای تأسیساتی و پیمانکاران دفاعی، اهداف با اولویت بالا محسوب میشوند.
- نگرانی خاصی در مورد تمرکز ایران بر فروشندگان نرمافزارهای بالادستی و سیستمهای فناوری عملیاتی (OT) وجود دارد . آسیبپذیریها در این نقاط میتوانند دسترسی بلندمدت و شناسایینشدهای را در چندین بخش فراهم کنند.
- استفاده از فناوریهای اسرائیلی در برخی زیرساختهای حیاتی ایالات متحده میتواند حملات سایبری تلافیجویانه ایران را جذب یا ممکن سازد.
- آسیبپذیریهای نهادهای آمریکایی با شکستهای اخیر در مدیریت امنیت سایبری، از جمله اخراج ژنرال تیموتی هاو و کاهش بودجه فدرال امنیت سایبری، تشدید شده است.
۲. پیامدهای استراتژیک جهانی
گسترش این درگیری فراتر از مرزها منجر به پیامدهای استراتژیک جهانی شده است که نیاز به بازنگری اساسی در دفاع سایبری در سطح بینالمللی دارد.
خطرات تشدید بینالمللی و محاسبات غلط:
- بینالمللی شدن درگیری: تکثیر واحدهای سایبری نیمهخودمختار در هر دو طرف (ایران و اسرائیل) احتمال تشدید تصادفی یا محاسبات غلط را در منازعهای افزایش میدهد که بهطور فزایندهای بینالمللی شده و بازیگرانی بسیار فراتر از خاورمیانه را درگیر میکند.
- تار شدن مرزهای هدف: پیامدهای استراتژیک گستردهتر این تنش سایبری، نگرانکننده هستند، بهویژه به دلیل تار شدن مرز بین اهداف نظامی و غیرنظامی. اکنون بیمارستانها، بانکها و شرکتهای تأسیساتی در جنگ نامتقارن “هدفی مشروع” تلقی میشوند.
- افزایش قابلیتهای توزیع شده جهانی: همسویی دیجیتال فزاینده ایران با روسیه، چین و کرهشمالی، ابزارهایی مانند فناوریهای نظارتی، تاکتیکهای باجافزاری و ابزارهای تأثیرگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی را در اختیار ایران قرار داده است که امکان انجام کمپینهای پیچیدهتر و توزیعشده در سطح جهانی را فراهم میکند.
ضرورت اقدام جهانی:
- مدیریت این عصر جدید از درگیریهای سایبری نه تنها مستلزم بهبود دفاع فنی، بلکه نیازمند هماهنگی بینالمللی و بازنگری اساسی در بازدارندگی است.
- جبهه دیجیتال دیگر یک صحنه ثانویه درگیری نیست؛ ابزارهای سایبری برای انجام کمپینهای فشار، اخلال در کار دشمنان و دفاع از داراییهای استراتژیک، حیاتی شدهاند.
- از آنجایی که حوزههای دیجیتال و فیزیکی بهطور فزایندهای به یکدیگر گره خوردهاند، تابآوری سایبری باید بهعنوان یک جزء حیاتی از دفاع ملی تلقی شود، نه فقط در تلآویو و تهران، بلکه در واشنگتن، ریاض، بروکسل و فراتر از آن.
این وضعیت مانند زمانی است که آتش یک جنگ منطقهای، که در ابتدا در یک محوطه بسته محدود بود، به دلیل وزش بادهای قوی و رسیدن به انبار مهمات، ناگهان به یک آتشسوزی جنگلی بینالمللی تبدیل میشود که مدیریت آن نیازمند همکاری و تلاشهای هماهنگ تمام مناطق در معرض خطر است.
با توجه به اهداف غیرنظامی، خطر بزرگترین اشتباه استراتژیک در فضای دیجیتال چیست؟
بر اساس منابع ارائه شده، با توجه به اهداف غیرنظامی در فضای دیجیتال، خطر بزرگترین اشتباه استراتژیک، تشدید تصادفی یا خطای محاسباتی است که ناشی از محو شدن مرز بین اهداف نظامی و غیرنظامی است.
در این عصر جدید از درگیری سایبری، مهمترین عوامل خطر و اشتباه استراتژیک عبارتند از:
۱. محو شدن مرزهای نظامی و غیرنظامی
یکی از جدیترین مفاهیم استراتژیک این تشدید درگیری سایبری، محو شدن مرز بین اهداف نظامی و غیرنظامی است.
- بیمارستانها، بانکها و تأسیسات عمومی اکنون در جنگ نامتقارن به عنوان «هدف مشروع» (fair game) در نظر گرفته میشوند.
- در حال حاضر، حملات سایبری شامل تلاش برای نفوذ به سیستمهای زیرساختی و حتی ربودن دوربینهای هوشمند اسرائیل برای کمک به هدفگیری در زمان واقعی در طول حملات موشکی بوده است.
- مؤسسات مالی، تأسیسات عمومی (utilities) و پیمانکاران دفاعی، اهداف با اولویت بالا هستند.
۲. افزایش خطر تشدید تصادفی
بزرگترین خطر استراتژیک، افزایش احتمال تشدید تصادفی درگیری یا اشتباه محاسباتی است.
- این خطر به دلیل تکثیر واحدهای سایبری نیمهخودمختار (semi-autonomous cyber units) در هر دو طرف افزایش یافته است.
- تیمهای هکری ایرانی و اسرائیلی وجود دارند که دستورات دولتهای خود را اجرا میکنند، علاوه بر بخشهای نظامی اختصاص یافته به سلاحهای دیجیتال.
- این مسئله یک درگیری را ایجاد میکند که به طور فزایندهای بینالمللی شده و بازیگران بسیار فراتر از خاورمیانه را درگیر میکند.
۳. تمرکز بر زیرساختهای حیاتی
تمرکز کنونی برخی بازیگران بر سیستمهایی است که دسترسی طولانیمدت و نادیدنی را فراهم میکنند، که این امر سیستمهای غیرنظامی را در معرض آسیب قرار میدهد:
- تمرکز ایران بر فروشندگان نرمافزار بالادستی (upstream software vendors) و سیستمهای فناوری عملیاتی (OT) است.
- آسیبپذیری در این سیستمها میتواند دسترسی طولانیمدت و پنهان به بخشهای مختلف فراهم کند.
- به طور خاص، استفاده از فناوریهای اسرائیلی در برخی زیرساختهای حیاتی ایالات متحده میتواند حملات تلافیجویانه سایبری ایران را جذب یا ممکن سازد.
مدیریت این عصر جدید از درگیری سایبری، نیازمند بازنگری اساسی در بازدارندگی و هماهنگی بینالمللی است، زیرا جبهه دیجیتال دیگر یک عرصه ثانویه درگیری نیست و تابآوری سایبری باید به عنوان یک جزء حیاتی دفاع ملی در نظر گرفته شود.
تشبیه برای درک بهتر:
ریسک بزرگترین اشتباه استراتژیک در فضای دیجیتال، مانند یک میدان نبرد است که در آن خطوط مرزی با بیمارستانها و خانهها محو شدهاند و تعداد زیادی از سربازان نیمهمستقل (هکتیویستها) در حال شلیک هستند.
اگر یکی از این شلیکهای تصادفی یا هدفگیریهای اشتباه به یک نیروگاه یا بانک حیاتی برخورد کند، نه تنها خسارت زیادی وارد میکند، بلکه احتمال یک پاسخ نظامی یا سیاسی خارج از کنترل را افزایش میدهد؛ این همان اشتباه محاسباتی استراتژیکی است که میتواند درگیری را تشدید کند.



