تفاوت بین موشک های بالستیک و هایپرسونیک ایران چیست؟
بر اساس منابع ارائه شده، تفاوت اصلی میان موشکهای بالستیک ایران (مانند سامانه خرمشهر ۴) و فناوریهای هایپرسونیک واقعی در مسیر حرکت و قابلیت رهگیری آنها نهفته است، نه لزوماً فقط در سرعت آنها.
در اینجا جزئیات این تفاوتها آمده است:
۱. موشکهای بالستیک (مانند خرمشهر ۴):
- مسیر قابل پیشبینی: این موشکها پس از پرتاب، یک قوس بالستیک مشخص و قابل محاسبه را طی میکنند. قوانین فیزیک مسیر پرواز آنها را تعیین میکند.
- قابلیت رهگیری: از آنجا که مسیر آنها قطعی است، اپراتورهای پدافند هوایی میتوانند با محاسبه متغیرها، نقطه برخورد را پیشبینی کرده و سیستمهای دفاعی را برای رهگیری آنها تنظیم کنند.
- وضعیت ایران: سامانه «خرمشهر ۴» که اخیراً توسط سپاه پاسداران رونمایی شده، یک موشک بالستیک است که به سرعت ۱۶ ماخ و برد ۲۰۰۰ کیلومتر میرسد.
- اگرچه این سرعت بسیار بالا است، اما این موشک همچنان در دسته بالستیک (با مسیر قابل پیشبینی) قرار میگیرد.
۲. سامانههای هایپرسونیک (تهدید متفاوت):
- مانورپذیری: سلاحهای هایپرسونیک واقعی در تمام طول پرواز خود مانورپذیر هستند و از قوس بالستیک از پیش تعیین شده پیروی نمیکنند.
- تغییر مسیر پویا: این تسلیحات میتوانند مسیر و ارتفاع خود را به صورت پویا تغییر دهند (اغلب در داخل پوشش پلاسما). این ویژگی باعث میشود که موشک به جای یک پرتابه غیرفعال، مانند یک «شرکتکننده فعال» در درگیری عمل کند.
- غیرقابل رهگیری با سیستمهای سنتی: به دلیل تغییر مداوم مسیر، سیستمهای پدافند هوایی سنتی که بر اساس محاسبه بردار حرکت کار میکنند، در برابر این سلاحها ناکارآمد میشوند.
نتیجهگیری در مورد توانمندی ایران: منابع اشاره میکنند که اگرچه ایران موشکهایی با سرعت بسیار بالا و قدرت تخریب زیاد دارد و بلوغ زیرساختهای موشکی خود را به نمایش گذاشته است، اما این توانمندیها لزوماً هنوز به معنای داشتن «پروفایل تهدید هایپرسونیک» (به معنای سلاحهای کاملاً مانورپذیر که معادلات نظامی را تغییر میدهند) نیست، هرچند تأثیر روانی و استراتژیک آن قابل توجه است.
روسیه و چین چگونه از سیستم دفاعی ایران پشتیبانی میکنند؟
بر اساس منابع ارائه شده، روسیه و چین از طریق ایجاد یک معماری دفاعی یکپارچه و پیچیده که شامل سختافزارهای نظامی، نرمافزارهای سازگار و اشتراکگذاری اطلاعات است، از ایران پشتیبانی میکنند.
این همکاری باعث ایجاد سطح بالایی از بازدارندگی شده که در کشورهای دیگری مانند عراق یا لیبی وجود نداشت.
جزئیات این پشتیبانی عبارتند از:
۱. سیستمهای پدافند هوایی یکپارچه (نقش کلیدی روسیه) روسیه سرمایهگذاری قابلتوجهی در ساخت و استقرار سیستمهای پدافند هوایی یکپارچه در خاک ایران انجام داده است.
- ساختار چندلایه: این سیستمها صرفاً مجموعهای از سلاحها نیستند، بلکه یک شبکه به هم پیوسته شامل رادارهای برد بلند (برای شناسایی تهدیدات در فواصل دور)، سامانههای درگیری میانبرد و دفاع نقطهای هستند.
- سازگاری و یکپارچگی: برخلاف سیستمهای دفاعی اوکراین که ترکیبی ناهماهنگ از تجهیزات غربی هستند، سیستم دفاعی مشترک روسی-چینی در ایران دارای پلتفرمها و نرمافزارهایی است که به طور خاص برای عملیات یکپارچه پیکربندی شدهاند.
- اطلاعات تهدید بلافاصله در تمام لایههای سیستم پخش میشود تا هدفگیری دقیق انجام شود.
۲. اطلاعات ماهوارهای و هدفگیری (نقش کلیدی چین) چین با ارائه دادههای حیاتی اطلاعاتی و نظارتی، نقش مکمل را ایفا میکند.
- هدفگیری دقیق: سیستمهای دفاعی ایران از اطلاعات هدفگیری ماهوارههای چینی بهره میبرند که دقت و کارایی پدافندها را افزایش میدهد.
- مقابله با تهدیدات داخلی: در جریان ناآرامیهای داخلی (که منابع آن را تلاش برای «انقلاب رنگی» مینامند)، سیستمهای ماهوارهای روسیه و چین توانستند ترمینالهای گیرنده «استارلینک» را که توسط مخالفان استفاده میشد، شناسایی کنند.
- آنها به جای ایجاد اختلال (Jamming)، موقعیت مکانی این ترمینالها را در اختیار سرویسهای امنیتی ایران قرار دادند که منجر به دستگیری شبکهای از رهبران این گروهها شد.
۳. پشتیبانی لجستیکی و ایجاد «معماری دفاعی مهیب» ترکیب لجستیک نظامی مستقیم روسیه، سیستمهای پدافند هوایی روسیه و اطلاعات ماهوارهای چین، یک سپر دفاعی ایجاد کرده است که بسیار قدرتمندتر از هر چیزی است که آمریکا در جنگهای قبلی خاورمیانه با آن روبرو بوده است.
به گفته منابع، این پشتیبانی باعث شده است که هرگونه کمپین بمباران احتمالی توسط ایالات متحده علیه زیرساختهای ایران، برخلاف عملیاتهای هوایی بدون چالش گذشته، با خطر از دست دادن هواپیماهای استراتژیک و تلفات سنگین همراه باشد.